تبلیغات
انصار الصلاة
انصار الصلاة

انصار الصلاة شما را به یاری فرامی خواند


تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب

قرآن

اختلالات اضطرابی رایج ترین بیماری های روانی در جامعه اند که در 15 تا 20 درصد از بیماران کلینیک های درمانی دیده می شود. اضطراب حالتی نامطبوع، همراه با انتظاری نامطمئن از رخداد موضوعی زیان آور است. اضطراب موقعیتی است که گاهی در زمان امتحان یا اعمال جراحی و ... دیده می شود. اضطراب بر اساس تجربه باعث اختلال در یادگیری و ایجاد خطاهای بیشتر می شود.

از نشانه های ذهنی اضطراب می توان عدم تمرکز فکری، ضعف در ادراک، ناتوانی در تحلیل و ضعف حافظه را نام برد.

تاثیر صوت قرآن بر کاهش اضطراب

روش های گوناگونی برای کاهش اضطراب می توان نام برد که از جمله آنها روش های "تن آرامی" و "موسیقی درمانی" را نام برد. بدیهی است که انتخاب یک روش درمانی بدون عارضه، کم هزینه، سالم و ساده نظیر موسیقی درمانی از ارجحیت برخوردار است.

یکی از صداهای دلنشین و جذاب، آوای عرفانی قرآن کریم است. کلام الهی با قدرت نفوذ فراوان خود، آنچنان بر روح و جسم اثر می نماید که گویی بعد از شنیدن آن انسان تازه متولد شده و احساس سبکی، سرزندگی و رهایی از قید و بندهای مادی می نماید. هراس و نگرانی را از دل می زداید و در فرد شنونده ایجاد آرامش می کند.

همانگونه که در قرآن آمده "الا بذکر الله تطمئن القلوب"، 260 بار کلمه "ذکر" آورده شده است که منظور یادآوری است.

بهداشت روان انسان بحث سراسر قرآن کریم است. قرآن در حدود 6236 آیه در زمینه پرورش صحیح انسان و حفظ بهداشت روان سخن گفته است.

قرآن آرامش و امنیت را، راه دستیابی به سلامت روان می داند. مطالعات انجام شده با مضمون تاثیر آوای قرآن بر اضطراب و درد بیماران تحت عمل جراحی یا آزمون های تشخیصی، بیانگر تاثیر مثبت آوای قرآن بر بهداشت روان و جسم می باشد. لذا جهت برخورداری از آثار معنوی قرآن، بهره گیری از این کلام الهی به عنوان یک روش تسکین دهنده ی مفید و قابل دسترسی برای کاهش اضطراب پیش از آزمون دانشجویان پیشنهاد می شود. چرا که نظم آهنگ واژگان قرآن، نغمه دلکش و نوایی دلپذیر می آورد، نوایی که احساسات آدمی را برمی انگیزد و دل ها را شیفته خود می کند.

نوای زیبای قرآن برای هر شنونده ای، هرچند غیر عرب، جذاب و روح بخش است.

بررسی نقش نماز بر کاهش اضطراب

انسان از دو دیدگاه جهان بینی الهی و مادی نگریسته می شود.

در جهان بینی الهی، انسان بر اساس آیات قرآنی "نفخت فیه من روحی" و "انی جاعلک فی الارض خلیفه"، دارای فطرتی خدایی و به عبارتی نیمه ملکوتی است. موجودی مستقل، امانت دار خدا، مسئول خویشتن و جهان، مسلط به طبیعت و زمین و آسمان، ملهم به خیر و شر که وجودش از سستی و ناتوانی به قوت و کمال سیر می کند.

در جهان بینی مادی، در تفسیر انسان و توجیه رفتار او، به یک سری عوامل بیوشیمیایی، ارثی و مسائل زیست شناختی بسنده می شود.

حال این سوال مطرح است که آیا باورها و اعتقادات فرد، در سلامت روحی - روانی او موثر است؟

تحقیقات نشان داده است که بیشتر بیماری های روانی ناشی از ناراحتی های روحی و تلخ کامی های زندگی، در میان افراد غیرمذهبی، بیشتر دیده می شود. از طرفی شیوع اضطراب در میان زنان بیشتر از مردان است.

اضطراب عبارت است از تشویشی فراگیر، ناخوشایند و مبهم که اغلب با علائمی مانند سردرد، تعریق، تپش قلب، درد قفسه سینه، ناراحتی مختصر معده و ... همراه است. به علاوه اضطراب، بر تفکر، ادراک و یادگیری فرد اثر می گذارد.

اضطراب طبیعی، پاسخی مفید به واقعیتی تهدید کننده است. در حالی که اضطراب مرضی به دلیل شدت یا مدتش، پاسخی است نامتناسب به یک محرک فرضی.

دکتر هاسیلوپ می گوید "مهم ترین عامل خواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی با کسب تجربه در مسایل روانی به آن پی بردم، همین نماز است".

همچنین بسیاری از روان شناسان و روان پزشکان دریافته اند که دعا و داشتن یک ایمان محکم به دین، باعث رفع نگرانی، تشویش و یا حس ترس را که موجب بیشتر بیماری هاست می شود. توجه کامل به خداوند با تمام اعضاء و حواس، روی گردانی از مشکلات زندگی و اشتغالات فکری که در حین نماز ایجاد می شود و مدتی پس از نماز هم ادامه دارد، باعث به وجود آمدن حالتی از آرامش روانی می شود. بر اساس تحلیلی از این آیه قرآن هم می توان به نقش آرامش بخش بودن نماز پی برد.

از طرفی آمده در قرآن که "الا بذکر الله تطمئن القلوب" (با یاد خدا دل ها آرام می گیرد) و از طرفی آیه "اقم الصلوه لذکری" (نماز را برای یاد من اقامه کنید)، اشاره به این دارد که نماز باعث آرامش دل هاست.

در مطلب بعدی در مورد " رابطه توکل به خدا با کاهش اضطراب " برای شما صحبت خواهیم کرد.

 


چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

زیباترین عبادت

  • کعبه

         " آن گاه که کشتی روح انسان در دریای متلاطم و خروشان زندگی در حال متلاشی شدن است ، فقط یاد خداست که می تواند آدمی را از غرق شدن و نابودی و نا امیدی نجات دهد. "

    در درون انسان احساس عرفانی وجود دارد که او را پیوسته شیفته و عاشق تقرب و نزدیکی به خدا می سازد این احساس ، هنگامی که با یاد خدا آشنا شد ، از آن بهره مند گردید و لذت آن را چشید بسیار حریصانه و عاشقانه مایل است هرچه بیشتر سیرتر و پرتر گردد.

    نماز یک نیاز ضروری در زندگی انسان است و هر چیزی که به عنوان نیاز مطرح باشد ، قهرا وجود آن آثار خیر فراوانی در پی دارد،همانگونه که فقدانش زیانبار است و تبعات سوء زیادی به دنبال دارد لذا در آیات قرآن و روایات اسلامی، هم آثار فراوانی که بر نماز مترتب است ذکر شده وهم زیان هایی که براثر ترک نماز، گریبان گیر فرد و جامعه می گردد، آمده است.

    به پیامبراسلام (ص) عرض کردند : فلان جوان که به مسجد می آید و پشت سر شما نماز می خواند مرتکب گناه نیز می شود . پیامبر(ص) فرمود بالاخره یک روز این نماز نجاتش می دهد.

    امام صادق (ع): «بپرهیزید که نسبت به نمازتان بی اعتنا باشید و آن را سبک بشمارید، مبادا تا زمانی که جوانید، شور جوانی مانع انجام نماز به صورت کامل شود و در تمام کردن نماز عجله و شتاب نمایید و هنگامی که پیر شدید ناتوانی و فرتوتی و بی حالی ، انجام نماز را به صورت کامل از شما سلب نماید و دیگر توان ایستادن و رکوع کردن وانجام سایر اعمال نماز را نداشته باشید واعضای بدن همراهی نکند.»

    امام رضا(ع): نماز واجب گردید که بنده آقا و مدبر و خالقش را فراموش نکند.

    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    خواص طبی نماز

    خواص طبی نماز

     ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مركزی مخچه كه محل كنترل اعمال و حركات ارادی است را تقویت می كند و این عمل باعث می شود فرد با صرف كمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حركات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت كرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد.


    برخی از كارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلكه جسم انسانها را نیز تقویت می كند و آنها را در مبارزه با مشكلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فكر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمركز فكر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیك بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افكار         نا آرام را از انسان دور می كند.
    ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مركزی مخچه كه محل كنترل اعمال و حركات ارادی است را تقویت می كند و این عمل باعث می شود فرد با صرف كمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حركات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت كرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شكم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و ركوع در نماز است.
    كارشناسان می گویند در حالت ركوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود كخ در متعادل و آرام كردن سمپاتیك موثر است. مدت زمان خواندن ذكر ركوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.
    تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اكثر بیماری ها از بدن , كمك به افزایش حالت استواری و استحكام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص ركوع در نماز است. سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت كرده و دردهای سیاتیك را آرام می كند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت كرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شكمی كمك می كند.

    سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده كه این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود. حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یكدیگر باعث كشیده شدن اعصابیكه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می كند,شده و این اعصاب را در یك حالت تعادلی قرار می دهد كه این عم برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسكین می دهد.
    استحكام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , كمك به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است. روشن است كه نماز فلسفی خاص خود را دارد كه معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط امین تقی پور | نظرات ()

    پیامبر ونماز

    پیامبر بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به حق، بنده حقیقی حضرت حقّ است، و به این معنا هر روز در پنج نوبت شهادت می دهیم«و اشهد ان محمّداً عبده و رسوله»، یعنی: گواهی می دهیم كه حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنده و فرستاده اوست. حضرتش گوی سبقت را در این وادی بر همگان و از همگان ربوده و در این معنی و دیگر معانی الگو و اسوه می باشد، كه:«لقدكان لكم فی رسولِ اللهِ اسوةٌحسنةٌ.[1]»، یعنی: هر آنچه وجود رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای شما الگوی نیكویی می باشد. در احوالش چنین نقل كرده اند:«كان النّبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذا قام الی الصلوة یربد وجهه خوفاً من الله تعالی و كان لصدره اولجوفه أزیز كأزیز المرجل»، یعنی: پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هر گاه كه به نماز می ایستادند چهره اش به جهت خوف از خداوند تغییر می كرد، و صدایی همچون جوشش دیگ از درون حضرت شنیده می شد.[2] عایشه همسر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می گوید: شبی حضرت از رختخواب برخاست و مشغول مناجات شد تا نزدیك صبح عبادت كرد و پس از آن گریه های سختی سر داد، به حضرت عرض كردم: چرا خودت را به زحمت می افكنی در حالی كه خداوند، گناهان گذشته و آینده تو را بخشیده است؟ فرمودند: ای عایشه! آیا به پاس این همه نعمت بنده شكرگذاری نباشم.[3] در ابتدای وحی آنقدر بر پنجه پا به عبادت ایستاد تا پای مباركش ورم كرد و آیه نازل شد:«طه(1) ما انزلنا علیك القرآن لتشقی(2).[4]»، یعنی ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه خود را به سختی بیفكنی. و نیز روایت شده است:«كان اذا قام الی الصلوة كأنّه ثوب ملقی»، یعنی: وجود مبارك پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هرگاه به نماز می ایستاد، گویا جامه ای پهن شده به روی زمین بود.[5]
    علاّمه مجلسی در«حیوة القلوب» می نویسد: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ وقتی شب می خواست بخوابد، آب وضو را نزدیك سر خود می گذاشت و سر آب را می پوشاند و مسواك را زیر فراش خود قرار می داد، و قدری می خوابید و چون بیدار می شد، نظر به اطراف آسمان می كرد، و آیات آخر سوره آل عمران را تلاوت می فرمود، سپس مسواك می كرد و وضو می گرفت، و چهار ركعت نماز می خواند، و ركوع و سجود را به قدری طول می داد كه گویا سر از ركوع بر نخواهد داشت، و همچنین سجود را طول می داد، و به رختخواب برمی گشت، و قدری می خوابید، سپس بیدار شده و باز نظر به آسمان می كرد، و آیات را می خواند و مسواك می كرد، و وضو می گرفت و به همان طریق چهار ركعت نماز خوانده و باز به رختخواب برمی گشت و قدری می خوابید و باز برمی خواست، و به همان آداب عمل می كرد .و نماز وتر و نافله صبح را می خواند و سپس به مسجد برای ادای نماز صبح می رفت.[6]
    استمداد از نماز در رفع مشكلات زندگی:
    «و عن حذیفة قال: كان رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذا حزبه امر فزع الی الصّلاة»، یعنی: حذیفه گوید: شیوه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنان بود كه چون مشكلی برای او پیش می آمد، به نماز پناه می برد، و از آن استعانت می جست.[7] «و عن النبّی ـ صلّی الله علیه و آله‌ ـ قال: كانوا یعنی الانبیاء یفزعون اذا فزعوا الی الصّلاة»، از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و اله ـ روایت شده كه فرمودند: پیامبران خدا چنان بودند كه چون دچار نگرانی می شدند به نماز پناه می بردند[8].«و عن الذین الدّرداء قال: كان رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذا كانت لیلة ریح كان مفزعه الی المسجد حتّی یسكن، و اذا حدث فی السّماء حدث من كسوف شمس او قمر كان مفزعه الی الصّلاة»، یعنی: ابو درداء گوید: رسم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنان بود كه چون شبی باد سهمگینی می آمد به مسجد پناه می برد، تا آرام گیرد، و چون در آسمان كسوف و خسوفی اتّفاق می افتد به نماز پناه می برد.[9]
    در احوالات اصحاب رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و بزرگان نیز می نویسند كه: در سختی ها و مشكلات و مصائب به نماز پناه می بردند، و از آن استمداد می جستند كه از باب نمونه به این روایت توجّه كنید. از ابن عبّاس روایت شده كه در مسیری می رفت كه خبر مرگ فرزندش را به او دادند[10]. در این وقت او از مركب پیاده شد و به كناری رفت و دو ركعت نماز به جای آورد و بازگشت و آنگاه گفت: ما همان كاری را كه خدا به ما دستور داده بود انجام دادیم كه می فرماید:«و استعینوا بالصبر و الصّلاة ...[11].»

    پی نوشت:

    [1] . سوره احزاب (33)/ 21.
    [2] . فلاح السائل/161، بحارالانوار/ ج 84/ 248.
    [3] . مشكاة الانوار/ 35، بحارالانوار/ ج 84/ 262.
    [4] . سوره طه(20)/1 و2.
    [5] . فلاح السائل/161، بحارالانوار/ ج84/248.
    [6] . نقل از كتاب ارزش و اهمّیّت نماز به زبان ساده، 45 و 46.
    [7] . تفسیر الدّر المنثور/ ج 1/ 67.
    [8] . همان مأخذ.
    [9] . همان مأخذ.
    [10] . در روایت دیگری دارد كه خبر مرگ برادرش«قثّم» را به او دادند.
    [11] . تفسیر الدّر المنثور/ ج1/ 67.


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    حضور قلب در نماز

    خشوع زینت نماز
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:الخشوع زینة الصلاة ؛
    خشوع ، زینت و زیور نماز است .
    (بحارالانوار، ج 77، ص 131)

    خشوع بدن

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:مازاد خشوع الجسد على ما فى القلب فهو عندنا نفاق ؛
    هرگاه خشوع بدن بر خشوع قلب و توجه آن به نماز افزون شد، این عمل نزد ما دورویى محسوب مى گردد.
    (تفسیر صافى ، ج 2، تفسیر سوره مؤ منون ، ص 126)

    خشوع چیست ؟

    سئل النبى - صلى الله علیه وآله -:ما الخشوع ؟قال : التواضع فى الصلاة و ان یقبل العبد بقلبه كله على ربه ....؛
    از پیامبر اكرم (ص ) سؤ ال شد: خشوع چیست ؟ فرمود: فروتنى و خاكسارى در نماز و اینكه بنده با تمام قلبش به سوى خدا برود....
    (بحارالانوار، ج 84، ص 264)

    نماز و حضور قلب

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:لیس لك من صلاتك الا ما احضرت فیه قلبك ؛
    نیست براى تو از نماز، مگر قلب تو در حال نماز باشد.
    (بحارالانوار، ج 84، ص 259)

    حضور در عبادت

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:اعبد الله كانك تراه فان كنت لاتراه فانه یراك ؛
    عبادت كن خداوند تعالى را، چنانچه گویا او را مى بینى ، و اگر تو او را نمى بینى او تو را مى بیند.
    (نهج الفصاحه ، ص 65.سرالصلوة ، ص 26.مكارم الاخلاق ، ص 459)

    حواس پرتى در نماز توسط شیطان

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:ان العبد اذا اشتغل بالصلاة و جاءه الشیطان و قال له : اذكر كذا اذكر كذا حتى یضل الرجل ان یدرى كم صلى ؛
    نمازگزار وقتى مشغول نماز است ، شیطان به سراغش مى آید و به او مى گوید: این را به یاد بیاور، آن را یاد بیاور تا این كه انسان را گمراه كند و فراموش كند كه چند ركعت نماز خوانده است .
    (بحارالانوار، ج 84، ص 259)

    آخرین نماز

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله - :صل صلوة مودع ترى انك لاتصلى بعد ما صلوة ابدا؛
    آن چنان نماز بگزار كه گویى آخرین نماز توست و دیگر هرگز نمازى نخواهى خواند.
    (بحارالانوار، ج 84، ص 264)

    نماز و تفكر

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:ركعتان مقتصدتان فى تفكر خیر من قیام لیلة و القلب لاه ؛
    دو ركعت نماز همراه با تفكر و حضور قلب ارزشمندتر از یك شب زنده دارى با دل سرگردان و بدون توجه است .
    (میزان الحكمه ، ج 5، ص 390.بحارالانوار، ج 74، ص 82. مكارم الاخلاق ، ص 465)

    دو ركعت نماز آگاهانه

    قال الصادق - علیه السلام -:من صلى ركعتین یعلم ما یقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله ذنب ؛
    كسى كه آگاهانه و با توجه به مفاهیم ، دو ركعت نماز بخواند، در حالى نمازش را به پایان مى برد كه میان او و خدایش هیچ گناهى نمانده است .
    (میزان الحكمه ، ج 5، ص 391.وسائل الشیعه ، ج 4، ص 687)

    آداب حضور قلب

    قال الباقر - علیه السلام -:علیك بالاقبال على صلاتك فانما یحسب لك منها ما اقبلت علیه منها بقلبك و لا تعبث فیها بیدیك و لا براسك و لا بلحیتك و لا تحدث نفسك و لا تتثاءب و لا تتمطا و لا تكفر...؛
    بر تو باد توجه كامل به نمازت ، پس همانا، آن مقدار كه در نماز حضور قلب داشته باشى ، حساب مى شود، در نماز با دست و سر و ریش خویش بازى مكن ، و در نماز با خودت صحبت نكن و خمیازه نكش ...
    (بحارالانوار، ج 84، ص 201)


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    اهمیت نماز

    منبع:سایت اندیشه قم

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:اول ما افترض الله على امتى ، الصلوات الخمس و اول ما یرفع من اعمالهم ، الصلوات الخمس و اول ما یساءلون عنه ، الصلوات الخمس ؛
    اولین چیزى كه خداوند بر امت من واجب كرد، نمازهاى پنج گانه است و اولین چیزى كه از اعمال ایشان بالا برده مى شود، نمازهاى پنج گانه است و اولین چیزى كه نسبت به آن مورد سؤ ال واقع مى شوند، نمازهاى پنج گانه است
    (كنزالعمال ، ج 7، حدیث 1885)

    برترى نماز

    قال على - علیه السلام -:اوصیكم بالصلاة و حفظها، فانها خیرالعمل و هى عمود دینكم ؛
    شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مى كنم ، زیرا نماز برترین عمل و ستون و اساس دین شما است
    (میزان الحكمه ، ج 5، ص 468، بحارالانوار، ج 82، ص 209)

    معراج مؤ من

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:الصلوة ، معراج المؤ من ؛
    نماز، معراج مؤ من است .
    (كشف الاسرار، ج 2، ص 676، سرالصلوة ، ص 7، اعتقادات مجلسى ، ص 29)

    نماز نور مؤمن

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:الصلوة نور المؤ من ؛
    نماز نور مؤ من است .
    (شهاب الاخبار، ص 50، نهج الفصاحه ، ص 396)

    نشانه ایمان

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:علم الایمان الصلوة ؛
    علامت و نشانه ایمان نماز است .
    (شهاب الاخبار، ص 59)

    نماز ستون دین

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:الصلوة عماد دینكم ؛
    نماز، پایه و ستون دین شما است .
    (میزان الحكمه ، ج 5، ص 370)

    تقرب به وسیله نماز

    قال الكاظم - علیه السلام -:افضل ما یتقرب به العبد الى الله بعد المعرفة به ، الصلوة ؛
    بهترین چیزى كه بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهى تقرب پیدا مى كند، نماز است .
    (تحف العقول ، ص 455)

    پرچم اسلام

    قال رسول الله - صلى الله علیه و آله -:علم الاسلام الصلاة ؛
    نماز، پرچم اسلام است .
    (كنزالعمال ، ج 7، ص 279، حدیث 1887)

    نماز وسیله تقرب مؤمن

    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:ان الصلوة قربان المؤ من ؛
    همانا نماز خواندن وسیله نزدیكى مؤ من به خداست .
    (كنزالعمال ، حدیث 18907)

    نماز و پایه هاى دین

    قال الباقر - علیه السلام -:بنى الاسلام على خمس : الصلوة و الزكوة ، و الصوم و الحج و الولایة ؛
    اسلام بر روى پنج پایه بنا شده است : نماز، روزه ، زكات ، حج ، ولایت .
    (كافى ، ج 2، ص 17)

     


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    نماز باز دارنده از فحشا و منکرات

     

    منبع:سایت اندیشه قم

    و اقم الصّلوة انّ الصّلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر.
    نماز را برپا دار، زیرا نماز انسان را از كارهای زشت و ناپسند باز می‌دارد و یاد خدا بسیار بزرگتر است.« عنكبوت ، 45»
    بعد از بیان این دستور كه درحقیقت جنبه‌ آموزش دارد، به دستور دوم می‌پردازد كه شاخه اصلی پرورش است، می‌گوید:«و نماز را برپا دارید. (و اقم الصلوة).
    سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته می‌گوید:(زیرا نماز انسان را از زشتیها و منكرات باز می‌دارد)،(ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر).[1]
    طبیعت نماز از آنجا كه انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده یعنی اعتقاد به مبدء و معاد می‌اندازد دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منكر است.
    انسانی كه به نماز می‌ایستد، تكبیر می‌گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می‌شمرد، به یاد نعمتهای او می‌افتد، حمد و سپاس او می‌گوید، او را به رحمانیّت و رحیمیّت می‌ستاید، به یاد روز جزای او می‌افتد، اعتراف به بندگی او می‌‌كند، از او یاری می‌جوید صراط مستقیم از او می‌طلبد، و از راه كسانی كه غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه می‌برد (مضمون سوره حمد).
    بدون شكّ در قلب و روح چنین انسانی جنبشی به سوی حقّ و حركتی به سوی پاكی و جهشی به سوی تقوا پیدا می‌شود.
    برای خدا (ركوع) می‌كند،ودر پیشگاه او پیشانی بر خاك می‌نهد، غرق در عظمت او می‌شود و خودخواهی‌ها و خود برتربینی‌ها را فراموش می‌كند.
    شهادت به یگانگی او می‌دهد گواهی به رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌دهد.
    بر پیامبرش درود می‌فرستد و دست به درگاه خدای برمی‌دارد كه در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
    همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می‌كند، موجی كه سد نیرومندی در برابر گناه محسوب می‌شود.
    این عمل چند بار در شبانه روز تكرار می‌گردد، هنگامی كه صبح از خواب برمی‌خیزد در یاد او غرق می‌شود.
    در وسط روز هنگامی كه غرق زندگی مادّی شده ناگهان صدای تكبیر مؤذن را می‌شنود، برنامه خود را قطع كرده، به درگاه او می‌شتابد، و حتّی در پایان روز و آغاز شب پیش از آن كه به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می‌كند و دل را مركز انوار او می‌سازد.
    از این گذشته به هنگامی كه آماده مقدّمات نماز می‌شود خود را شستشو می‌دهد پاك می‌كند، حرام و غصب را از خود دور می‌سازد و به بارگاه دوست می‌رود، همه‌ این امور تأثیر باز دارنده در برابر خط فحشاء و منكرات دارد.
    منتها هر نمازی به همان اندازه كه از شرایط كمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منكر می‌كند، گاه نهی كلّی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.
    ممكن نیست كسی نماز بخواند و هیچگونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد هر چند آلوده گناه باشد، البتّه این گونه نماز تأثیرش كم است،‌ این گونه افراد اگر همان نماز را نمی‌خواندند از این هم آلوده‌تر بودند.
    روشن‌تر بگوییم: نهی از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.[2]
    در تفسیر نمونه آمده:
    مهمترین فلسفه و آثار نماز بازدارندگی از زشتی‌ها و گناهان است.
    منظور از (نهی نماز) هم نهی تشریعی است،‌یعنی صحت و كمال نماز مشروط به ترك گناهان است و هم نهی تكوینی، یعنی نماز ذاتاً اثر بازدارندگی از گناهان دارد.
    فحشاء اشاره به گناهان بزرگ پنهانی است.[3]
    منكر اشاره به گناهان بزرگ و آشكار است.
    می‌گویند فحشاء گناهانی است كه بر اثر غلبه قوای شهویه دامن‌گیر انسان می‌شود.
    ولی منكر، یعنی گناهانی كه بر اثر غلبه قوه غضبیّه صورت می‌گیرد.
    ابن عباس گوید: نماز پاسداری است كه شخص را از معصیت خدا دور می‌سازد، پس هر كه را نماز از معصیت دور ننماید معلوم می‌شود كه آن را با كهولت و بی‌اعتنایی انجام داده و برای ساختن خود استفاده نكرده و بیشتر از خدا دور می‌گردد.
    كسی كه نمازش او را از فحشاء و منكر دور نسازد پس نمازش در حقیقت نماز نیست.
    از ابن مسعود و او از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت نمود. كسی كه مطیع نماز نباشد نمازش كامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منكر است مقصود روایت این است كه نماز وقتی شخص را از معصیتها دور ندارد و نمازگزار از گناهان دوری نكند پس نماز او متصف به صفتی كه خداوند فرمود: (ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنكر) نمی‌باشد.
    ولی ممكن است اگر توبه كند و از معصیت، نفس خویش را باز دارد نمازش مفید باشد.
    سیاق آیات شاهد بر این است كه مراد به این بازداری، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منكر است، البته بازداریش هم به نحو اقتضاء ‌است نه علیّت تامه، كه هر كس نماز خواند دیگر نتواند گناه كند.[4]
    چطور نماز از فحشاء و منكرات نهی می‌كند؟ در جواب می‌گوییم این عمل به خصوص كه انسان آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد و همه‌ عمر ادامه دهد و مخصوصاً اگر آن را همه روزه در جامعه‌ای صالح به جا بیاورد و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند طبعاً با گناهان كبیره سازش ندارند.[5]
    آری، توجه به خدا از در بندگی،‌ آن هم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتاً باید انسان را از هر معصیتی كبیره و هر عملی كه ذوق دینی آن را شنیع می‌داند از قبیل قتل نفس، تجاوز به جانها، مال ایتام و زنا و لواط باز بدارد بلكه نه تنها از ارتكاب آنها، بلكه حتی از تلقین آن نیز جلوگیری می‌كند. برای اینكه نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و این ذكر، اولاً ایمان به وحدانیّت خدایتعالی و رسالت و جزاء روز قیامت را به نمازگزار تلقین می‌كند و به او می‌گوید: كه خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده، از او استعانت بنما و در خواست كن، كه تو را به سوی صراط مستقیم هدایت نموده، از ضلالت و غضبش پناه دهد.
    و ثانیاً او را وادار می‌كند به این كه با روح و بدن خود متوجه عظمت و كبریایی خدا شده، پروردگار خود را با زبان، حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه‌ بندگان صالح سلام بفرستد.
    علاوه بر این كه او را وادار می‌كند از حدث (كه نوعی آلودگی روحی است) و از خبث یعنی آلودگی بدن و جامعه خود را پاك كند و نیز از این كه لباس و مكان نمازش غصبی باشد بپرهیزد و رو به سوی خانه‌ پروردگارش بایستد.[6]
    پس اگر انسان مدتی كوتاه بر نماز خود پایداری كند و در انجام آن تا حدّی نیّت صادق داشته باشد،‌این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلّم باعث می‌شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، (مثال) به طوری كه اگر فرضاً آدمی شخصی را موكّل بر خود كند كه دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آن چنان تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبوّدیت آراسته گردد، قطعاً تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش می‌كند وادار نخواهد كرد.[7]
    اشكال
    در اینجا لازم است اشكالی كه به آیه شریفه شده، و جوابش را خاطر نشان سازیم بعضی بر این آیه اشكال كرده‌اند كه این آیه می‌فرماید: نماز از فحشاء و منكرات نهی می‌كند و حال آنكه ما بسیاری از نمازگزاران را می‌بینیم كه از ارتكاب گناهان بزرگ پروایی ندارند، چرا نماز آنان را از فحشاء و منكرات بازشان نمی‌دارد.
    جواب
    هر نمازی به همان اندازه كه از شرایط كمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منكر می‌كند گاه نهی كلی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.[8]
    ممكن نیست كسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد، هر چند آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش كم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی‌خواندند از این هم آلوده‌تر بودند.[9]
    روشن‌تر بگوییم: نهی از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.[10]
    آنچه از سیاق بر‌می‌آید این است كه اگر دستور داده‌اند به این كه مردم نماز بخوانند برای این بوده كه نماز آنان را از فسق و فجور باز می‌دارد و این تعلیل می‌فهماند كه نماز عملی است عبودی، كه به جا آوردنشان صفتی در روح آدمی پدید می‌آورد، كه‌ آن صفت به اصطلاح معروف پلیسی است غیبی، و صاحبش را از فحشاء و منكرات باز می‌دارد و در نتیجه جان و دلش از قذارت‌های گناهان و آلودگی‌هایی كه از اعمال زشت پیدا می‌شود پاك می‌ماند.[11]

    مقصود از نماز چیست؟

    پس معلوم می‌شود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است، (یعنی صفت باز داری از گناه) چیزی كه هست در جواب از آن اشكال می‌گوییم: پیدایش این صفت اثر طبیعی نماز هست و لكن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت، پس این كه در جواب دومی گفتند در بعضی افراد اثر دارد صحیح نیست، بلكه در همه اثر دارد و لكن بنحو اقتضاء.
    پس حق در جواب همان است كه گفتیم: بازداری از گناه اثر طبیعی نماز است، چون نماز توجه خاصی است از بنده به سوی خدای سبحان، لكن این اثر تنها به مقدار اقتضاء است، نه علیت تامه، تا تخلف نپذیرد و نمازگزار دیگر نتواند گناه كند، نه، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است، یعنی اگر مانع و یا مزاحمی در بین نباشد اثر خود را می‌بخشد و نمازگزار را از فحشاء باز می‌دارد ولی اگر مانعی یا مزاحمی جلو اثر آن را گرفت دیگر اثر نمی‌كند و در نتیجه نمازگزار آن كاری كه انتظارش را از او ندارند می‌كند، خلاصه یاد خدا و موانعی كه از اثر او جلوگیری می‌كنند مانند دو كفه ترازو هستند، هر وقت كفه یاد خدا چربید نمازگزار گناه نمی‌كند و هر جا كفه آن موانع چربید كفه یاد خدا ضعیف می‌شود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف می‌گردد و گناه را مرتكب می‌شود و اگر خواننده عزیز بخواهد این معنا را لمس كند باید حالا بعضی از افراد كه نام مسلمان دارند و در عین حال نماز نمی‌خوانند در نظر بگیرد كه اگر رفتار آنها را زیر نظر قرار دهد می‌بیند: كه به خاطر نخواندن نماز، روزه را هم می‌خورد، و حج هم نمی‌رود، و زكات هم نمی‌دهد و بالأخره سایر واجبات را هم ترك می‌كند و هیچ فرقی بین پاك و نجس و حلال و حرام نمی‌گذارد و خلاصه در راه زندگی همچنان پیش می‌رود، هر چه پیش آید خوش آید و هیچ چیزی را در راه خود مانع پیشرفت خود نمی‌بیند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ،‌و نه هیچ چیز دیگری.[12]

    پی نوشت ها:

    [1] . فرق میان «فحشاء» و «منكر» در جلد 11 صفحه 370 ذیل آیه 90 سوره‌ نحل آمده است كه در یك عبارت كوتاه می‌توان گفت:«فحشاء» اشاره به گناهان بزرگ پنهانی، و «منكر» گناهان بزرگ آشكار است، و یا فحشاء گناهانی است كه بر اثر غلبه قوای شهویه، و منكر بر اثر غلبه‌ قوه غضبیه صورت می‌گیرد.
    [2] . تفسیر نمونه، ج 16 ص 284.
    [3] . 2 ـ 3 ـ تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
    [4] . المیزان، ج 16، ص 209.
    [5] . المیزان، ج 16. ص 209.
    [6] . المیزان، ج 16، ص 210.
    [7] . المیزان، ج 16، ص 210.
    [8]. تفسیر نمونه، ج 16، ص 285.
    [9] . تفسیر نمونه، ج 16، ص 285.
    [10] . تفسیر نمونه، ج 16، ص 285.
    [11] . المیزان، ج 16، ص 212.
    [12] . المیزان، ج 16، ص 212.


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    نماز وسیله محو گناهان

     

    منبع:سایت اندیشه قم

    و أقم الصّلوة طرفی النّهار و زلفاً من الّیل إنّ الحسنات یذهبن السّیئات ذلك ذكری للذّاكرین و اصبر فان الله لا یضیع أجر المحسنین.
    نماز را در دو طرف روز و اوایل شب برپادار، چرا كه حسنات،‌ سیئات (و آثار آنها را) برطرف می‌سازد، این تذكری است برای آنها كه اهل تذكرند و شكیبائی كن كه خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نخواهد كرد. «هود ، 114»

    نماز و صبر

    در این آیات، انگشت روی دو دستور از مهمترین دستورات اسلامی كه در واقع روح ایمان و پایه‌ اسلام است گذارده شده:
    نخست فرمان به اقامه‌ نماز داده می‌گوید: نماز را در دو طرف روز و در اوایل شب برپادار
    سپس برای اهمیت نماز روزانه خصوصاً و همه‌ عبادات و طاعات و حسنات عموماً چنین می‌گوید:(حسنات، سیئات را از میان می‌برد).(ان الحسنات یذهبن السیئات).
    و این تذكر و یاد‌آوری است برای آنها كه توجه دارند. (ذلك ذكری للذاكرین).
    آیه‌ فوق همانند قسمتی دیگر از آیات قرآن تأثیر اعمال نیك را در از میان بردن آثار سوء اعمال بد بیان می‌كند، در سوره‌ نساء آیه‌ 31 می‌خوانیم
    ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سیئاتكم
    اگر از گناهان بزرگ دوری كنید گناهان كوچك شما را می‌پوشانیم.
    و در آیه (7 عنكبوت) می‌خوانیم
    و الذین آمنوا و عملوا الصالحات لنكفرن عنهم سیئاتهم
    كسانی كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند گناهان آنان را می‌پوشانیم.
    و به این ترتیب اثر خنثی كننده گناه را در طاعات و اعمال نیك تثبیت می‌كند.
    از نظر روانی نیز شك نیست كه هر گناه و عمل زشتی یك نوع تاریكی در روح و روان انسان ایجاد می‌كند كه اگر ادامه یابد اثرات آنها متراكم شده به صورت وحشتناكی انسان را مسخ می‌كند.
    ولی كار نیك كه از انگیزه‌ الهی سرچشمه گرفته به روح آدمی لطافتی می‌بخشد كه آثار گناه را می‌تواند از آن بشوید و آن تیرگیها را به روشنایی مبدّل سازد.
    اما از آنجا كه جمله فوق (ان الحسنات یذهبن السیئآت) بلافاصله بعد از دستور نماز ذكر شده یكی از مصداقهای روش آن نمازهای روزانه است و اگر می‌بینیم در روایات تنها تفسیر به نماز‌های روزانه شده دلیل بر انحصار نیست بلكه همان گونه كه بارها گفته‌ایم بیان یك مصداق روشن قطعی است.

    اهمیت فوق‌العاده‌ نماز

    در روایات متعددی كه ذیل آیات فوق از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه‌ معصومین ـ علیهم السّلام ـ نقل شده تعبیراتی دیده می‌شود كه از اهمیت فوق‌العاده‌ نماز در مكتب اسلام پرده برمی‌دارد.[1]
    نماز انسان را در برابر گناه بیمه می‌كند و نیز نماز زنگار گناه را از آیینه‌ دل می‌زداید.
    نماز جوانه‌های ملكات عالی انسانی را در اعماق جان بشر می‌رویاند.
    نماز اراده را قوی و قلب را پاك و روح را تطهیر می‌كند.
    نماز در صورتی كه به صورت جسم بی‌روح نباشد مكتب عالی تربیت است.
    به هر حال جای تردید نیست كه هر گاه نماز با شرایطش انجام شود انسان را در عالمی از معنویت و روحانیت فرو می‌برد كه پیوندهای ایمانی او را با خدا چنان محكم می‌سازد كه آلودگیها و آثار گناه را از دل و جان او شستشو می‌دهد.[2]

    چند داستان زیبا در المیزان

    1ـ و در مجمع البیان از واحدی و او به سند خود از حماد بن سلمه از علی بن زید از ابی عثمان روایت كرده كه گفت: من با سلمان در زیر درختی بودیم سلمان شاخه خشكی از درخت گرفت و به شدت تكانش داد تا برگ‌هایش ریخت آنگاه گفت: ای ابا عثمان آیا نمی‌پرسی چرا چنین كاری كردم؟ گفتم: چرا چنین كردی؟ گفت: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هم در روزی كه من با آن جناب زیر درختی بودیم همین عمل را انجام داد شاخه خشكی گرفت و به شدت تكان داد تا برگهایش ریخت و فرمود: سلمان نپرسیدی چرا چنین كردم عرض كردم چرا چنین كردی؟ فرمود مسلمان وقتی وضو می‌گیرد، و نیكو وضو می‌گیرد و نمازهای پنجگانه‌اش را به جای می‌آورد گناهانش مانند این برگها می‌ریزد آن وقت این آیه را تلاوت فرمود:(و اقم الصلاة) الخ.
    2ـ و نیز در همان كتاب به سند خود از حارث از علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ آورده كه فرمود: ما در مسجد در خدمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودیم و منتظر بودیم تا وقت نماز شود، مردی برخاست و عرض كرد یا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ من به گناهی رسیدم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از وی روی برگردانید (و به نماز ایستاد) دوباره پس از آنكه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نماز را به پایان رسانید برخاست و همان حرف را تكرار كرد حضرت فرمود: آیا با ما نماز خواندی؟‌و برای آن به نیكوئی طهارت نگرفتی؟ گفت: چرا، فرمود: همان كفاره گناه توست.[3]
    3ـ و در تفسیر عیاشی از ابی حمزه‌ ثمالی روایت كرده كه گفت: من از یكی از آن دو بزرگوار (امام باقر و امام صادق ـ علیه السّلام ـ ) شنیدم كه می‌فرمود: علی‌ ـ علیه السّلام ـ رو به مردم كرد و فرمود كدام آیه از قرآن كریم برای شما امیدوار كننده‌تر است؟
    بعضی گفتند: آیه‌:(انّ الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر مادون ذلك لمن یشاء) فرمود: این امیدوار كننده هست، ولی آن طور كه باید باشد نیست، بعضی دیگر عرض كردند آیه:(یا عبادی الّذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله) فرمود: این هم خوبست ولی آن نیست. بعضی دیگر عرض كردند آیه:(و الّذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم فرمود: این هم خوب است ولی آن نیست.
    مردم همه سكوت كردند حضرت فرمود: چرا سكوت كردید بگویید ببینم مسلمان‌ها؟ عرض كردند نه به خدا سوگند ما آیه دیگری به نظرمان نمی‌رسد، فرمود: من از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شنیدم كه می‌فرمود: امیدوار كننده‌ترین آیات كتاب خدا آیه: (اقم الصّلاة طرفی النّهار و زلفاً من اللیل( الخ است و فرمود: ای علی به آن خدایی كه مرا به حق مبعوث كرده و بشیر و نذیرم قرار داده یكی از شما كه برمی‌خیزد برای وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش می‌ریزد. و وقتی به روی خود و به قلب خود متوجه خدا می‌شود از نمازش كنار نمی‌رود مگر آنكه از گناهانش چیزی نمی‌ماند و مانند روزی كه متولد شده پاك می‌شود و اگر بین هر دو نماز گناهی بكند نماز بعدی پاكش می‌كند آنگاه نمازهای پنجگانه را شمرد.
    علی ـ علیه السلام ـ از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل كرده كه فرمود: انّما منزلة الصّلوات الخمس لامّتی كنهر جار علی باب احدكم فما یظن احدكم لو كان فی جسده درن ثمّ اغتسل فی ذلك النّهر خمس مرّات كان یبقی فی جسده درن فكذلك و الله الصّلوات الخمس لامّتی.
    نمازهای پنجگانه برای امت من همچون یك نهر آب جاری است كه بر در خانه یكی از شما باشد، آیا گمان می‌كنید اگر كثافتی در تن او باشد و سپس پنج بار در روز در آن نهر غسل كند آیا چیزی از آن بر جسد او خواهد ماند (مسلماً نه) همچنین است به خدا سوگند نمازهای پنجگانه برای امت من.

    پی نوشت ها:

    [1] . تفسیر نمونه، ج 9 ـ 256 تا 267.
    [2] . نمونه، ج 9، ص 269.
    [3] . هم در المیزان و هم نمونه و مجمع البیان آمده.


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    نماز یکی از علائم ایمان

     

    منبع:سایت اندیشه قم

    انّما المؤمنون الّذین اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم ایاته زادتهم ایماناً و علی ربّهم یتوكّلون الّذین یقیمون الصّلوة و ممّا رزقناهم ینفقون اولئك هم المؤمنون حقّاً لهم درجات عند ربّهم و مغفرة و رزق كریم .
    مؤمنان كسانی هستند كه هر گاه خدا نزد آنها یاد شود دلهای آنها می‌ترسد و هر گاه آیات خدا بر آنها تلاوت شود ایمانشان بیشتر می‌گردد و بر پروردگار خود توكل می‌كنند، آنان كه نماز را بپا می‌دارند و از آنچه به آنها داده‌ایم انفاق می‌كنند و مؤمنان حقیقی آنها هستند، برای آنان درجات (فوق العاده‌ای) نزد پروردگارشان است و برای آنها آمرزش و روزی بی‌نقص و عیب است. «انفال ، 2 و 3 و 4»
    در این آیات خداوند به پنج قسمت از صفات برجسته‌ مؤمنان اشاره كرده كه سه قسمت آن جنبه‌ روحانی و معنوی و باطنی دارد و دو قسمت آن جنبه‌ علمی و خارجی سه قسمت اول عبارتند از احساس مسئولیت و تكامل ایمان و توكل و دو قسمت دیگر عبارتند از:(ارتباط با خدا) و (ارتباط و پیوند با خلق خدا).
    نخست می‌گوید: مؤمنان تنها كسانی هستند كه هر وقت نام خدا برده شود دلهای آنها به خاطر احساس مسئولیت در پیشگاهش ترسان می‌گردد
    انما المؤمنون الذین اذا ذكر الله و جلت قلوبهم .
    پس از ذكر این سه قسمت از صفات روحانی و نفسانی مؤمنان راستین می‌گوید: آنها در پرتو احساس مسئولیت و درك عظمت پروردگار و همچنین ایمان فزاینده و بلند‌نگری توكل از نظر عمل دارای دو پیوند محكمند. پیوند و رابطه‌ نیرومندی با خدا و پیوند و رابطه‌ نیرومندی با بندگان خدا. آنها كسانی هستند كه نماز را (كه مظهر رابطه‌ با خداست) برپا می‌دارند و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم در راه بندگان خدا انفاق می‌كنند.
    الذین یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون.
    تعبیر به اقامه‌ نماز (به جای خواندن نماز) اشاره به این است كه نه تنها خودشان نماز می‌خوانند بلكه كاری می‌كنند كه این رابطه‌ محكم با پروردگار همچنان و در همه جا برپا باشد و تعبیر مما رزقناهم (از آنچه به آنها روزی داده‌ایم) تعبیر وسیعی است كه تمام سرمایه‌های مادی و معنوی را در بر می‌گیرد. آنها نه تنها از اموالشان بلكه از علم و دانششان از هوش و فكرشان از موقعیت و نفوذشان و از تمام مواهبی كه در اختیار دارند در راه بندگان خدا مضایقه نمی‌كنند.

     


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    نماز فرشته

    نماز فرشته ها

    نماز

     آیا فرشتگان هم نماز مى‌خوانند؟

    در این كه فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مى‌كنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیات قرآن كه به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:

    1- «وَ‌إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـئِكَةِ... وَ‌نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ‌نُقَدِّسُ لَكَ...؛ به خاطر بیاور، هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مى‌آوریم و تو را تقدیس مى‌كنیم.» (بقره/30)

    2- « لاَ‌یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَ‌یَسْتَحْسِرُونَ * یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَ‌النَّهَارَ لاَ‌یَفْتُرُونَ؛ فرشتگان، هیچ گاه از عبادتش استكبار نمى ورزند و هرگز خسته نمى‌شوند، شب و روز را تسبیح مى‌گویند و سست نمى‌گردند.» (انبیاء/19و20)

    3- « وَالْمَلَـئِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مى‌آورند.» (شوری/5)

    از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است كه «تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.

    رسول‌اكرم صلى الله علیه وآله به ابوذر فرمود:

    «اى ابوذر، هر گاه بنده‌اى وضو بسازد یا تیمم كند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مى‌كند كه پشت سر او صفى تشكیل دهند كه دو طرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند.» (وسایل الشیعة، ج5، ص381)

    برگرفته از کتاب پرسمان قرآنی


    چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط امین تقی پور | نظرات ()

    نماز فرشتگان

      ساعت ده صبح است

     

               دست های آسمانی تو

     

                                         با لب های من


                                              دعا می خوانند.

     

       دعا ها یی كه لب های فرشتگان نیز


                                 از آن باكره است

     

                            ... كه آسمان را به باران می رساند

     

                             ... كه زمین را بارور می كند .

     

      حالا  ده و نیم صبح است 

     

                              باوضوی هم

     

                             نادرترین نماز تاریخ را می خوانیم.

     

        در سایه ی درختی پیر

     

              كه نام خودش را هم به یاد ندارد

     

                                       باریدن را تجربه می کنیم .

     

       ساعت از ده و نیم هم گذشته است

     

       من با لب های تو

     

       تو با دستهای من 

     

                بااشتیاق سكوت قنوت مان را می شكنیم

     

       حالا  تو دعا می باری


                من اشک

     

      وفرشتگان نماز شکسته می خوانند.


    mn

    برگرفته از نوشته دکتر محموذ اکرامی


    سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط امین تقی پور | نظرات ()

    احادیث اهمیت نماز

    825 - برترى نماز جماعت بر فرادى
    قال الباقر - علیه السلام -:
    فضل صلاة الجماعة على صلاة الرجل فردا خمس و عشرون درجة فى الجنة ؛
    نماز جماعت بر نماز فرادى بیست و پنج درجه بهشتى فضیلت و برترى دارد.
    (وسائل الشیعه ، ج 5، ص 371)
    826 - نماز صبح به صورت نماز جماعت
    قال على - علیه السلام -:
    من صلى الفجر جماعة رفعت صلاته فى صلاة الابرار و كتب یومئذ فى وفد المتقین ؛
    كسى كه نماز صبح را به جماعت بخواند، نمازش در میان نیكان بالا برده مى شود، و آن روز در جرگه پارسایان نوشته شود.
    (دعائم الاسلام ، ج 1، ص 153)

    827- ثمره چهل روز جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    من صلى اربعین یوما الصلوات فى جماعة لایغوته تكبیرة الاحرام كتب له برائتان برائة من النفاق و برائة من النار ؛
    كسى كه چهل روز نمازهاى خود را با جماعت به جا آورد، به طورى كه یك تكبیرة الاحرام از او فوت نشود، براى او آزادى از آتش جهنم و آزادى از نفاق نوشته مى شود.
    (محجة البیضاء، ج 1، ص 244)

    828 - مذمت نماز فرادى در خانه
    قال الصادق - علیه السلام -:
    و الصلاة فى منزلك فردا هباء منثور، لایصعد منه الى الله تعالى شى ء؛
    و نماز فرادى كه در خانه ات مى خوانى ، هیچ و پوچ است ، و چیزى از آن به درگاه الهى بالا نمى رود.
    (امالى طوسى ، ج 2، ص 307)

    829 - نماز جماعت میزان تایید
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    اذا سئلت عمن لایشهد الجماعة فقل : لا اعرفه ؛
    هنگامى كه از شما راجع به كسى كه در نماز جماعت شركت نمى كند بپرسند، بگویید او را نمى شناسم .
    (بحارالانوار، ج 88، ص 5)

    830 - نجات از سختیها و دشواریهاى قیامت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    و اما یوم القیامة یجمع الله فیه الاولین و الاخرین للحساب فما من مومن مشى الى الجماعة الا خلف الله - عز و جل - علیه اهوال یوم القیامة ثم یامر به الى الجنة ؛
    خداوند در روز قیامت همه انسانها را براى حساب جمع مى كند، و هیچ مومنى ، كه در نماز جماعت شركت نموده نمى ماند، مگر آن كه خداوند روز قیامت سختیها و دشواریها را برایش آسان مى كند، و سپس دستور میدهد كه او را وارد بهشت كنند.
    (بحارالانوار، ج 88، ص 6)

    831 - عبور از صراط
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    و من حافظ على الجماعة حیثما كان مر على الصراط كالبرق الخاطف اللامع فى اول زمرة مع السابقین ؛
    كسى كه محافظت و مداومت بر نماز جماعت كند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روى صراط مى گذرد.
    (ثواب الاعمال ، ص 343)

    832 - پیوند دلها در نماز جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    استووا تستوى قلوبكم و تماسوا تراحموا؛
    صفهاى نماز جماعت را هماهنگ و تنظیم نمایید تا دلهایتان متعادل شود، و با هم در تماس باشید تا مهربانى افزوده شود.
    (كنزالعمال ، ج 7، ص 623)

    833 - تسریع در نماز جماعت
    قال الصادق - علیه السلام -:
    صلى رسول الله - صلى الله علیه وآله - الظهر و العصر فخفف الصلاة فى الركعتین فلما انصرف ... قالوا: خففت فى الركعتین الاخیرتین ؟فقال لهم : او ما سمعتم صراخ الصبى ؛
    روزى رسول خدا (ص ) نماز ظهر و عصر را به جامى آورد، ناگهان دو ركعت آخر نماز را تخفیف (تسریع ) دادند، اصحاب پس از نماز از حضرت سوال كردند، كه آیا دستور جدید آمده ؟ فرمود: براى چه ؟گفتند: چرا دو ركعت آخر نماز را سبكتر خواندى ؟ فرمود: مگر صداى فریاد گریه كودك را نمى شنوید.
    (وسائل الشیعه ، ج 5، ص 369)

    834 - به فكر ناتوان ترین مامومین باش
    قال على - علیه السلام -:
    و صلوا بهم صلاة اضعفهم و لاتكونوا فتانین ؛

    و با مردم همانند نماز گزاردن ناتوان ترین آنان نماز گزارید و (با طول داد آن موجبات زحمات آنان را فراهم نیاورید) و سبب فتنه و فساد نباشید.
    (نهج البلاغه ، ص 52)

    835 - نماز با جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    لو یعلمون ما فى العشاء و الفجر لاتوهما و لو حبوا؛
    اگر بدانند آن چه را كه در خواندن نماز عشاء و صبح با جماعت هست به آن مى آیند، هرچند با زانوها و دستها باشد، مانند راه رفتن كودك با نشستنگاه خود.
    (اصول وافى ، ج 2، ص 149)

    836 - تاخیر محافظت بر نماز جماعت
    قال الباقر - علیه السلام -:
    ثلاث كفارات : اسباغ الوضوء فى السبرات و المشى باللیل و النهار الى الصلوات و المحافظة على الجماعات ؛
    سه چیز موجب كفاره و پوشاندن (گناه ) است :
    1 - وضوى كامل در هواى سرد.
    2 - در شب و روز براى نمازها، قدم برداشتن .
    3 - محافظت و ملامت بر نماز جماعتها.
    (بحارالانوار، ج 88، ص 10)

    837 - علت نماز جماعت
    قال الرضا - علیه السلام -:
    انما جعلت الجماعة لئلا تكون الاخلاص و التوحید و الاسلام و العبادة لله الا ظاهرا مكشوفا لان فى اظهاره حجة على اهل الشرق و الغرب لله وحده و لیكون المنافق و المستخف مودیا لما اقربه یظهر الاسلام و المراقبة و لیكون شهادات الناس بالاسلام بعضهم ببعض جائزة ممكنة مع مافیه من المساعدة على البر و التقوى و الزجر عن كثیر من معاصى الله ؛
    علت تشریع نماز جماعت آن است كه اسلام و توحید و بندگى و اخلاص به خداوند متعال در معرض دید عموم و ظاهر و مشهور در میان مردم باشد، زیرا در این صورت است كه حجت در زمینه وحدانیت خداوند بر مردم شرق و غرب تمام مى شود، و مردمان منافق و بى اعتنا به نماز مطابق اقرار زبانى وادار به عمل مى شوند، و مراقبت صورت مى گیرد و گواهیهاى مردم كه علیه یكدیگر در زمینه اسلام امكان پیدا مى كند علاوه آن كه در چنین اجتماعاتى بر توسعه و گسترش نیكوكارى و تقوى مساعدت مى شود، عملا جلوى بسیارى از گناهان گرفته مى شود.
    (وسائل الشیعه ، ج 5، ص 372)

    838 - استجابت دعا و نماز جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    ان الله یستحیى من عبده اذا صلى فى جماعة ثم ساله حاجة ان ینصرف حتى یقضیها؛
    همانا خداوند از بنده اش هنگامى كه به نماز جماعت مشغول است و سپس ‍ از او حاجتى بخواهد كه برآورده نشود، حیا مى كند تا زمانى كه آن را اجابت كند.
    (بحارالانوار، ج 88، ص 4)

    839 - فضایل نماز جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    اتانى جبرئیل مع سبعین الف ملك بعد صلاة الظهر فقال : یا محمد ان ربك یقرئك السلام و اهدى الیك هدیتین لم یهدهما الى نبى قبلك ، قلت ، و ما تلك الهدیتان قال : الوتر ثلاث ركعات والصلاة الخمس فى جماعة ، قلت یا جبرئیل و ما لامتى فى الجماعة ؟قال : یا محمد اذا كان اثنین كتب الله لكل واحد بكل ركعة مائة و خمسین صلاة و اذا كانوا ثلاثة كتب لكل واحد بكل ركعة مائة صلاة و اذا كانوا اربعة كتب الله لكل واحد بكل ركعة الفا و ماتى صلاة و اذا كانوا خمسة كتب الله لكل واحد بكل ركعة الفین و اربعمائة و اذا كانوا ستة كتب الله لكل واحد منهم بكل ركعة اربعة الاف و ثمان مائة صلاة و اذا كانوا سبعة كتب الله لكل واحد منهم بكل ركعة تسعة الاف و ست مائة و اذا كانوا ثمانیة كتب الله لكل واحد منهم بكل ركعة تسعة عشر الفا و مائتى صلاة و اذا كانوا تسعة كتب الله لكل واحد منهم بكل ركعة ستة و ثلاثین الفا و اربع مائة صلاة ، و اذا كانوا عشرة كتب الله لكل واحد بكل ركعة سبعین الفا و الفین و ثمان مائة صلاة فان زادوا على العشرة فلو صارت السموات كلها مدادا و الاشجار اقلاما و الثقلان مع الملائكة كتابا لم یقدروا ان یكتبوا ثواب ركعة واحدة یا محمد تكبیرة یدركها المؤ من مع الامام خیر من ستین الف حجة و عمرة و خیر من الدنیا و ما فیها سبعین الف مرة و ركعة یصلیها المؤ من مع الامام خیر من مائة الف دینار یتصدق بها على المساكین و سجدة یسجدها خیر له من عبادة سنة و ركعة یركعها المؤ من مع الامام فى جماعة خیر من عتق مائة رقة ؛
    جبرئیل پیش رسول خدا (ص ) با هفتاد هزار ملك بعد از نماز ظهر آمد، و گفت : اى محمد! همانا خداوند سلام بر تو مى فرستد و دو هدیه براى شما فرستاده كه براى هیچ پیامبرى تاكنون نفرستاده است ، رسول خدا (ص ) فرمود: آن دو هدیه چیست ؟ جبرئیل فرمود:
    1 - سه ركعت نماز وتر (دو ركعت شفع - یك ركعت وتر).
    2 - نمازهاى پنج گانه به صورت نماز جماعت .
    رسول خدا (ص ) فرمود: اى جبرئیل !نماز جماعت چه فایده اى براى امت من دارد؟ جبرئیل فرمود: یا محمد! (براى هر نفر كه در نماز جماعت شركت كند، پاداش ذكر نمود):
    1 - در نماز جماعت دو نفر اقتداء كند. خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت یكصدو پنجاه (150) نماز مى نویسد.
    2 - زمانى در نماز جماعت سه نفر اقتدا كند. خداوند براى هر یك نفر در یك ركعت ششصد (600) نماز مى نویسد.
    3 - زمانى كه در نماز جماعت چهار نفر اقتدا كند. خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت یك هزار و دویست (1200) نماز مى نویسد.
    4 - زمانى كه در نماز جماعت شش نفر اقتدا كنند خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت چهار هزار و هشتصد (4800) نماز مى نویسد.
    5 - زمانى كه در نماز جماعت هفت نفر باشند، خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت نه هزار و ششصد (9600) نماز مى نویسد.
    6 - زمانى كه در نماز جماعت هشت نفر اقتدا كنند، خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت نوزده هزار و دویست (19200) نماز مى نویسد.
    7 - زمانى كه در نماز جماعت نه نفر باشند، خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت سى و شش هزار و چهارصد (36400) نماز مى نویسد.
    8 - زمانى كه در نماز جماعت ده نفر باشند، خداوند براى هر یك نفر در هر یك ركعت هفتاد و دو هزار و هشتصد (72800) نماز مى نویسد.
    9- اگر تعداد افراد از ده نفر گذشت ، در این صورت آسمان صفحه و كاغذ و درختان قلم و جن و انس و ملائكه نویسنده باشند، نمى توانند ثواب یك ركعت آن را بنویسند.
    اى محمد!درك تكبیر اول نماز با امام جماعت ، فضیلت دارد بر ششصد هزارحج و عمره و هفتاد هزار بار بهتر است از دنیا و آن چه در دنیا هست ، و یك ركعت نماز پشت سر امام به جماعت خواندن ، بهتر است از صد هزار دینار صدقه به مساكین دادن ، ویك سجده مؤ من با امام در نماز جماعت بهتر است از صد بنده آزاد كردن .
    (بحارالانوار، ج 88، ص 14)

    840 - اخطار پیامبر در ترك نماز جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    لینتهین اقوام لایشهدون الصلاة او لامرن مؤ ذنا یوذن ثم یقیم ثم امر رجلا من اهل بیتى و هو على - علیه السلام - فیحرقن على اقوام بیوتهم بحزم الحطب لانهم لایاتون الصلاة ؛
    آنان كه در نماز جماعت حاضر نمى شوند لازم است از این كار خوددارى كنند، و گرنه دستور خواهم داد موذن اذان و اقامه بگوید، آن گاه پس از اقامه جماعت ، یكى از اهل بیت خود را (كه على باشد) فرمان مى دهم تا خانه هاى كسانى را كه در جماعت حاضر نشده اند با بسته هاى هیزم به آتش ‍ كشد.
    (وسائل الشیعه ، ج 5، ص 376)

    841 - نماز خواندن در خانه
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    لاغیبة الا لمن صلى فى بیته ، و رغب عن جماعتنا، و من رغب عن جماعة المسلمین وجب على المسلمین غیبته ، و سقطت بینهم عدالته ، و وجب هجرانه ، و اذا رفع الى امام المسلمین انذره و حذره ، فان حضر جماعة المسلمین ، و الا احرق علیه بیته ، و من لزم جماعتهم حرمت علیهم غیبته ، و ثبتت عدالته بینهم ؛
    پیامبر خدا (ص ) فرمود: كسى كه در خانه اش نماز مى خواند و از جماعت ما اعراض كرده غیبت او جایز است ، و هر كس از جماعت مسلمانان اعراض ‍ كند، بر مسلمانان واجب است غیبت او را بكنند، و در میان آنها عدالت او ساقط مى شود، و واجب است از او دورى كنند و چون امر او را به پیشواى مسلمانان مى رسانند او را بیم مى دهد و مى ترساند، پس اگر در جماعت مسلمانان حاضر شد، وگرنه خانه او را مى سوزانند. و كسى كه در جماعت مسلمین حاضر شد غیبتش حرام است و عدالتش ثابت است .
    (بحارالانوار، ج 88، ص 38)

    842 - كناره گیرى از جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    ان الشیطان ذئب الانسان كذئب الغنم یاخذ الشاه القاصیة و الناحیة فایاكم و الشعاب و علیكم بالجماعة و العامة و المسجد؛
    شیطان گرگ انسان است همانند گرگ گوسفندان كه همیشه میشهاى دور افتاده و كناره گیر را مى گیرد. پس از دسته بندیها (گروه گرایى و خط بازى ) بپرهیزید و بر شما باد به حضور در جماعت و مجالس عمومى و مسجد.
    (كنزالعمال ، ج 7، ص 581، حدیث 20355)

    843 - وجوب نماز جماعت بر همسایگان مسجد
    عن الصادق - علیه السلام - عن ابائه علیهم السلام قال :
    اشترط رسول الله - صلى الله علیه وآله - على جیران المسجد شهود الصلاة ، و قال : لینتهین اقوام لایشهدون الصلاة او لامرن موذنا یوذن ثم یقیم ثم امر رجلا من اهل بیتى ، و هو على فلیحرقن على اقوام بیوتهم بحزم الحطب لانهم لایاتون الصلاة ؛
    امام صادق (ع ) از پدرانش علیهم السلام نقل كرده : پیامبر خدا (ص ) بر همسایه هاى مسجد شرط كرد در مسجد حاضر شوند. فرمود: جماعتى كه به نماز حاضر نمى شوند باز گردند، و یا دستور مى دهم موذن اذان و اقامه گوید، سپس به مردى از اهل بیتم دستور مى دهم و او على است ، خانه جماعتى را با مجموعه هیزم مى سوزاند براى اینكه آن ها به نماز نمى آیند.
    (بحارالانوار، ج 88، ص 8)

    844 - تشكیل صف نماز جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله - :
    ثلاثة یضحك الله الیهم : الرجل اذا قام باللیل و القوم اذا صفوا فى الصلاة ، و القوم اذا صفوا فى قتال العدو؛
    سه گروهند كه خداوند از آنان خشنود است :
    1 - كسى كه نماز شب مى خواند.
    2 - جمعى كه نماز جماعت تشكیل مى دهند.
    3 - دسته اى كه در برابر دشمن در راه خدا صف آرایى كرده اند.
    (ثواب الاعمال ، ص 96)

    845 - امام جماعت و رعایت حال نمازگزاران
    قال على - علیه السلام -:
    و اذا قمت فى صلاتك للناس فلاتكونن منفرا و لامضیعا، فان فى الناس ‍ من به العلة و له الحاجة ، و قد سالت رسول الله - صلى الله علیه وآله - حین وجهنى الى الیمن كیف اصلى بهم ؟ فقال : صل بهم كصلاة اضعفهم ، و كن بالمؤ منین رحیما؛
    هنگامى كه برخاستى و خودت را مهیا ساختى تا با مردم نماز گزارى ، نماز را چندان طولانى مخوان كه مردم را پراكنده سازى ، و سریع و تند هم مخوان كه آن را تباه كنى ، زیرا در میان مردمى كه با تو نماز مى گزارند، كسانى هستند كه علیل و بیمار و ناتوانند، یا گرفتارى و كار دارند. من از رسول خدا (ص ) هنگامى كه مرا براى تبلیغ اسلام به یمن مى فرستاد پرسیدم : چگونه با مردم نماز بگزارم ؟ حضرت فرمود: با آنها مانند ناتوانترین آنان نمازگزار، و بر حال مؤ منین ترحم كن .
    (نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص 1023)

    846 - رضایت مامومین
    قال النبى - صلى الله علیه وآله - :
    من ام قوما باذنهم و هم به راضون فاقتصد بهم فى حضوره ، و احسن صلاته بقیامه و قراءته و ركوعه و سجوده و قعوده ، فله مثل اجر القوم ، و لاینقص من اجورهم شى ء؛
    پیامبر خدا (ص ) فرمود: هركس به اجازه و رضایت جماعتى به آنان پیشنماز باشد، و آنان به او راضى باشند، در حاضر شدنش با آنان استقامت ورزد، و نماز خود را با قیام و قرائت و ركوع و سجود و قعود آن نیكو انجام دهد، براى او مثل ثواب آن جماعت است ، و از ثواب آنها هم چیزى كم نمى شود.
    (بحارالانوار، ج 88، ص 8)

    847 - فریضه بودن نماز جماعت
    عن زرارة و الفضیل قالا:
    قلنا له : الصلاة فى جماعة فریضة هى ؟ فقال : الصلاة فریضة و لیس ‍ الاجتماع بمفروض فى الصلوات كلها، ولكنها سنة ؛ من تركها رغبة عنها و عن جماعة المؤ منین من غیر علة فلا صلاة له ؛
    از زرارة و فضیل نقل شده كه گفتند: به او عرض كردیم نماز خواندن در جماعت فریضه است ؟فرمود: نماز فریضه است ، در تمام نمازها جمع شدن فریضه نیست ، ولكن آن سنت است و هركس از روى اعراض از آن نماز جماعت مسلمانان را بدون علت ترك كند، براى او نماز نیست .
    (وسائل الشیعه ، ج 5، ص 371)

    848 - خداوند بالاى سر جماعت
    قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
    ید الله على الجماعة فاذا اشتذ الشاذ منهم اختطفه الشیطان كما یختطف الذئب الشاة الشاذة من الغنم ؛
    پیامبر خدا (ص ) فرمود: دست خداوند بر سر جماعت است ، هرگاه از آنها كسى از جماعت جدا شود، شیطان او را مى رباید همان طور كه گرگ گوسفند جدا شونده از رمه گوسفند را مى رباید.
    (كنزالعمال ، ص 207)

    849 - مواظبت بر نماز جماعت
    عن على - علیه السلام - قال :
    مروة الحضر قراءة القران و مجالسة العلماء و النظر فى الفقه و المحافظة على الصلاة فى الجماعات ؛
    از على بن ابى طالب (ع ) نقل شده كه فرمود: جوانمردى در حضور در وطن ، قرآن خواندن ، هم نشینى با علماء، و نگریستن در احكام دین ، و مواظبت بر نماز خواندن در جماعتهاست .
    (بحارالانوار، ج 88، ص 10)

    850 - اقتضاء ایمان
    مقتضى الایمان عدم ترك الجماعة من غیر عذر سیما مع الاستمرار علیه فانه كما ورد لایمنع الشیطان من شى ء من العبادات منعها، و یعرض ‍ علیه الشبهات من جهة العدالة و نحوها، حیث لایمكنهم انكارها، لان فضلها من ضروریات الدین ؛
    اقتضاء ایمان آن است بدون عذر نماز جماعت ترك نشود، مخصوصا با مداومت بر آن ، در روایت آمده ، شیطان چیزى از عبادت را مانند نماز جماعت منع نمى كند، بر آنان از جهت عدالت و مانند آن شبهه ها ایجاد مى كند، چون انكار آن براى آنان ممكن نیست ، زیرا فضیلت آن از ضروریات دین است .
    (العروة الوثقى ، ص 252)

    851 - اقامه نماز جماعت امام زمان (عج )
    یجتمع المهدى - علیه السلام - و عیسى بن مریم - علیه السلام - فیجى وقت الصلوة فیقول المهدى لعیسى . تقدم ،فیقول عیسى انت اولى بالصلوة فیصلى عیسى ورائه ماموما؛
    در حدیث آمده است : پس از ظهور، عیسى بن مریم (ع ) در هنگام نماز در كنار امام حاضر مى شوم و امام به او امامت بر نماز جماعت را تعارف مى كند ولى او مى گوید: تو سزاوارترى به این امر، و سپس به عنوان ماموم پشت سر او به جماعت مى ایستد.
    (منتخب الاثر، ص 479. تذكرة الخواص ، ص 377)

    852 - حق امام جماعت
    قال زین العابدین - علیه السلام -:
    و اما حق امامك فى صلاتك فان تعلم انه قد تقلد السفارة فیما بینك و بین الله والو فادة الى ربك و تكلم عنك و لم تتكلم عنه و دعالك و لم تدع له ، و طلب فیك و لم تطلب فیه ، و كفاك هم المقام بین یدى الله و المسالة له فیك ، و لم تكفه ذلك ، فان كان فى شى ء من ذلك تقصیر كان به دونك و ان كان اثما لم تكن شریكه فیه و لم یكن لك علیه فضل فوقى نفسك بنفسه و فى صلاتك بصلاته فتشكر له على ذلك ، و لا حول و لا قوة الا بالله ؛
    حق امام جماعت این است كه : بدانى سفارت و وساطت بین تو و خدا، و نمایندگى تو را در ورود به پیشگاه پروردگار متعال به عهده گرفته است ، وى از جانب تو سخن مى گوید، نه تو از ناحیه او، او براى تو دعا مى كند، نه تو براى او، او براى تو طلب فیض و رحمت از خدا مى نماید، نه تو درباره او، هم ایستادن در پیشگاه خداوند، و درخواست و دعا را از تو، كفایت كرده نه تو براى او، اگر در هر یك از این مراحل كوتاهى شود، او مقصر است نه تو. اگر گنهكار باشد (برخلاف وظیفه خود رفتار كند) تو شریك جرم او نیستى . (نماز تو نیز در صورتى كه او را به عدالت مى شناختى و به او اقتدا كردى ، باطل نیست ) با اینكه در مقابل این حق و خدمت احسانى به او نكرده اى پس او جانش را سپر جان تو، و نمازش را سپر نماز تو قرار داده است ، بنابراین ، باید از این خدمت و محبتش قدردانى كنى و حق او را بشناسى . و نمى شود كارى را ترك كند و یا انجام داد مگر به كمك خداوند تبارك و تعالى .

    سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    نماز حضرت رسول اکرم (ص)

    - گفتگو با خدا
        پیامبر بزرگوار اسلام فرمود:
        اگر مى خواهید با خدا گفتگو كنید نماز بخوانید، و اگر مى خواهید خدا با شما گفتگو كند قرآن بخوانید.(29)
        31- من خداى جفاكار نیستم !
        دیلمى رضوان الله تعالى علیه ، در باب سیزدهم و دیگر در انتهاى باب بیستم كتاب ارشاد القلوب ، از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله ) نقل مى نماید كه : خداوند متعال فرموده است : هر كس محدث شود و وضو نگیرد، بر من جفا مرده است ، و هر كس محدث شود و وضو گیرد و دو ركعت نماز نخواند، او نیز بر من ظلم كرده است ، و كسى كه دو ركعت را بخواند ولیكن دعا نكند، او هم جفا كرده است ، و آن كس كه محدث شود، سپس وضو گیرد و دو ركعت نماز به جاى آرد و دعا كند و در امر دین و دنیایش از من حاجت طلبد، اگر اجابتش نكنم ، من به او جفا كرده ام ، ولى من خدایى ستمكار نیستم .(30)
        32- چهار عضو مطهر
        امتى الغر المحجلون یوم القیامه من آثار الوضوء . گفت پیامبر (صلى الله علیه وآله ): امت من روى سپیده و دست و پاى سفید باشند از اثر دست و روى شستن . (31) بدانكه !ایزد تعالى چون نماز را واجب كرد، نخواست كه بندگان وى به دنیا آلوده به خدمت آیند، ایشان را فرمود كه وضو كنند و با این چهار عضو مخصوص كرد؛ زیرا كه آدم اول روى به درخت گندم كرد و پاى برفت و به دست از درخت گندم باز كرد و بر سر نهاد و بر حوا آورد، ایزد عز اسمه این چهار عضو گناهكار را بفرمود شستن به گاه خدمت .انتهى .(32)
        33- ثوب وضو، خواندن نماز
        امام باقر (علیه السلام ) روایت مى كند كه : روزى رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) نماز صبح را با یارانش خواند و بعد از نماز، با آنان نشست و گفتگو نمود تا اینكه خورشید طلوع كرد و مردم یكى بعد از دیگرى رفتند تا اینكه دو نفر ماند؛ یكى انصارى و دیگرى ثقفى .
        حضرت به آن دو مرد فرمود: من فهمیدم كه شما سؤالى دارید كه مى خواهید آن را بپرسید. اگر خواستید مى توانم قبل از اینكه شما بپرسید من از آن خبر دهم و اگر مى خواهید خودتان بپرسید.
        گفتند: بلكه سما خبر دهید اى رسول خدا ! زیرا این براى نابینا روشن تر و از شك دور كننده تر ماست و ایمان را محكم تر مى كند.
        پس حضرت فرمود: اما تو اى برادر انصارى ! از قبیله اى هستى كه اهل ایثار هستند. و تو روستایى هستى و این ثقفى چادر نشین است . آیا در پرستش ‍ عم ایثار مى كنى ؟
        گفت : بلى .
        فرمود: اما تو اى برادر ثقفى !آمده اى كه از وضو و نماز و اینكه در آنها چه ثوابى براى تو مى باشد، بپرسى .
        گفت : بلى .
        فرمود: پس بدان وقتى كه دستت را به آب زدى و بسم الله گفتى ، آن گناهانى رخ كه دستانت انجام داده اند، مى ریزد. و هنگامى كه صورت و دستانت را شستى ، گناهان از راست و چپ تو مى ریزند. و هنگامى كه سروپاهایت را مسح كردى ، آن گناهانى كه با پاهایت به سوى آنها رفتى ، مى ریزد این ثوابى است در وضو كه براى تو مى باشد. و هنگامى كه به نماز برخاستى و حضور پیدا كردى و سوره خمد و یا یكى از سوره هاى دیگر را به خست توانت ، خواندى ، ركوع كردى و ركوعت را تمام نمودى و به سجده رفتى و تشهد خواندى و سلام نماز را دادى ، خداوند تمام گناهانى را كه بین دو نماز انجام دادى مى بخشد. و این هم ثواب تو در نمازت . اما تو اى برادر انصارى ! آمده اى كه از حج و عمره و ثواب آنها بپرسى .
        گفت : بلى .
        فرمود: پس بدان وقتى كه به راه حج متوجه شدى و مركبت را سوار گشتى و بسم الله گفتى ، همین كه مركبت به راه افتاد و قدم هایش را برداشت و به زمین گذاشت ، خداوند متعال به تعداد آنها حسنه مى نویسد و گناه تو را محو مى كند و زمانى كه محرم شدى و لبیك گفتى ، خداوند براى هر یك لبیك گفتن ، ده حسنه مى نویسد و ده گناه را محو مى كند. و وقتى كه هفت باز بیت خدا را طواف نمودى این نزد خدا عهد و پیمان و ذكرى براى توست و خداوند بعد از آن حیا مى كند كه تو را عذاب نماید و هنگامى كه نزد مقام ابراهیم دو ركعت نماز خواندى ، خداوند براى تو به واسطه آن دو ركعت ، دو هزار ركعت نماز مقبول مى نویسد.
        و زمانى كه هفت باز سعى بین صفا و مروه نمودى ، ثواب و اجر این عمل نزد خداوند مانند اجر كسى است كه پیاده از شهر خود به حج برود و مانند ثواب كسى است كه هفتاد بنده مؤمن را آزاد كرده باشد. و وقتى تا غروب آفتاب در عرفات ماندى ، اگر گناهى به اندازه ریگ بیابان و كف دریا داشته باشى ، خداوند آنها را براى تو مى آمرزد. و هنگامى كه قربانى خود را ذبح كردى یا شترت را نحر نمودى ، خداوند براى تو به هر قطره خون آنها، حسنه اى مى نویسد كه معادل است با ثواب آنچه كه در باقى مانده عمرت انجام مى دهى . و زمانى كه هفت بار طواف زیارت به جاى آوردى و دو مقام ابراهیم ، دو ركعت نماز خواندى ، فرشته اى بزرگوار بر شانه تو مى زند و مى گوید: خداوند گناهان گذشته را براى تو آمرزد، تا 120 روز دیگر اعمال تازه ات را آغاز كن .
        آن دو مرد گفتند: براى همین آمده بودیم .
        34- نماز پیامبر (ص )
        در روایات معراجیه آمده است كه : رسول اكرم (علیه السلام ) در ركعت نخستین سوره حمد و توحید را قرائت كرد، و در ركعت دوم حمد و سوره قدر را.(33)
        35- اولین قبله
        رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) در مقابل حجر الاسود نماز مى خواند، هم رو به بیت المقدس بود و هم كعبه را جلو قرار مى داد و این آیات را مى خواند و هیچ كس هم او را نمى دید:
        و اذا قراءت القرآن جعلنا بینك و بین الذین لایؤ منون بالاخره حجابا مستورا ؛
        وقتى كه قرآن مى خوانى ، خدا بین تو و كسانى كه ایمان ندارند پرده اى قرار داده است .(34)
        اولئك الذین طبع الله على قلوبهم ؛ آنان كسانى هستند كه خدا به قلب هاى آنها مهر زده است .(35)
        و جعلنا على قلوبهم اكنه ان یفقهوه و فى آذانهم و قرا ؛ بر قلب هاى آنان پرده قرار داده ایم كه فهم آن نتوانند كرد و گوش هاى آنها از شنیدن حق ، سنگین است .(36)
        افرایت من اتخذ الهه هواه و اضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوه ؛ آیا دیدى كسى را كه هواى نفس را خداى خود قرار داده و خدا او را گمراه كرده و بر گوش و قلبش مهر زده و جلو چشمش ، پرده اى نهاده است .(37)
        36- دو ركعت نماز براى پیروزى
        در جنگ خندق وقتى كه محاصره مدینه شدت یافت و رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) دید كه مردم مى نالند، به مكان مسجد فتح رفت و دو ركعت نماز خواند و فرمود: خداوندا ! اگر این گروه هلاك شوند، در روى زمین كسى نیست تا تو را بپرسند.(38)
        37- سجده پیامبر (ص )
        رسول الله (صلى الله علیه وآله ) در شب نیمه شعبان در سجده مى فرمود: سجد لك سوادى و خیالى و آمن بك فؤ ادى كه به جاى بیاضى در نسخه یاد شده فوادى آمده است .(39)
        38- رحمت واسعه الهى را تنگ نكنید !
        در حدیث است كه پیامبر (صلى الله علیه وآله ) در حال نماز بود كه مردى بادیه نشین در نماز خود چنین مى گفت : خداوندا !من و محمد را مشمول رحمت خویش قرار ده و نه كسى دیگر را !
        پس چون پیامبر (صلى الله علیه وآله ) نماز را سلام گفت ، خطاب به بادیه نشین فرمود: رحمت واسعه الهى را تنگ كردى (محدود و سنگچین نمودى ).(40)
        39- قرب رسول الله (ص )
        حضرت خاتم (صلى الله علیه وآله ) فرمود: لى مع الله وقت لا یسعنى فیه ملك مقرب و لانبى مرسل ؛ یعنى مرا با خداوند وقتى است كه در آن هیچ ملك مقرب و هیچ پیغمبر مرسل نمى گنجد.
        و از این پیغمبران مرسل یكى خود آن حضرت است ، سبحان الله از حلاوت گفتار. به حكم حدیث شریف قدسى : لایسعنى ارضى و سمائى ، و لكن یسعنى قلب عبدى المؤمن دل محل ظهور تجلیان انوار الهى است .(41)
        40- تعیین قبله
        رسول الله (صلى الله علیه وآله ) پس از آن كه مبعوث به رسالت شده است ، سیزده سال در مكه ، و یك سال و چند ماه در مدینه به سوى بیت المقدس ‍ نماز مى خواند.
        پس از آن از جانب حق تعالى فرمان فول وجهك شطر المسجد الحرام (42) فرا رسیده است ، و رسول الله ماءمور به صرف از بیت المقدس به سوى مكه شده است ، و كعبه قبله مسلمان گردیده است .
        از مدینه تا مكه به مسافت قریب صد فرسنگ است ، رسول الله رو به كعبه ایستاد و فرمود: محرابى على المیزاب یعنى این گونه كه من ایستاده ام ، مستقیم به سمت ناودان كعبه و مواجه آنم .
        این تعیین جهت و سمت قبله به سوى میزاب كعبه بدون اعمال آلات نجومى و قواعد ریاضى و هیوى و یا در دست داشتن زیج و دیگر منابع طول و عرض جغرافیایى ، در غایت دقت و استواء صورت گرفته است .
        علاوه این كه رسول الله با مردم بیت المقدس در نماز ظهر ایستاده بود، و در اثناى نماز ماءمور به صرف قبله از بیت المقدس به سوى كعبه شده است .(43)
        41- دل در نماز دار!
        ور نباشد خشوع و دمسازى
        دیو با سبلتش كند بازى
        دمساز با سین سعفص بر وزن شهباز به معنى محب و موافق به مدعا و هم نفس و همراز است .
        روایت است كه : مردى در مسجد مدینه به نماز ایستاده بود و با ریشش ‍ بازى مى كرد، رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) فرمود: اگر دلش با خدایش ‍ باشد، با ریشش بازى نمى كند. !(44)
        42- حكم نماز آیات
        روزى كه ابراهیم ، فرزند رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) وفات كرده بود، سه سنت جارى شده است ، یكى این كه آفتاب منكسف شد، مردم گفتند: چون فرزند رسول خدا وفات كرده است ، آفتاب منكسف شده است .
        رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود، اى مردم !آفتاب و ماه دو آیت از آیات الهى اند كه به امر او سیر مى كنند و مطیع فرمان اویند، به ممات و حیات كسى منكسف نمى شوند. پس هرگاه انكساف ماه یا آفتاب روى داد، نماز بخوانید.
        سپس از منبر فرود آمد و با مردم صلات كسوف به جاى آورد.
        منطق شریعت این گونه است كه متن علم و صرف حقیقت است . یكى حرف گزاف در دین الهى ره ندارد.و نفى كسوف شمس و قمر به موت و حیات كسى ، خود از اعظم آیات نبوت و دلیل صدق آن حضرت (علیه السلام ) است .
        آن سه سنت كه در حدیث آمده است ، در مرآه العقول گوید: احدى السنن وجوب الصلوه للكسوف ، و الثانیه عدم وجوب الصلوه رجحانها على الطفل قبل ان یصلیت و الثلاثه عدم نزول الوالد فى قبر الوالد ؛
        یعنى یكى از آن سه سنت ، وجوب صلات كسوف است و دوم عدم وجوب و رجحان صلات كسوف بر طفلى كه هنوز نماز بر او واجب نشده است . و سوم عدم نزول والد در قبر والد (كه كراهت دارد پدر فرزندش را به خاك بسپارد.(45)
        43- نماز واقعى
        این بنده گوید كه : صدر این حدیث الحمد لله رب العالمین هى السبع المثانى و القرآن العظیم الذى اوتیته . سرى عظیم است براى اهل سر كه چون سعید بعد از نماز عذر آورد به این كه ، با رسول الله !در نماز بودم ، كاءن رسول الله (صلى الله علیه وآله ) فرمود: نماز منم ، من كه گفتن : به سوى من بیا !یعنى به سوى نماز بیا.
        و ذیل این حدیث هم راستى بحر عمیق است ، وقتى در عالم رؤیا به این محروم گفتند هر چه خواهى از سوره فاتحه .(46)
        44- نماز بر پیكر نجاشى
        وقتى نجاشى پادشاه حبشه از دنیا رفت ، حضرت رسول (صلى الله علیه وآله ) مردم را در بقیع جمع كرد و از دور بر جنازه او نماز خواند. بعد از آن خبر موت نجاشى از حبشه رسید. نجاشى چنانكه در تواریخ مسطور است ، مسلمین را ماءوا داد و تصدیق رسالت حضرت را نمود.(47)
        45 - دعاى قنوت پیامبر(ص )
        قنوتى است كه در فردوس العارفین از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله ) نقل نموده است : اللهم ارزقنى حبك و حب ما تحفه ، و حب من حبك ، و العمل الذى یبلغنى الى حبك ، و اجعل حبك احب الاشیاء الى back page
        46- نتیجه صلوات فرستادن
        صلوات بر محمد و آل محمد (صلى الله علیه وآله ) فعلى از افعال ما است و علم و عمل هر دو جوهرند كه گوهر انسان را مى سازند و عین حقیقت و ذات انسان مى شوند. و انسان كامل مبراى از امكان استعدادى است كه در كمال به فعلیت رسیده است هر چند عبد شكور است پس بران كه صلوات عائد ما مى شود كه از نقض به كمال و از قوه به فعلیت مى رویم نه عائد آنكه خود عارى از قوت است .(48)
        47- همچون الاغ محشور مى شود
        از پیامبر (صلى الله علیه وآله ) روایت شده است كه : هر كس افعال نمازش ‍ جز آنچه باشد كه امام در نماز انجام مى دهد باشد، با سرى چون الاغ محشور مى شود. (49)
        48- تمثل سیماى محمد (ص )
        در مبارك سحر لیله چهارشنبه هفدهم ربیع المولود 1402 هجرى قمرى مطابق بیست و سوم در ماه 1360 هجرى شمسى شب فرخنده میلاد خاتم انبیاء (صلى الله علیه وآله ) و وصى او صادق آل محمد علیه الصلوه والسلام كه به ترقیم رساله انه الحق - به عنوان یادنامه استاد علامه طباطبایى كه شب شصتم از رحلت آن جناب بود - اشتغال داشتم ، ناگهان مثال مباركش ‍ با سیماى نورانى كه از سیماهم فى وجوههم من اثر السجود حكایت مى نمود، برایم متمثل شد - فتمثل لنا بشرا سویا - و تعقدى نمود كه با لهجه اى شیرین و دلنشین از طیب طوبت و حسن سیرت و سربرتم بشارتم داد تا چند لحظه اى در حضور انورش مشرف بودم ، و چون به خود آمدم تعبیر رفت كه این تحفه و هدیه انه الحق مرضى خاطر آن متاءله به حق است و بر این صحیفه عمل چند روزه ام به رسم عیدى عید سعید میلاد نبى و وصى مهر قبول خورده است .(50)
        49- نماز نور چشم پیامبر (ص )
        رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) فرمود: ان الله جعل قره عینى فى الصلوه و حببها الى .
        همانا خدا نور چشم مرا در نماز قرار داد و آن را محبوب من نمود.(51)


    سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    نماز در سیره پیشوایان

    نماز در سیره پیشوایان

    پیش سخن:

    تردیدى نیست كه بعد از اصول دین، اولین و بزرگ‏ترین دستور الهى كه ستون دین، معراج مومن، نورچشم پیامبر(ص)، سازنده‏ترین اعمال و جلوه شكوه دین كه بیانگر اوج بندگى انسان در پیشگاه خدا است نماز است. نماز آن چنان مهم است كه در قرآن 46 بار با تعبیرات مختلف از اقامه آن سخن به میان آمده است.

    آرى نمازى كه با قیام آمیخته باشد به گفته مفسران كه منظور از اقامه، آن است كه نماز باید سازنده و بالنده باشد، تنها به اوراد و اذكار اكتفا نشود، بلكه آن را به گونه اى برپا دارید كه آثار آن در همه زوایاى زندگى شما آشكار گردد موجب پاك سازى و به سازى روح و روان و محیط جامعه در ابعاد گوناگون و در عرصه‏هاى مختلف مى‏گردد.

    مقام معظم رهبرى حضرت آیه الله خامنه اى (مدظله) در این باره مى نویسد: «به نظر مى رسد كه اقامه نماز، چیزى فراتر از گزاردن نماز است، یعنى فقط همین نیست كه كسى خود به عمل نماز قیام كند، بلكه این نیز هست كه در جهت و سمتى كه نماز بدان فرا مى‏خواند به راه افتد و دیگران رانیز به راه اندازد. گویا برپا داشتن نماز آن است كه با كوشش بایستد. جو و فضاى زندگى خود و دیگران را جوى نمازگزارانه، یعنى جوى خداجویانه و خداپرستانه بسازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افكند».

    از اهمیت نماز همین بس كه حضرت رضا(ع) فرمود: «إول ما یحاسب العبد علیه، الصلاه، فان صحت له الصلاه صحت له ما سواها، و ان ردت ردت ما سواها؛ نخستین چیزى كه انسان (در قیامت) با مطرح كردن آن حساب رسى مى شود نماز است، اگر صحیح بود، سایر اعمال نیز صحیح است، و اگر رد شد سایر اعمال نیز رد مى‏شود».

    مطابق روایت مشهور دیگرى از امام صادق(ع) آمده: «اگر نماز پذیرفته شد، سایر اعمال پذیرفته مى شود و اگر مردود شد سایر اعمال نیز مردود خواهد شد».

    همه پیامبران و امامان و اولیاى خدا، حرمت نماز را به احسن وجه حفظ مى‏كردند و آن را با كیفیت بسیار عالى اقامه مى‏نمودند و پس از معرفت به خدا و اصول اعتقادات، بر همه چیز او را مقدم مى داشتند. دلیل اعتقادى و عملى خداشناسى و پیوند مقدس خلق با خالق مى‏دانستند. با این اشاره، به چند نمونه از سیره پیشوایان بسنده مى‏كنیم:


    جلوه‏هاى رفتارى پیشوایان در مورد نماز

    1. سال نهم هجرت بود، كافران گروه گروه به مدینه مى‏آمدند و مسلمان مى‏شدند. یكى از این گروه ها از طایفه ثقیف بود. آنها با پیامبر(ص) به مذاكره پرداختند، پیامبر(ص) به آنها فرمود: «یكى از دستورهاى اسلام نماز است، نماز بخوانید».

    آنها گفتند: در نماز، ركوع و خم شدن هست و ما خم شدن را عار و ننگ مى‏دانیم، بنابراین دستور نماز را بردار و ما را از انجام این دستور معاف بدار.

    پیامبر(ص) در پاسخ آن‏ها فرمود: «لا خیر فى دین لیس فیه ركوع و لا سجود؛ دینى كه در آن ركوع و سجود نباشد، خیر و بركتى در آن نیست».

    به گفته بعضى از مفسران این آیه در سرزنش آن‏ها نازل شد: «واذا قیل لهم اركعوا لا یركعون؛ و چون به آنها گویند ركوع كنید، ركوع نكنند».

    پیامبر(ص) همواره از هر فرصت و فراغتى در شب و روز و نیمه‏هاى شب به نماز مى‏ایستاد و به مناجات و راز و نیاز مى‏پرداخت. همسران و بعضى از اصحاب به آن حضرت مى‏گفتند: «اى رسول خدا خودت را آن همه به زحمت نینداز» در پاسخ آنها مى‏فرمود: «إلا اكن عبدا شكورا؛ آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟»

    روزى یكى از اصحاب به پیامبر(ص) عرض كرد: مگر نه این است كه خداوند گناهان گذشته و آینده تو را بخشیده است، پس چرا خود راآن همه به زحمت مى‏اندازى و نماز مى‏خوانى؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «آیا بنده شاكر خدا نباشم؟... سوگند به خدا اگر بر اثر نماز و عبادت، اعضاى پیكرم قطعه قطعه شوند و چشمانم از كاسه درآیند و بر روى سینه‏ام بریزند هرگز نمى توانم شكر یك دهم، از یك دهم یك نعمت خدا را ادا كنم، با این كه همه شمارش كنندگان قادر به شمارش نعمت‏هاى الهى نیستند».

    ام سلمه (یكى از همسران نیك رسول خدا«ص)» مى‏گوید: شبى پیامبر(ص) در حجره من بود. در بستر خواب آرمید، نیمه‏هاى شب بود كه دیدم آن حضرت در بستر نیست، هراسان شدم، برخاستم و در تاریكى شب به جست و جوى او پرداختم، او را در كنج حجره ایستاده یافتم كه دست‏هایش به سوى آسمان بلند بود و مى‏گریست و دعا مى‏كرد، از جمله مى‏گفت: «اللهم لا تكلنى الى نفسى طرفه عین ابدا؛ خدایا مرا هرگز به اندازه یك چشم به هم زدن به خودم وانگذار».

    به آن حضرت عرض كردم: با این كه خداوند، عالى‏ترین مقام را به شما داده، و گناهان گذشته و آینده شما را بخشیده، چرا آن همه خود را به رنج مى‏اندازى و چنین مى‏گویى؟ آن بزرگوار در پاسخ من فرمود: «اى ام سلمه! هرگز خود را ایمن نمى‏دانم، خداوند یك لحظه برادرم یونس(ع) را به خودش واگذاشت، او به آن همه بلاها (مانند غرق شدن در دریا و در شكم ماهى قرار گرفتن و...) گرفتار شد».

    پیامبر(ص) آنقدر به نماز عشق مى ورزید و آن را به جا مى‏آورد كه پاهایش آماس مى‏كرد و ساق پاهایش متورم مى‏شد.

    این مطلب در روایات اهل تسنن نیز آمده است.

    2. حضرت على(ع) بسیار به نماز اهمیت مى‏داد، او مى‏فرمود: «لكل شى‏ء وجه و وجه دینكم الصلاه؛ هر چیزى داراى صورت است، صورت دین شما نماز مى‏باشد».

    در شإن آن حضرت در مورد نماز آمده: «كان على اذا إهاله امر فزغ قام الى الصلاه ثم تلى هذه الایه؛ واستعینوا بالصبر والصلاه؛ حضرت على(ع) هرگاه با كار سختى روبه‏رو مى‏شد، به نماز مى‏ایستاد، و این آیه را تلاوت مى‏فرمود: «از صبر و نماز یارى بجویید».  آن حضرت به اول وقت نماز به قدرى اهمیت مى‏داد كه در سحر 19 رمضان سال 40 (همان سحر كه ضربت شهادت بر سرش وارد شد) پشت بام مسجد كوفه رفت و با صداى بلند اذان گفت و قبل از اذان به آسمان مى‏نگریست تا دمیدن سپیده سحر را ببیند. وقتى سپیده سحر دمید، خطاب به آن فرمود: «اى سپیده سحر! آیا یك بار در زندگى على پیش آمد كه تو خود را آشكار سازى، ولى على(ع) در آن هنگام در خواب باشد؟»

    نیز روایت شده است كه حضرت على(ع) هنگام فرارسیدن وقت نماز، متغیر و رعشه بر اندام مى‏شد، از او مى‏پرسیدند: چه شده است؟ در پاسخ مى فرمود: «وقت نماز، وقت امانت الهى فرا رسیده است، كه خداوند آن را به آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه كرد، آنها از تحمل آن شانه خالى كردند، ولى انسان آن را با ضعفى كه دارد پذیرفت و من نمى‏دانم كه آیا آن را كه پذیرفته‏ام نیكو ادا مى‏كنم؟»

    آن بزرگوار به قدرى به نماز عشق مى‏ورزید كه هر شبانه روز، هزار ركعت نماز مى‏خواند. علامه امینى مى‏نویسد: «طبق روایات بسیار، حضرت على(ع) در شبانه روز هزار ركعت نماز مى‏خواند». آنگاه به شبهه‏هاى معاندان در این راستا پاسخ داده است. بنابراین نماز على(ع) با خشوع و حضور قلب كامل بود، آن گونه كه در نماز تیر را از پایش خارج نمودند، در حال نماز متوجه نشد و بعد از نماز اطلاع یافت.

    در روایات مى‏خوانیم كه دو شتر چابك و ارزشمند را براى پیامبر(ص) به هدیه آوردند، آن حضرت به اصحاب فرمود: «هر كس كه دو ركعت نماز بخواند و در این دو ركعت به هیچ چیز از امور دنیا توجه نكند، این دو شتر را (به عنوان جایزه) به او مى‏بخشم».

    هیچ كس از حاضران پاسخ مثبت نداد، جز على(ع) كه فرمود: «من چنین نمازى مى‏خوانم». لذا پیامبر(ص) هر دو شتر را به آن حضرت عطا كرد.

    نماز على(ع) نمازى است كه براى طمع بهشت و یا خوف از آتش دوزخ نبود، بلكه عرض مى كرد: «الهى ما عبدتك خوفا من عقابك، و لا طمعا فى ثوابك، ولكن وجدتك اهلا للعباده فعبدتك؛ خدایا تو را از خوف عذاب و طمع پاداشت، عبادت نمى‏كنم، بلكه تو را شایسته و سزاوار عبادت یافته‏ام و بر این اساس تو را عبادت مى كنم».

    مناجات و راز و نیازها و نمازهاى على(ع) در نیمه‏هاى شب نیز فصل دیگرى از شدت علاقه آن حضرت را به نماز نشان مى‏دهد، تا آن جا كه خود فرمود: «از آن زمانى كه از رسول خدا(ص) شنیدم كه نماز شب نور است، هرگز آن را ترك نكردم».

    یكى از منافقان به نام «ابن كوا» كه در آن جا حاضر بود، پرسید: حتى در لیله الهریر؟ (شب سخت زمستانى جنگ صفین كه صدها نفر كشته شده بودند و هزارها نفر زخمى كه از شدت درد ناله مى‏كردند و بسیار شب طاقت فرسایى بود) فرمود: حتى در لیله الهریر.

    عجیب این كه در همین جنگ هنگام شدت درگیرى، على(ع) به نماز جماعت ایستاد، بعضى اعتراض كردند كه چرا این وقت؟ فرمود: «ما براى نماز با دشمن مى‏جنگیم».

    3. حضرت زهرا (س) در محراب عبادتش آنقدر به نماز مى‏ایستاد كه پاهایش ورم مى‏كرد. نور آن حضرت هنگام نماز وعبادت، در ملكوت اعلى براى اهل آسمان مى‏درخشید؛ چنان كه ستارگان براى اهل زمین مى درخشند.

    4. نماز امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و علاقه آنها به نماز نیز شبیه پدرشان حضرت على(ع) بود. علامه امینى(ره) مى‏نویسد: براساس روایات، حضرت على(ع)و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) در شبانه روز هزار ركعت نماز مى‏خواندند.

    امام حسن(ع) هنگام نماز، زیباترین لباس‏هاى خود را مى‏پوشید، شخصى از علت آن پرسید، در پاسخ فرمود:

    خداوند در قرآن مى‏فرماید: «خذوا زینتكم عند كل مسجد؛ زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید».

    از این رو دوست دارم تا زیباترین لباسم را بپوشم.

    آن حضرت هرگاه به سوى مسجد براى نماز حركت مى‏كرد، وقتى به در مسجد مى‏رسید، سرش را به سوى آسمان بلند مى‏كرد و با خشوع مخصوص مى‏گفت: «الهى ضیفك ببابك...؛ خدایا مهمان تو به در خانه‏ات آمده، اى نیكوبخش، گنهكارى به محضرت راه یافته، پس به لطف و كرمت از گناهانم بگذر، اى خداى بزرگوار».

    5. نماز امام حسین(ع) نیز همانند نماز پدر و جدش بود، در زیارت نامه‏هاى متعدد آن حضرت كه از امام صادق(ع) و امام كاظم(ع) نقل شده این جمله آمده: «إشهد انك قد اقمت الصلاه؛ گواهى مى‏دهم كه تو نماز را برپا ساختى».

    آن حضرت در ماجراى كربلا، در همه جا نماز را با جماعت خواند و چهره ملكوتى نماز و شكوه آن را در همه فراز و نشیب‏ها به نمایش گذاشت. او در كربلا نزدیك شب عاشورا، حتى به خاطر نماز از دشمن مهلت خواست و به برادرش عباس (ع) فرمود: «اگر مى توانى كه امروز اینان را از جنگ منصرف كنى، چنین كن، شاید امشب را در پیشگاه الهى به نماز بایستم، زیرا خدا مى داند كه من نماز براى خدا و تلاوت قرآن را دوست دارم». شب عاشورا تا صبح با فرزندان و برادران و یارانش مشغول نماز و مناجات بود: «و لهم دوى كدوى النحل بین راكع و ساجد و قائم و قاعد؛ صداى زمزمه و ناله آنها همانند آواى بال زنبور عسل شنیده مى‏شد، بعضى در ركوع، برخى در سجده، جمعى در حال ایستاده و گروهى نشسته، عبادت مى‏كردند». همین سوز و گداز آنها چنان دشمن را تحت تإثیر قرار داد كه سى و دو نفر از آنها همان شب به لشگر امام حسین(ع) پیوستند.

    از فاطمه (دختر امام حسین«ع)» نقل شده:حضرت زینب(س) شب عاشورا تا صبح به نماز و مناجات مشغول بود». نیز روایت شده است كه امام حسین(ع) در روز عاشورا هنگام وداع با زینب(س) به او فرمود: «خواهرم! مرا در نماز شب فراموش نكن» حضرت زینب(س) حتى در شب شام غریبان نماز شب خواند.

    امام حسین(ع) هنگام درگیرى شدید روز عاشورا، با یاران اندكش نماز جماعت ظهر را اقامه نمود و به ابوثمامه صیداوى كه آن حضرت را به یاد نماز انداخته بود فرمود: «خدا تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد كه نماز را یاد كردى، آرى وقت نماز فرا رسیده است».

    كوتاه سخن آن كه این‏ها تربیت شده پیامبر(ص) و قرآن هستند كه وقتى این آیه (132 طه) نازل شد: «وامر اهلك بالصلاه؛ اى پیامبر! خاندانت را به نماز فرمان بده» آن حضرت هر روز صبح (اول وقت نماز صبح) به در خانه على(ع) و فاطمه(س) و حسن و حسین(ع) مى‏آمد و با نداى بلند خطاب به آنها مى‏فرمود: «سلامت و رحمت خدا بر شما باد» آنها جواب سلام مى‏دادند، پیامبر(ص) در این وقت با صداى بلند مى‏فرمود: «الصلاه الصلاه یرحمكم الله؛ نماز! نماز! خدا شما را رحمت كند». آن گاه آیه تطهیر (33 احزاب) را تلاوت مى‏فرمود. مطابق روایت دیگر، پیامبر(ص) نه ماه این برنامه را اجرا كرد.

    در آخرین سخن در این گفتار نظر شما را به دو ماجراى زیر جلب مى‏كنیم:

    الف: فاطمه (یكى از دختران حضرت «على)» نزد جابر بن عبدالله انصارى رفت، و چنین گفت: «اى همنشین رسول خدا! ما بر گردن شما حقوقى داریم، یكى از حقوق ما این است كه هر گاه شما یكى از افراد خانواده ما را دیدید كه بر اثر عبادت و ریاضت در راه خدا، خود را به خطر انداخته، نزد او برو و دل سوزى كن و تذكر بده تا او خود را از خطر حفظ نماید، لذا این على بن الحسین(ع) (یادگار پدرش امام حسین«ع)» است كه بر اثر نماز و عبادت بسیار، بینى اش زخم شده، پیشانیش پینه بسته و زانوها و كف دست هایش آسیب دیده، و بدنش بر اثر عبادت، نحیف و فرسوده گشته است».

    جابر به خانه امام سجاد(ع) آمد و پس از كسب اجازه وارد خانه شد، او را در محراب نماز و عبادت دید، به طورى كه عبادت بسیار، او را خسته و كوفته نموده بود. كنارش نشست و چنین عرض كرد: «اى فرزند رسول خدا! آیا نمى‏دانى كه خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما آفریده و دوزخ را براى دشمنان شما؟ بنابراین چرا در نماز و عبادت، آنقدر خود را به رنج و زحمت مى‏اندازید؟»

    امام سجاد(ع) به او فرمود: اى همنشین رسول خدا(ص) آیا نمى‏دانى كه خداوند گناه گذشته و آینده جدم رسول خدا (ص) را آمرزیده، در عین حال آن حضرت آنقدر نماز خواند و عبادت كرد كه پاهایش ورم نمود و ساق پاهایش باد كرد و شخصى به او گفت: با آن همه مقام چرا خود را آن همه رنج و زحمت مى‏اندازى؟ در پاسخ فرمود: «آیا بنده سپاس گزار خدا نباشم؟»

    جابر عرض كرد: «اى پسر رسول خدا(ص)! جان عزیزت در خطر است، با این كه شما از خانواده اى هستید كه بلاها به خاطرآنها برطرف مى‏گردد و آسمان به سبب آن‏ها پابرجاست».

    امام سجاد(ع) فرمود: «اى جابر! من همواره راه پدرانم (پیامبر و على و...) را پیروى مى‏كنم و آنها را الگو قرار مى‏دهم تا به آنها بپیوندم».

    ب: آن گاه كه حضرت رضا(ع) در خراسان بود، روزى یكى از دانشمندان بزرگى كه منكر خدا بود (عمران صابى) به مجلس آن حضرت آمد و بین آن دو مذاكره و بحث شروع شد و ادامه یافت. بحث به جاى داغ و باریكى رسیده بود، در همین هنگام صداى اذان، فرا رسیدن وقت ظهر را اعلام كرد، امام هماندم براى نماز آماده شد و به مإمون عباسى گفت: «الصلاه قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید.» عمران صابى با احساسات پرشور به امام عرض كرد: «اى آقاى من، قلبم رام و آماده شده، بحث خود را قطع نكن، بنشین پس از پایان بحث براى نماز برو». امام رضا(ع) (تحت تإثیر احساسات عمران قرار نگرفت و نماز اول وقت را فداى آن نكرد، و) با كمال قاطعیت فرمود: «نصلى و نعود؛ نماز را برگزار مى كنیم سپس براى بحث برمى‏گردیم.» امام با همراهان برخاست و نماز خواندند، پس از نماز به همان مجلس بازگشت و به بحث ادامه داد.

    این‏ها چند نمونه از هزارها نمونه در مورد اهمیت نماز در سیره درخشان پیامبر(ص) و امامان(ع) بود كه به طور فشرده بیان شد، به امید آن كه براى همه ما الهام بخش و سازنده باشد. ان شإ الله.


    سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    بهداشت در آموزه های پیامبر اعظم (ص)

    مسواك هنگام وضو
    امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    از سفارش های رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام این بود : علیك بالسواك عند كل وضو(25 ) .
    « بر تو باد مسواك زدن هنگام وضو گرفتن » آنقدر مسواك زدن هنگام وضوگرفتن ارزش و اهمیت دارد كه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند :
    لولا ان اشق علی امتی لامرتهم بالسواك عند وضو كل صلاته : اگر سخت و مشكل نبود و امت در مشقت نمی افتادند آنها را به مسواك زدن به هنگام هر وضوی نماز امر می كردم (26 ) .
    مرحوم شیخ حر عاملی صاحب وسائل الشیعه بعد از ذكر این روایت می نویسد : مقصود از امر در این حدیث وجوب است چون استحباب این كار قطعی و ثابت شده است (27 ) .
    در تاكید مسواك زدن هنگام هر وضو پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند : السواك شطر الوضو مسواك زدن بخشی از وضو است (28 ) .
    مسواك زدن و نماز
    « نماز » بزرگ ترین عبادت دائمی روزانه هر مسلمان است و پیوسته هر مسلمان در شبانه روز پنج وعده روبه قبله به نماز می ایستد. علاوه بر مسواك در هنگام وضو برای برپایی نمازها نیز مسواك مستحب است . رفتار و گفتار پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم پیش از اقامه نمازها در راستای تشویق و راهنمایی پیروان خویش بر مسواك زدن قرار داشته است . مرحوم شیخ صدوق نقل كرده است :
    كان النبی صلی الله علیه وآله وسلم یستاك لكل صلاه پیامبر برای هر نماز مسواك می كرد.
    در وصایای رسول خدا به حضرت علی علیه السلام چنین آمده است : علیك بالسواك لكل صلاه : بر تو باد به مسواك برای هر نماز(29 ) .

    پیامبر اسلام فرموده اند : ركعتین بالسواك احب الی الله عزوجل من سبعین ركعه بغیر سواك . خدای متعال دو ركعت نماز با مسواك را بیشتر از هفتاد ركعت بدون مسواك دوست دارد(31 ) .
    مسواك زدن و قرآن
    « قرآن » معجزه قولی جاویدان و ابدی پیامبر اعظم و آخرین و بزرگترین راهنمای بشریت به سوی سعادت حقیقی و كمال الهی است . تاكید بر قرائت این كتاب آسمانی با دهان مسواك زده بیانگر اهمیت بهداشت دهان و دندان از منظر قرآن كریم و آورنده آن حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است .
    ابان خیاط از قول امام صادق علیه السلام نقل می كند كه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : نظفوا طریق القرآن قیل یا رسول الله و ما طریق القرآن قال افواهكم قیل بماذا قال بالسواك . طریق و راه قرآن را پاكیزه كنیم پرسیده شد طریق قرآن كدام است فرمودند : دهانهای شما پرسیده شد با چه چیز دهان را پاكیزه كنیم فرمودند : با مسواك (32 ) . پیامبراسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : افواهكم طریق من طرق ربكم فاحبها الی الله اطیبها ریحا فطیبوها بما قدرتم علیه : دهانهای شما راهی از راههای پروردگارتان است . بهترین دهانها آن دهانی است كه از همه خوشبوتر باشد پس دهانهایتان را به میزان توانایی پاك كنید(33 ) . 
    دهان هایتان را پاكیزه كنید زیرا دهان هایتان راه قرائت قرآن است .
    اداب و چگونگی مسواك زدن
    در تعلیمات دین جامع و جهانی و جاویدان پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم حتی به شیوه و كیفیت مسواك كردن نیز توجه شده است و سیره و روش مسواك نمودن پیامبر و راهنمایی های آن حضرت پیرامون آداب مسواك در قالب احادیث نبوی در كتاب های حدیثی ذكر شده است . درباره روش مسواك زدن پیامبر چنین آمده است :
    كان النبی صلی الله علیه وآله وسلم اذا استاك استاك عرضا زمانی كه پیامبر مسواك می زد عرضی و به عرض دندآنهامسواك می زد(37 ) .
    درباره مسواك با چوب درخت زیتون فرموده اند : نعم السواك الزیتون من شجره مباركه و یذهب بالحفر و هو سواكی وسواك الانبیا قبلی (38 ) : زیتون مسواك خوب از درخت مباركی است فساد دندان را می برد و آن مسواك من و مسواك پیامبران پیش از من است .
    پیامبر اعظم به یاران خویش در آموزش روش مسواك فرموده اند :
    استاكوا عرضا ولاتستاكوا طولا(39 ) : عرضی مسواك بزنید و طولی مسواك نزنید!
    دوازده خصلت برای مسواك
    پیامبر گرامی اسلام فرموده اند :
    فی السواك اثنتاعشره خصله : مطهره للفم و مرضاه للرب و یبیض الاسنان و یذهب بالحفر ویقلل البلغم و یشهی الطعام و یضاعف الحسنات و تصاب به السنه تحضره الملائكه و یشداللثه و هویمربطرقه القرآن و ركعتین بسواك احب الی الله عزوجل من سبعین ركعه بغیر سواك (40 ) در مسواك دوازده خصلت است : پاك كننده دهان و مایه خشنودی پروردگار است و دندان ها را سفید می كند و چرك و فساد آن را از بین می برد و بلغم را كم می كند و انسان را برای صرف غذا به اشتها می آورد و نیكی را چند برابر می نماید و مسواك انسان به سنت نبوی می رسد و فرشتگان نزد او حاضر می گردند و لثه را محكم می كند و به راه قرآن می گذرد و دو ركعت نماز با مسواك در پیشگاه خدای عزوجل از هفتاد ركعت بی مسواك محبوبتر است .
    درباره نقش مسواك در خوب و زیبا سخن گفتن فرمودند :
    السواك یزیدالرجل فصاحه (41 ) . مسواك برفصاحت مرد می افزاید .
    امتیازات مسواك در گفتار رسول اعظم (ص ) با امام علی (ع )
    پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند : یا علی علیك بالسواك فان فی السواك مطهره للغم و مرضاه للرب و مجلاه للعین (42 ) . ای علی ! بر تو باد به مسواك نمودن مسواك پاك كننده دهان و موجب خشنودی پروردگار و مایه جلا و روشنایی چشم است .
    امام علی علیه السلام از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فضایل و امتیازات مهمی را برای مسواك روزانه نقل كرده اند. آن حضرت فرموده اند :
    من استاك كل یوم مره رضی الله عنه و له الجنه و من استاك كل یوم مرتین فقدادام سنه الانبیا و كتب الله له بكل صلاه یصلیها ثواب ماه ركعه واستغنی عن الفقر و تطیب نكهته و یزید فی حفظه و یشتد له فهمه و یمر طعامه و یذهب اوجاع اضراسه و یدفع عنه القسم و تصافحه الملائكه لما یرون علیه من النور و ینفی اسنانه و تشیعه الملائكه عند خروجه من البیت و تستغفره حمله العرش و الكروبیون و كتب الله له بكل مومن و مومنه ثواب الف سنه و رفع الله له الف درجه و فتح الله له ابواب الجنه یدخل من ایها شا و اعطاه الله كتابه بیمینه و حاسبه حسابا یسیرا و فتح علیه ابواب الرحمه و لایخرج من الدنیا حتی یری مكانه من الجنه و قداقتدی بالانبیا و دخل معهم الجنه و من استاك كل یوم و قضی الله له كل حاجه له فی امرالدنیا والاخره ویكون یوم القیامه فی ظلل العرش یوم لاظل الاظله و یكون فی الجنه رفیق ابراهیم علیه السلام و رفیق جمیع الانبیا(43 ) هركس روزی یك بار مسواك كند خداوند از وی خشنود باشد و برایش بهشت است و هر كس روزی دوبار مسواك بزند سنت پیامبران را ادامه داده و خداوند برای هر نمازی كه می خواند ثواب و پاداش صد ركعت می نویسد و از فقر نجات یاید و بی نیاز گردد و بوی بد دهانش پاك شود و حافظه اش زیاد و فهمش شدت یابد و غذایش گوارا گردد و دردهای دندانهایش از بین می رود و بیماری از وی دفع می گردد و فرشتگان برای نوری كه براو می بینند با وی مصافحه می كنند و دندانهایش پاكیزه می شود و فرشتگان هنگام خروجش از خانه او را مشایعت می كنند و حاملان عرش و كروبیون برایش استغفار می نمایند و خداوند برای هر مومن و مومنه ای ثواب هزار سال نوشته و هزار درجه وی را بالا می برد و برایش درهای بهشت را باز نماید كه از هریك بخواهد وارد شود و كتابش را به دست راستش بدهد و او را محاسبه آسان نماید و درهای رحمت را بر وی بگشاید و از دنیا نمی رود تا جایگاهش را در بهشت ببیند. او به پیامبران اقتدا كرده و با آنان وارد بهشت می شود...و خداوند حاجت وی در امر دنیا و آخرت را برآورده نماید و روز قیامت كه سایه ای جز سایه عرش الهی نیست در سایه عرض الهی باشد و در بهشت رفیق ابراهیم علیه السلام و رفیق تمام پیامبران باشد.
    رسول الله در بیان دیگری خطاب به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند :
    یا علی ثلاث یزدن فی الحفظ و یذهبن السقم : اللبان و السواك و قرائه القرآن (44 ) . ای علی سه چیز است كه حافظه را زیاد و درد را از بین می برد : شیرنوشیدن و مسواك زدن و قرآن خواندن .

    سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    تاثیر نماز بر انسان در سیره و سخن پیامبر (ص)

    تأثیر نماز بر انسان در سیره و سخن پیامبر اکرم (ص)  

    خداوند در قرآن به عنوان دلدارى و تقویت هر چه بیشتر روحیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) می فرماید : ما مى دانیم كه سخنان آنها سینه تو را تنگ و ناراحت مى سازد :« و لقد نعلم انك یضیق صدرك بما یقولون، هجر ،97 » . روح لطیف تو و قلب حساست ، نمى تواند اینهمه بدگوئى و سخنان كفر و شرك آمیز را تحمل كند و به همین دلیل ناراحت مى شوى .ولى ناراحت مباش براى زدودن آثار سخنان زشت و ناهنجارشان به تسبیح پروردگارت بپرداز و در برابر ذات پاكش سجده كن :« فسبح بحمد ربك و كن من الساجدین ، هجر 98».چرا كه این تسبیح خداوند اولا اثرات بد گفتار آنها را از دلهاى مشتاقان الله مى زداید ، و از آن گذشته به تو نیرو و توان مى بخشد ، نور و صفا مى دهد ، روشنائى و جلا مى آفریند ، پیوندت را با خدا محكم مى كند ، اراده ات را نیرومند مى سازد ، و به تو قدرت تحمل بیشتر و جهاد پى گیرتر و قدم را سختر مى بخشد . به همین خاطردر روایات از ابن عباس نقل شده که : پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) هنگامى كه غمگین مى شد به نماز برمى خاست و آثار این حزن و اندوه را در نماز از دل مى شست .

    در جای دیکر خداوند به پیامبرش امر می کند که:«وَ أْمُرْ أَهْلَك بِالصلَوةِ وَ اصطبرْ عَلَیهَا لا نَسئَلُك رِزْقاً نحْنُ نَرْزُقُك وَ الْعَقِبَةُ لِلتَّقْوَى»(طه ، 132): و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شكیبا باش ما از تو روزى نمى خواهیم بلكه ما به تو روزى مى دهیم و عاقبت نیك براى تقوا است . در آیه بعد براى تلطیف روح پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) و تقویت قلب او مى فرماید : خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نیز بر انجام آن شكیبا و پر استقامت باش. چرا كه این نماز براى تو و خاندانت مایه پاكى و صفاى قلب و تقویت روح و دوام یاد خدا است . بدون شك ظاهر اهل در اینجا خاندان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) بطور كلى است ، ولى از آنجا كه این سوره در مكه نازل شده در آن زمان مصداق اهل ، خدیجه و على (علیهماالسلام) بوده اند ، و ممكن است بعضى دیگر از نزدیكان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) را نیز شامل شود ، ولى با گذشت زمان دامنه خاندان پیامبر گسترده شد .

    سپس اضافه مى كند اگر دستور نماز به تو و خاندانت داده شده است منافع و بركاتش تنها متوجه خود شما است ما از تو روزى نمى خواهیم بلكه به تو روزى مى دهیم .این نماز چیزى بر عظمت پروردگار نمى افزاید ، بلكه سرمایه بزرگى براى تكامل شما انسانها و كلاس عالى تربیت است . در مورد اهمیت نماز پیغمبر اكرم می فرماید:« الصلوة عمود الدین » (وسائل ، ج 3 ، ص 23 ، ح . 13)نماز عمود خیمه دین است یعنی اگر دین را به منزله یك خیمه بر پا شده ای بدانیم كه هم چادر دارد و هم طناب و هم حلقه و هم میخی كه بزمین كوبیده اند و هم عمودی كه آن خیمه را بر پانگاه داشته است ، نماز بمنزله عمود این خیمه بر پا شده است .راجع به تأ ثیر نماز بر انسان ،امام علی (ع) در نهج البلاغه پس از توصیه و تاکیدهائی درباره نماز ، می فرماید : « و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق و شبهها رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بالحمه تکون علی باب الرجل فهو یغتسل منها فی الیوم و اللیله خمس مرات فما عسی ان یبقی علیه من الدرن ؟ » ( خطبه . 197) . نماز گناهان را مانند برگ درخت می ریزد و گردنها را از ریسمان گناه آزاد می سازد ، پیامبر خدا نماز را به چشمه آب گرم که بر در خانه شخص باشد و روزی پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد تشبیه فرمود ، آیا با چنین شستشوها چیزی از آلودگی بر بدن باقی می ماند ؟

    در حدیثی از یكى از یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) بنام ابى امامه آمده كه مى گوید : روزى در مسجد خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) نشسته بودیم كه مردى آمد و عرض كرد یا رسول الله من گناهى كرده ام كه حد بر آن لازم مى شود ، آن حد را بر من اجرا فرما ، فرمود : آیا نماز با ما خواندى ؟ عرض كرد آرى ، اى رسولخدا ، فرمود : خداوند گناه تو یا حد تو را بخشید . از على (علیه السلام) از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) نقل شده كه فرمود :« انما منزلة الصلوات الخمس لامتى كنهر جار على باب احدكم فما یظن احدكم لو كان فى جسده درن ثم اغتسل فى ذلك النهر خمس مرات كان یبقى فى جسده درن فكذلك و الله الصلوات الخمس لامتى» : نمازهاى پنجگانه براى امت من همچون یك نهر آب جارى است كه بر در خانه یكى از شما باشد ، آیا گمان مى كنید اگر كثافتى در تن او باشد و سپس پنج بار در روز در آن نهر غسل كند آیا چیزى از آن بر جسد او خواهد ماند ( مسلما نه ) همچنین است بخدا سوگند نمازهاى پنجگانه براى امت من .

    در حدیث دیگری از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلّم) چنین آمده كه فرمود : «من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنكر لم یزدد من الله الا بعدا »: كسى كه نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هیچ بهره اى از نماز جز دورى از خدا حاصل نكرده است ! . در حدیث دیگرى از همان حضرت چنین آمده :« لا صلوة لمن لم یطع الصلوة ، و طاعة الصلوة ان ینتهى عن الفحشاء و المنكر» : كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نیست ، و اطاعت نماز آن است كه نهى آن را از فحشاء و منكر به كار بندد . باز از همان بزرگوار نقل شده : كه جوانى از انصار نماز را با پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) ادا مى كرد اما با این حال آلوده گناهان زشتى بود این ماجرا را به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) عرضه داشتند فرمود :« ان صلاته تنهاه یوما» : سرانجام نمازش روزى او را از این اعمال پاك مى كند .

    خداوند در قرآن می فرماید:«فخَلَف مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصلَوةَ وَ اتَّبَعُوا الشهَوَتِ فَسوْف یَلْقَوْنَ غَیاًّ»(مریم،59) :اما بعد از آنها فرزندان ناشایسته اى روى كار آمدند كه نماز را ضایع كردند و پیروى از شهوات نمودند و به زودى ( مجازات ) گمراهى خود را خواهند دید . اشاره به گروهى از بنى اسرائیل می باشد كه در طریق گمراهى گام نهاده ، خدا را فراموش كردند ، پیروى از شهوات را بر ذكر خدا ترجیح دادند ، جهان را پر از فساد نمودند و سرانجام به نتیجه اعمال سوء خود در دنیا رسیدند و در آخرت نیز خواهند رسید .

    در حدیثى كه در بسیارى از كتب دانشمندان اهل سنت آمده ، چنین آمده ، پیامبر هنگامى كه آیه «فخلف من بعدهم خلف ...» را تلاوت كرده ، فرمود : «یكون خلف من بعد ستین سنة اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا ثم یكون خلف یقرئون القرآن لا یعدوا تراقیهم ، و یقرء القرآن ثلاثة مؤمن و منافق و فاجر» : بعد از شصت سال ، افرادى به روى كار مى آیند كه نماز را ضایع مى كنند و در شهوات غوطه ور مى شوند و به زودى نتیجه گمراهى خود را خواهند دید ، و بعد از آنها گروه دیگرى روى كار مى آیند كه قرآن را ( با آب و تاب ) مى خوانند ولى از شانه هاى آنها بالاتر نمى رود ( چون نه از روى اخلاص است و نه براى تدبر و اندیشه به خاطر عمل ، بلكه از روى ریا و تظاهر است و یا قناعت كردن به الفاظ ، و به همین دلیل اعمال آنها به مقام قرب خدا بالا نمى رود ) . قابل توجه اینكه اگر مبدء شصت سال را هجرت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) بگیریم درست منطبق بر زمانى مى شود كه یزید بر اریكه قدرت نشست و سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام) و یارانش شربت شهادت نوشیدند ، و بعد از این ، باقیمانده دوران بنى امیه و دوران بنى عباس است كه از اسلام به نامى قناعت كرده بودند .


    سه شنبه 20 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    معارف نماز / روشنی قلب

    نماز

     

    مقدمه

    حقیقت و گستره هر چیز را از درك نحوه هستی آن می توان بدست آورد، بنابراین از آنجا كه در شب معراج (و در واقع در برزخ نزولی) چهره ملكوتی نماز برای مقام ختم مرتبت جلوه نمود،[1] و در قبر (در واقع در برزخ صعودی) برای مومن نماز گزار متمثل می شود،[2] بخوبی می توان فهمید كه نماز فراتر از وجود اعتباری دنیایی كه به صورت اركان مخصوصه تحقق پیدا می كند، دارای وجود حقیقی و عینیت ملكوتی نیز هست. به دلیل این ویژگی نماز است كه برخی از معارف دینی بخوبی در آن تجلی كرده و در واقع گستره هستی نماز تجلیگاه بسیار دیگری از معارف دینی نیز هست كه در این جا به نمونه هایی از آن اشاره می شود:

     

    1. نماز نمودار كامل توحید و یگانه پرستی است، زیرا نماز با تسبیح و تنزیه ذات حق تعالی شروع می شود و به آن ختم می گردد. به عنوان مثال، گذشته از تسبیح های توحیدی كه در ركوع، سجود، اذان، اقامه، تشهد و ركعت های نماز اداء می شود و نماز گزار با گفتارها و كردارهای توحیدی یگانه پرستی خود را به منصه ظهور می رساند، گفتن تكبیرات متعدد در آغاز و انجام نماز زیباترین شعار توحیدی است كه در نماز اداء می شود، زیرا تكبیر گرچه نشانه جمال حق است، ولی جلال الهی نیز در آن نهفته است، چون خود تكبیر عین تنزیه الهی است، بدلیل آن كه معنای «الله اكبر» این نیست كه خداوند بزرگتر از اشیای دیگر است، بلكه معنایش این است كه خداوند بزرگتر از توصیف است. و از آن جا كه در اذان و اقامه و تكبیر های متعدد افتتاحی و همچنین در تكبیرهای سه گانه تعقیب نماز خداوند تنزیه می گردد،[3] پس بدین ترتیب معلوم می شود كه معارف توحیدی به زیباترین وجه در نماز جلوه كرده است كه شاید در كمتر عبادتی بدان گونه تجلی كرده باشد.

    برخی از بزرگان نكته آموز در این باره می گویند: «در نماز این مرقاه (وسیله) وصول الی الله، پس از هر ستایش تكبیری وارد است،‌ چنانچه در دخول آن تكبیری است، كه اشاره به بزرگتر بودن از ستایش است ولو اعظم آن كه نماز است. و پس از خروج تكبیر است كه بزرگتر بودن او را از توصیف ذات و صفات و افعال می رساند.»[4]

    در شب معراج (و در واقع در برزخ نزولی) چهره ملكوتی نماز برای مقام ختم مرتبت جلوه نمود، و در قبر (در واقع در برزخ صعودی) برای مومن نماز گزار متمثل می شود.

    2. معارف زكات كه یك عبادت مالی است نیز در نماز نهفته است، زیرا زكات محك محبت است و گذشتن از ملك خود در راه تامین رضای دوست و فنای هستی خود در هستی او در پرداخت زكات متبلور است، این اثر در نماز به صورت دل انگیزی تجلی كرده كه اوج آن به هنگام قرائت جمله نورانی «مالك یوم الدین»[5] است.[6]

    نماز

    برخی از بزرگان با اشاره به نمود دل انگیز چهره زكات در كسوت نماز، و این كه برای صالحان كه با براق نماز به معراج وصال راه می یابند و اصل قرآنی:«لِمن المُُلك الیوم، لِله الواحدِ القهار»[7] قبل از گذارندن عقبه كئود مرگ طبیعی و برزخ برای او جلوه می كند چنین تصریح كرده اند: «سر نماز در خرق و پاره كردن همه حجاب های ظلمانی و نوری است و معنای خرق، ندیدن است نه نبودن و خرق نهایی عبارت است از خود را ندیدن، نه نابود شدن، چون نابودی كمال نیست بلكه ندیدن هنر است، سالك كه به مقام فناء تام راه یافت، چیزی جز خدا نمی بیند.»[8] بنابراین اگر گفته می شود كه زكات به عنوان یكی از احكام و معارف دینی در نماز نیز تجلی كرده است،‌ مراد آن است همان طور كه گذشتن از مال و دادن زكات محك محبت است، هستی خود را ندیدن و خویشتن را فانی در هستی مطلق حضرت دوست دیدن كامل ترین زكاتی است كه سالك راه و مال آن را در راه دوست می پردازد و این زیباترین و كامل ترین تزكیه است. پس بنابراین اثر زكات نیز در نماز به صورت كامل تر از هر زكاتی در نماز نهفته است.

     

    3. چون همه مفطرات روزه، (چیزهایی كه روز را باطل می كند) در نماز حرام است و سبب بطلان نماز نیز می شود، پس نماز اثر و خاصیت روزه را نیز داراست و در واقع احكام و معارف روزه نیز در نماز تجلی كرده است، بخصوص آن كه غیر از مفطرات روزه گفتن كلام مخلوق نیز در نماز حرام است.[9]

    پس نماز تجلی روزه كامل تر است و هر اندازه كه نماز كامل تر باشد نمودار روزه ای كامل تر خواهد بود، چون در روزه كامل گذشته از امساك های عمومی، از شهود غیر حق تعالی نیز امساك می شود و نماز گزار باید بكوشد با حضور قلب، خود را در حضور و محضر خدا ببیند و تنها او را با قلب و حقایق ایمانش مشاهده كند، در راستای این نكته است كه برخی از اهل معنا گفته اند: (طهارت باطنی از ناپاكی شرك و پلیدیِ رویتِ غیر، در نماز و روزه همچون سایر عبادت ها شرط است و همه نماز گزاران باید تلاش كنند تا خود را با زمزم توحید و نور ایمان و اخلاص از آلودگی دیدن غیر خداوند منزه كنند.)[10]

    طهارت باطنی از ناپاكی شرك و پلیدیِ رویتِ غیر، در نماز و روزه همچون سایر عبادت ها شرط است و همه نماز گزاران باید تلاش كنند تا خود را با زمزم توحید و نور ایمان و اخلاص از آلودگی دیدن غیر خداوند منزه كنند.

    4. مسئله دیگر تجلی معارف حج در نماز است، زیرا حج كه قصد و توجه و سفر به سوی كعبه ظاهری است، در نماز نه تنها حج به مفهوم قصد قبله ظاهر لازم است بلكه توجه به سوی كعبه دل كه بیت المعمور در كشور وجود انسانی است نیز تحقیق می یابد، و این زیباترین جلوه معارف حج در نماز است،[11] زیرا در این حج (نماز) قصد جامع و كاملتری با سیر معنوی نماز گزار در دو نشئه‎ی افاقی و انفسی‌ (توجه به قبله ظاهر و باطن) انجام می شود و سالك خانه حضرت دوست با سلوك معنوی خویش كعبه جان را قصد كرده و از آن طریق به وصال جان جانان بار می یابد.[12]

    برخی از بزرگان نكته آموز با اشاره به مطالبی بلند در این باره چنین تصریح كرده اند:

    نماز

    (اتصاف انسان نماز گزار كه در واقع سالك خانه دوست است به مقام فناء برای او عیدی بزرگ است و بقائی بعد از فنا برای او عیدی كامل تلقی می شود و نماز این دو عید را در مقام خاصی كه عبارت از مقام وحدت حقیقی باشد بجا می آورد)[13] بنابراین نماز كاملترین جلوه گاه حج است. بخصوص آن كه نماز یك نحوه حركت خاصی است آنهم نه در مقوله های عرضی نظیر: كیف، متی، این، و مانند آن بلكه در جوهر نماز گزار، زیرا صحت آن به نیت است و نیت همان انبعاث روح انسان نماز گزار از خلق به سوی حق است.[14]

     

    5. یكی دیگر از معارف دین كه در نماز به صورت بسیار دل انگیز جلوه نموده است، جهاد است، زیرا در اینجا تردید نخواهد بود كه نماز شورانگیزترین میدان جهاد است، آنهم نه جهاد اصغر بلكه جهاد كبیر و اكبر، بدلیل آن كه هرگاه انسانی مومن به نماز بر می خیزد، ابلیس همه ذریه خود را بسیج می كند تا به هر نحو ممكن در نماز او مشكل ایجاد كند، به این جهت نماز گزار برای اداء نماز واقعی باید با تمام جنود ابلیس و نفسانی جهاد كند. برخی از بزرگان اهل معنا در این باره چنین زیبا گفته اند:

    «راه وصول به این مقام منیع نه تنها به صِرف تحصیل شرایط و آداب و احكام نماز حاصل نمی شود، بلكه با اكتفا به جهاد مستمر با نفس نیز حاصل نخواهد شد، چون جهاد اكبر هم لازم است و هرگز با اكتفاء به جهاد اوسط كه نبرد با نفس می باشد میسر نمی شود، و جهاد اكبر همانا نبرد عشق و عقل است كه اگر سالك از قید عقل مصطلح برهد و به عقل ناب كه همان عشق به عبادت و سپس حصر در معبود است برسد، در جهاد اكبر پیروز شده است.»[15]

    پس بدین ترتیب معلوم می شود كه نماز بزرگترین میدان جهاد و تجلیگاه معارف جهاد نیز هست.

    یكی دیگر از معارف دین كه در نماز به صورت بسیار دل انگیز جلوه نموده است، جهاد است، زیرا در اینجا تردید نخواهد بود كه نماز شورانگیزترین میدان جهاد است، آنهم نه جهاد اصغر بلكه جهاد كبیر و اكبر، بدلیل آن كه هرگاه انسانی مومن به نماز بر می خیزد، ابلیس همه ذریه خود را بسیج می كند تا به هر نحو ممكن در نماز او مشكل ایجاد كند، به این جهت نماز گزار برای اداء نماز واقعی باید با تمام جنود ابلیس و نفسانی جهاد كند.

    6. احكام و معارف دینی دیگر نیز در نماز نهفته است به عنوان نمونه: پاك بودن و غصبی نبودن لباس و مكان نماز، اقرار به رسالت و امامت در اذان و اقامه و تشهد، اعتراف به معاد و روز واپسین، ذكر و تسبیح و تقدیس، دعا و نیایش، طلب رحمت و مغفرت در قنوت نماز و ده ها آموزه دیگر دینی در نماز وجود دارد كه شرح و بیان آن از ظرفیت این مقاله بیرون است و تنها به عنوان حُسن ختام باید به كلام نورانی امیر مؤمنان درباره خاصیت و اثر گناه شویی نماز اشاره شود كه فرمود: امر نماز را مراعات كنید، و بر آن محافظت نمایید، و این عبادت بزرگ را فراوان به جای آورید، و با آن به خداوند تقرب جویید، كه نماز بر مومنان فریضه ای است دارای وقت مخصوص، مگر پاسخ دوزخیان را نشنیدید كه وقتی از آنان پرسیده می شود: چه چیز شما را وارد جهنم كرد؟ می گویند: ما از نماز گزاران نبودیم.[16]

    نماز گناهان را همچون برگ درختان می ریزد و ریسمان معصیت را از گردن گناهكاران می گشاید آن گونه كه مهار از گردن حیوانات باز می شود، رسول خدا نماز را به چشمه آب گرمی تشبیه كرده كه بر در خانه انسان است و او شبانه روزی پنج بار خود را در آن می شوید، آیا دیگر هیچ آلودگی در او باقی خواهد ماند؟[17]

    آنچه اشاره شد تنها جلوه ای از معارف دینی در نماز بود و باید توجه داشت كه حقایق و معارف فراوان دیگری نیز در نماز وجود دارد كه در این مختصر ، مجال بیش از این نبود.

    نماز

     


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    عوامل حضور قلب در نماز

    بسم الله الرحمن الرحیم


    1 ) تغییر بینش :


    یکی از عوامل روانی موثر بر حضور قلب ، نوع بینش و نگرش نمازگزار نسبت به نماز است . هر فردی تعریف خاصی از نماز دارد و یا دید ویژه ای به عبادت می نگرد . این نوع دیدگاهها در حضور قلب تاثیر زیادی دارد که نمونه هایی از آن بیان شده است:


     


    الف ) هدیه انسان به خدا :


    هدیه کلمه ای است که بار عاطفی ویژه ای دارد و انسان ها برای نشان دادن محبتشان به یکدیگر هدیه می دهند . به همین دلیل همه می کوشند هدیه شان ماندگار و خاطره آفرین باشد .


    اگر انسان با این دید به نماز بایستد که در حال هدیه دادن به خداوند است ، به یقین چگونگی نمازگزاران برای او اهمیت می یابد و می کوشد تا هدیه در خوری را به محضر حضرت حق تقدیم کند .



     


    ب ) هدیه خدا به انسان :


    برخی با این دید به نماز می نگرند که نماز تکلیفی از ناحیه خداوند است و رابطه بین انسان و خداوند را چون رابطه عبد و مولی بسیار خشک و رسمی تلقی می کنند ، در حالیکه می توان با محبت و انبساط روحی بیشتری به این رابطه نگاه کرد و نماز را هدیه خداوند و ره آورد معراج حضرت محمد (ص) دانست. در این فضا ، نمازگزاردن سلوک در وادی عشق است که هر قدم هدیه ای از سوی خداوند شمرده میشود. اگر تنها با دید انجام تکلیف به نماز بنگریم ، جان خود را در حصاری از محدودیت خواهیم دید و از لطافت و زیبایی چنین رابطه ای بی بهره خواهیم ماند .


     


    ج ) روح و کلید نماز :


    نماز به وجود انسان می ماند که حقیقتی<**ادامه مطلب...**> مرکب از جسم و روح است . هر یک از اعضای بدن انسان که برخی در ظاهر و برخی در درون هستند نقش خاصی در حیات او دارند . برخی مانند قلب نقش کلیدی در حیات انسان داشته و با نبود آن نقصان جدی در تمامیت وجود انسان ایجاد می شود و برخی دیگر مانند رنگ چشم ، مو و ... به کالبد انسان جلوه می دهند . به نماز نیز چون با همین دید بنگریم ، حضور قلب را روح نماز خواهیم دید و ارکان نماز را اعضای حیاتی نماز ، دیگر واجبات مثل قرائت و تشهد و سلام را به منزله دست و پا و مستحباتی همچون قنوت را زینت و جلوه نماز خواهیم دید .


     


    د ) نماز در فضای بندگی


    بندگی رکن اصلی و گوهر تمامی عبادت است و هدف از خلقت انسان چنین تعیین می شود . بندگی رنگ دیگری به عبادت می بخشد و بینش انسان را نسبت به عبادت تغییر می دهد . بندگی یعنی احساس و اظهار بندگی ، خدا را مالک همه چیز دانستن ، راضی به رضای خدا بودن ، خدا محوری ، خود فراموشی و پسندیدن آنچه خدا می پسندد . قرار گرفتن در فضای بندگی موجب می شود عبادت انسان از سنخ عبادت آزادگان باشد ، نه عبادت بازرگانان و بردگان . به همین دلیل این عبادت بدون هیچ سختی واکراهی و با میل و اشتیاق انجام می شود .


    نماز از این منظر علاوه بر بار عاطفی ویژه خود که به ایجاد ارتباطی عمیق بین انسان و خدا
    می انجامد ، از دیدگاه عرفانی نیز تفسیر زیبا و متفاوتی از رابطه خداوند و انسان به دست     می دهد .


     


    2) شرایط لازم در تمام مراحل برپایی نماز :


    برای ایجاد حضور قلب شرایطی لازم است که      می بایست در تمام مراحل نماز به آن توجه شود . از جمله تصمیم و عزم ، که از لوازم ضروری انجام یا ترک هر عملی است . میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید : « سبب پیدایش حضور قلب ، همت آدمی است : زیرا قلب تابع همت و اراده (است) ... »


    البته صرف تصمیم گرفتن کافی نیست، بلکه       می بایست بر این خواسته مداومت کرد تا جنبه موقت پیدا نکند . توجه به مقدمات و احکام قبل از نماز ، همچنین رعایت مستحبات در طول نماز نیز از شرایط تحصیل حضور قلب است .


     


    3) رعایت آداب نماز :


    برای رسیدن به معنای حقیقی نماز رعایت آداب نماز لازم است . آداب نماز برخی ظاهری و برخی باطنی است . آداب ظاهری که شکل اعمال نماز را مشخص   می کند و موجب زینت نماز می شود عبارتند از : «طمائینه ، صوت و لحن ، مسواک زدن ، استعمال عطر ، پوشیدن لباس سفید و پاکیزه
    و ... »


     


    آداب باطنی ، مربوط به معانی و مفاهیم و اسرار نماز است . نمازگزار باید علاوه بر رعایت آداب ظاهری به آداب باطنی نیز توجه کند که حضور قلب واقعی در اثر توجه به این آداب است . رعایت آداب ظاهری نیز مقدمه ای برای رسیدن به این مرحله است . آداب باطنی نماز عبارتند از : نشاط ، اخلاص ، گریه از خوف خدا و خشوع.


     


    4) فراغت وقت نماز :


    یکی از عوامل حضور قلب در نماز « فراغت وقت » است . امام خمینی (ره) فراغت وقت را چنین معنا میکند : « فراغت آن است که انسان در شبانه روز برای عبادت خود وقتی را معین کند تا در آن زمان ، اشتغال دیگری به غیر از عبادت نداشته باشد »


     


    انسان باید برای عبادت زمانی را اختصاص دهد تا نمازگزاری شتاب زده و اضطراری صورت نپذیرد . البته همان گونه که توصیه شده ، نماز را باید در وقت فضیلت ، یعنی همان اول وقت برپا کرد . این که برخی برای نماز وقت معینی ندارند و فرصت نماز را می سوزانند ، دلیل آشکاری بر بی توجهی آنها نسبت به نماز است ،گویا نماز  عاملی است که خارج از برنامه زندگی قرار دارد و چون از کارهای دیگر فارغ می شوند ، ابتدا با کراهت به سوی آن می روند و سپس شتاب زده آن را ادا می کنند .


    روشن است که چنین نمازی با افکار پریشان ، خاطری آشفته و بدون حضور قلب تنها در خم و راست شدن خلاصه می شود. این تجربه ها به خوبی      می دهد که چرا وقت نماز در روایات بسیار مهم تلقی شده .


     


    5 ) فراغت قلب :


    فراغت قلب مهمتر از فراغت وقت است . فراغت قلب یعنی نماز گزار در حین عبادت ، ذهن و قلب خود را از مشغله ها و همّ و غم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور پراکنده و پریشانی خاطر منصرف نماید و تمامیت دل را معطوف به عبادت حق تعالی و مناجات با او کند .


     


    6) ذکر دائم خدا :


    یکی از راههای حضور قلب ذکر همیشگی خداوند است ، یعنی نمازگزار در طول روز در خارج از نماز نیز به یاد خدا باشد و این ممکن نخواهد بود مگر آنکه نمازگزار با یاد خدا، اعمال صالح را فراروی خود قرار دهد. چطور ممکن است قلبی که در طول شبانه روز از یاد خدا غافل بوده به یکباره در هنگام نماز تغییر جهت داده و از گرایش های دنیوی خارج شود . چنین قلبی هرگز به مرحله حضور نخواهد رسید و مصداق نمازگزاری می شود که با غفلت از روح نماز ، « صلوه ساهون » را بجا می آورد و از ستم ابایی نخواهد داشت . ولی قلبی که همواره به یاد خداست ، با تمام وجود در هنگام نماز محضر خداوند را درک می کند .


     


    7) یاد مرگ :


    از اموری که حضور قلب ایجاد می کند ، یاد مرگ است . اگر انسان به یاد مردن باشد و باور کند که هر لحظه امکان وقوع مرگ او هست و شاید « این نماز » نماز وداع باشد ، نماز را به بهترین وجه به جا می آورد ، زیرا زمانی برای جبران نمی بیند و خود را عازم جهانی می بیند که نه تنها فرصتی برای عمل کرد به او نمی دهد ، بلکه از او حساب پس می کشد .


     


    8 ) دعا و توسل :


    یکی از راههای ایجاد حضور قلب، دعا و درخواست حضور قلب از حق تعالی است . نمازگزار پیش از نماز می بایست از خداوند بخواهد که به او توفیق حضور قلب در عبادت بدهد . این دعا علاوه بر آماده کردن روح نمازگزار برای حضور قلب سبب جبران کاستی هایی می شود که در طول شبانه روز از او سرزده است.


     


    9 ) توجه در مفهوم اعمال نماز :


    هر یک از اعمال نماز مفهوم و معنای خاصی دارد و تنها یک رشته آداب ظاهری نیست و توجه به این معانی پنهان که از آن به عنوان اسرار عبادت یاد می شود ، در حضور قلب نمازگزار نقش خاصی ایفا میکند.


     


    حضرت علی (ع) می فرماید : هنگامی که رکوع می کنی با خویشتن بگو به تو ایمان دارم ، هر چند گردنم زده شود و هنگامی که سر را از رکوع بلند می کنی با خودت بگو تو مرا از عدم به وجود آوردی . در سجده اول در دل ، این معنا را به یاد آور که تو از خاک مرا بیرون آوردی و هنگامی که برای سجده دوم می روی ، بگو دوباره به خاک باز می گردم و وقتی سر از سجده دوم بر می داری ، در دلت بگو خداوندا دوباره مرا از خاک زنده می کنی تا نتیجه کارهایم را ببینم . [1]



    10 ) توجه و تفکر در وضو و دعاهای آن :


    وضو گرفتن علاوه بر بعد ظاهری آن که نظافت جسم است ، از نظر باطنی و معنوی نیز موثر است و روح را تقویت می کند .


    دعاهایی که در حال وضو خوانده می شود . مقدمه مناسبی برای قراردادن انسان در فضای بندگی است و به خوبی نظام معرفتی انسان را برای دیدار حضرت حق و صحبت باو آماده می کند .


    خواندن این دعاها در صورت توجه به مفهوم آن شناخت های لازم جهت توجه به نماز و احساس نیاز به نماز را در نمازگزار ایجاد می کند و با ایجاد حال و هوایی معنوی در انسان ، او را در درک عظمت حضرت حق یاری می کند . به این ترتیب وضو مقدمه ای در ایجاد فراغت قلب است و زمینه را برای ورود از بعد ظاهری به بعد باطنی نماز مهیا می کند .


     


    11) نوافل :


    همراه هر یک از نمازهای واجب پنج گانه برخی نمازهای مستحبی تعیین شده که پیش یا پس از آن به عنوان نوافل خوانده می شود . اقامه نوافل از اموری است که سبب حضور قلب در نمازهای واجب می شود و نمازگزار براثر این اعمال مستحبی ، روح خود را برای عبادت ورزیده می کند .


     


    امام صادق (ع) به نقل از رسول گرامی اسلام (ع) می گوید خداوند فرمود : « ... و انه لیتقرّب الیّ بالنّافله حتی احبّه » بنده به واسطه نوافل آنقدر به خدا نزدیک می شود که خدا او را دوست می دارد . » [2]


     


    شاید علت نزدیکی انسان به خدا بر اثر خواندن نافله این باشد که خداوند از ورای این عمل اختیاری و مازاد بر تکلیف ، شوق و شور بنده خود را مشاهده می کند و بدین جهت او را دوست می دارد و سزاوار مقام قرب می بیند . حاصل این نزدیکی و دوستی رابطه ای از روی معرفت و پایدار است .


     آدرس مطلب :   میزان الحکمه،ج5،ص395 و وسائل الشیعه، ج 6، ص 331[1]


    ( از نمازگزاری تا انس با نماز ، ج 1 ، ص 69 – 54 )




    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    اسرار نماز از نگاه آیه ا... بهجت

    بیانات آیة الله بهجت(ره)  در باب نماز از سخنان ایشان جمع آوری شده و در این جا ارائه می گردد . امید که مورد استفاده قرار گیرد. 

    - نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل(قرار داده) شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.(1)

     - نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش‎ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!(2)  

    - نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود.(3)  

    - تمام لذت‎ها روحی است؛ و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.(4)  

    - قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.(5)     

    - نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.(6)  

    - ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می‎ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می‎کنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمی‎گردیم.(7)   

    - شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد.(8)  

    - قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.(9)    

    - سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می‎شود؟

    جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می‎شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می‎شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.(10)   

    - سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

    جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید!(11)  - اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راه‎های اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.(12) 

    - گوی سبقت را نماز شب‎خوان‎ها ربودند مخفیانه!(13)  

    - سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

    جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می‎شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می‎شود.](14)   

    - سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

    جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می‎شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید.(15)    

    - از آیِه شریفه «اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ (عنکبوت/45) نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می‎دارد.» استفاده می‎شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر؛ کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی‎کند، واقعاً نمازش نماز نیست!)(16)

    - این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. معصیت، روح را مکدّر می‎کند و نورانیّت دل را می‎برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.(17)     

    - یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!(18) 

    - اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می‎شود، کار تمام است!(19) 

    - همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می‎دهیم، آقایان [اولیاء] می‎فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است!(20)   

    - همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می‎رساند، و برای عده‎ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!(21)              

    - سؤال: می‎خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

    جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست!(22)    

    - سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.(23)     

    - سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

    جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان(عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.(24)               

    - سؤال: مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

    جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم‎السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن؛ نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...(25)         

    - اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره‎مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎شوند.(26)                 

    - در کلمات امیرالمؤمنین علی(علیه‎السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می‎باشد.) مشاهده کرده‎ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه‎ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند!(27)                      

    - از حدیث «تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.» بر می‎آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه‎ای به جا می‎آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می‎خوریم.(28)               

    - سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می‎کنم و بعداً سخت رنج می‎برم؛ علاج آن چیست؟

    جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ «فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه؛ این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!»(29) - معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین‎ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است!(30) 

    - وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎گردد، اولین چیزی را که سوغات می‎آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!(31)         

    - چقدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگ‎ها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می‎شود؛ ولی ما چه می‎دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: «لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه؛ اگر نمازگزار می‎دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی‎گرداند!»(32)       

    - ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.(33)

    - در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می‎کند، خالق هم با او خلوت کرده است!(34)     

    - بلی می‎شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً؛ خداوندا، زن شایسته‎ای را روزی من کن!» یا بگوید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً؛ خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!»(35)  


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    وضو و چندین اعجاز

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿48﴾

    و تو هیچ كتابى را پیش از این نمى‏خواندى و با دست [راست] خود [كتابى] نمى‏نوشتى و گر نه باطل‏اندیشان قطعا به شك مى‏افتادند (48)

    مقدمه :

    آدابی كه در اسلام بدان توجه شده و هر مسلمانی به دفعات آن را به‌كار می‌گیرد؛ «وضوگرفتن» است. این عمل نیكو موارد مصرف گوناگونی دارد. در هر زمان كه مسلمانی می‌خواهد آماده عمل یا عبادت بزرگی شود؛ وضو می‌گیرد. هر آنچه كه مربوط به سلامتی جسمانی، مسئولیت‌پذیری، اعتماد به نفس، ارتباط صحیح، تحمل شرایط پراسترس و درك بهتر شرایط محیطی است همگی با انجام مداوم وضو حاصل می‌آید. این فاكتورها، عواملی هستند كه برای یك زندگی معنوی موردنیاز و گاهاً حیاتی می‌باشند. برای درك بهتر فریضه وضو بهتر است درابتدا مراحل آن را از دید انرژیكی بررسی كنیم. اولین مرحله وضوساختن، نیت بر چنین كاری است. نیت در بسیاری مواقع می‌تواند به‌صورت ناخودآگاه باشد. یعنی فرد بدون اینكه حتی در ذهن خویش نیز موضوع را مرور كند؛ صرفاً به قصد وضوساختن برپاخیزد. روشن‌بینان علاوه بر چاكراهای مختلف بدن (دروازه‌هایی كه از طریق آن‌ها انرژی هستی مابین شخص و پیرامون وی مبادله می‌شود) توانسته‌اند رشته سیمین باریكی را در بالای سر وی مشاهده كنند. این رشته سیمین «طناب روحی» نام داشته و بندی است كه از طریق آن ارتباط معنوی و ارتباط با نیروی برتر صورت می پذیرد. این طناب بسیار باریك بوده و در افراد معمولی به نازكی یك تار عنكبوت است. رشد و تعالی معنوی فرد، منجر به قطورشدن این طناب می‌شود تا جایی كه در برخی انسان‌های وارسته می‌تواند تا یك سانتی‌متر ضخامت پیدا كند. ملاحظه شده كه به هنگام قصدكردن برای انجام وضو، این طناب درخشان‌تر گردیده و قطر ‌آن افزایش می‌یابد.

    به‌طوركلی كانال اصلی انرژی بدن از فرق سر شروع شده و از میانه بدن عبور می‌كند. این كانال در ناحیه شانه‌ها دارای دو كانال فرعی شده كه به دو دست منتهی می‌شود و همانند شلنگ‌های باریكی از كف دست‌ها بیرون می‌زند. بقیه این كانال در میانه بدن ادامه می‌یابد و در ناحیه خاجی به دو تكه تقسیم شده وارد پاها می‌شود. در طول این شاهراه اصلی، راه‌های كوچك بسیاری (كانال‌های فرعی) وجود دارد كه هركدام به عضو یا اندام خاصی منتهی می‌شود. در جایجای این كانال‌ها، قیف‌های كوچك و بزرگی وجود داشته كه مدام در حال چرخش‌اند. از طریق این قیف‌ها، مبادله انرژی صورت می‌پذیرد. این قیف‌ها همان «چاكراها» هستند. فعال‌بودن چاكراها خود دلیلی بر عملكرد بهتر كانال‌های انرژی است.

    در انجام وضو ابتدا دست‌ها به روی صورت كشیده می‌شود. تأكید بر آن است كه حركت دست‌ها رو به پایین باشد. پوست بدن ما قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی در خود دارد. انرژی‌هایی كه بیگانه بوده و ناشی از مشغله‌ها و استرس‌های محیطی است. استرس‌هایی كه هر روز تولید می‌شوند و جزئی از زندگی روزمره گردیده‌اند. چنین دست‌كشیدنی بر روی پوست صورت می‌تواند استرس‌ها و انرژی‌های بیگانه انباشته شده در آن را تكانده به دور ریزد.

    به‌خاطر انعطاف‌پذیری بسیار بالای پوست صورت نسبت به سایر اعضای بدن، میزان این انباشتگی در صورت بیش از سایر جاهاست. به‌طوری‌كه گاهی بیش از 90% كل انرژی‌های منفی و استرس‌های محیطی در پوست صورت تجمع می‌یابد. 10% مابقی در كل بدن پخش شده و حتی قابل اغماض است. به‌همین دلیل زمانی كه استرس یا شوك خاصی بر فرد وارد می‌شود (همانند بیماری، امتحان كنكور و ...) و بدن آكنده از انرژی استرس زیادی شده؛ یك وضوی ساده تا حد بالایی می تواند مشكل را حل كند. یك وضوی ساده به راحتی قادر است حجم استرس زیادی را كه در عضلات صورت انباشته شده؛ تخلیه كند. این تخلیه خصوصاً بر روی چاكراهای فرعی فك‌ها صورت می‌گیرد. چاكراهای فرعی فك، تأثیر مستقیمی بر روی سیستم اعصاب و حافظه دارند.

    از دید دانش مدرن هم بیشترین حجم استرس‌های محیطی در پوست صورت ذخیره می‌شود. پس اگر هرچند ساعت به چند ساعت،‌ دستی بر روی صورت بكشیم؛ در پایان روز بسیار آرام‌تر هستیم. به‌هنگام وضوگرفتن، این فرآیند با آب ـ بخصوص با آب سرد ـ همراه می‌شود كه تأثیر آن را بیشتر هم می‌كند.

    مرحله بعد شستن دست راست به وسیله دست چپ است .یكی از چهار نادی (كانال انرژی) اصلی بدن در دست راست است.. انرژی‌های راكدی كه به صورت حب و بغض و خستگی‌های روزانه نمود پیدا می‌كنند با این عمل از بین می رود . این عمل دو تأثیر فوق‌العاده مهم دارد. در ابتدا چاكراهای كف دست و نوك انگشتان دست راست را با شدت باز و فعال می‌كند. و در ادامه باعث تبادل انرژی سمت چپ و راست بدن می‌شود. در كف دست چپ هم یك چاكرای مهم وجود دارد كه به هنگام انرژی دادن می‌توان از آن كمك گرفت. به‌هنگامی كه با كف دست چپ بر روی دست راست می‌كشیم، انرژی سمت چپ بدن را نیز بر روی دست راست می‌ریزیم. انجام این عمل تأثیر زیادی بر روی ایجاد تعادل بدن دارد و انرژی‌های دوگانه بدن را متوازن می‌كند.

    هنگامی كه با دست راست، دست چپ را لمس می‌كنیم؛ انرژی سمت راست بدن نیز به سمت چپ راه یافته و تعادل كامل می‌شود. در این هنگام چاكراها به تعادل بالایی رسیده كاملاً متوازن می‌شوند.

    هرچه شما سرحال‌تر و سالم‌تر باشید؛ چاكراهای كف دست و پای شما بزرگ‌تر و فعال‌تر هستند. یكی از دلایل كلافگی و سررفتن حوصله بسته‌شدن این چاكراست.

    انجام مرحله بعد یكی از كلیدی ترین تاثیرات انرژیكی را با خود به همراه دارد. این عمل مسح سر است. با تحریك فرق سر یكی از مهمترین چاكراهای بدن ـ چاكرای تاج ـ ‌تحریك می‌شود. این چاكرا دروازه تجربیات روحانی است و فعال‌بودن آن از نشانه‌های معنوی بودن فرد است. فعالیت این چاكرا با ضخامت طناب روحی نیز در ارتباط است.

    فرق سر تأثیر زیادی نیز بر هماهنگ‌كردن فعالیت نیمكره‌های مغز دارد. نیمكره چپ بیشتر مربوط به استدلال، منطق و امور دنیوی است. هنگامی كه فرد زیاد درگیر مسایل و مشكلات دنیوی می‌شود این نیمكره به‌شدت فعال می‌شود. نیمكره‌ راست بیشتر مربوط به احساسات و عواطف است. قابلیت‌های هنری، لذت‌بردن و خلسه همگی مربوط به فعالیت این بخش از مغز هستند. بخاطر شرایط محیطی ممكن است در یكی از این حالات افراط شود. كسانی كه زیاد درگیر مشغله‌های زندگی شده، مسئله ریاضی حل می‌كنند و كمتر به بعد روحانی و استراحت خود بها می‌دهند؛ دارای فعالیت زیادی در نیمكره چپ هستند. به همین ترتیب كسانی كه درگیر مسایل عاطفی و هنر شده، كمتر مسئولیت‌پذیر بوده و نسبت به مسایل جاری زندگی بی‌تفاوت می‌شوند؛ دارای نیمكره راست فعال‌تری هستند. هر دو این حالات افراط است و سلامتی فقط درصورتی حادث می‌شود كه این دو به تعادل برسند. لمس‌كردن فرق سر (مسح سر) باعث تحریك پل ارتباطی بین دو نیمكره و فعالیت غذه پینه‌آل می‌شود. بدین‌ترتیب تعادلی نسبی در وضعیت فعالیت نیمكره‌های مغز پدید آمده؛ انرژی با سهولت بیشتری در آن‌ها جریان می‌یابد. تحریك این نقطه در تقویت حافظه نیز می‌تواند تأثیر گذارد.

    مرحله بعد تماس دست‌ها با پاها می‌باشد. در این عمل نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی مبادله انرژی می‌كند. و باز هم به‌گونه‌ای، تعادل و توازن در كالبد انرژی ایجاد می‌شود. چاكراهای كف پا، دروازه‌هایی هستند كه در امر سلامت بدن نقش بسزایی دارند . با انجام شستن پاها، به‌وضوح چاكراهای كف پا تحریك می‌شوند. فعالیت چاكراهای كف پا در ادامه منجر به تحریك چاكراهای انگشتان پا می‌شود. این تحریك بخصوص در انگشتان شست، میانی و انگشت كوچك خود را نشان می‌دهد.

    با تقویت و تحریك چاكراهای پایینی می‌توان قدرت و حیات دوباره‌ای به كالبد آن‌ها بخشید.

     زمین به عنوان یکی از بزرگترین منابع حیاتی، انرژی خود را از طریق این دریچه ها با بدن مبادله می کند. نوع انرژی زمین خاص بوده و بیشتر بر روی کالبد جسمانی اثر می گذارد.

     کم و بیش افرادی مشاهده می شوند که از خستگی مزمن رنج می برند.این افراد دارای چاکراهای پایینی ضعیفی بوده که انرژی اندکی را به بالا پلمپ می کنند. با تقویت و تحریک چاکراهای پایینی می توان قدرت و حیات دوباره ای به کالبد آنها بخشید.

    اگر چاکراهای پایینی به طریقی به طور منظم تغذیه شوند، این اتفاق هرگز نمی افتد.

    منبعی که می تواند این انرژی دائمی را تأمین کند، کره زمین است. انرژی زمین از طریق چاکراهای کف پا می تواند به چاکرای قاعده ای راه یابد. اگر علاوه بر تحریک و انرژی دادن به چاکراهای قاعده ای و جنسی، چاکراهای فرعی کف پا نیز فعال گردند، تغذیه مداوم انرژیکی باعث می شود تا فرد به سادگی دچار خستگی و ضعف نشود. به کمک وضو گرفتن می توان از خستگی مزمن رهایی یافت.

    اثرات شستن پا در مساجد و زمانی كه چند صد نفر با هم نماز جماعت می خوانند و از طریق زمین مبادله انرژی می كنند به اوج خود می رسد وحتی یك فرد صالح اگر در میان این چند صد نفر باشد و به منبع انرژی الهی وصل باشد و دارای چراغ روشنی مثل یك لامپ باشد دیگران نیز می توانند مثل كانال سیم كشی برق ، لامپ های خود را با آن روشن كنند . و این از خاصیت های نماز جماعت است كه در اسلام كاملا بر آن تكیه شده است و نماز جمعه فبه المراد و نعم المقصود است و بهترین آنها و عید مسلمین و حج مساكین است . پس پاها را بایستی حتی بهتر از دست ها شست زیرا در حالت قیام ، ركوع ،  سجده  ، تشهد ، سلام ، دعا و ..با زمین و دیگران مبادله انرژی می كند در حالی كه دستها فقط در حالت سجده این كار را می كنند . نكته بسیار مهم این است كه انگشتان پای راست  در هنگام تشهد و سلام بایستی مثل حالت سجده بر روی زمین باشد تا كار مبادله قطع نشود كه بسیاری از نماز گزاران این اصل مهم را رعایت نمی كنند و این امر باعث ناتمام ماندن امر مبادله می شود و صحیح نیست .

    توجه كنید الله سر انگشتان را برای هر انسانی متفاوت خلق كرده و یك از دلایل این تفاوت در انگشتان دست و پا می تواند این باشد كه در هنگام مبادله انرژی بخصوص در نماز جماعت نشانه شناسای و رمز مربوط به ما است و ما از این طریق نیز بودن خود را در جمع اعلام می كنیم و مقدار انرژی ساطع شده توسط شخص خاص مشخص می شود . در واقع این خطوط انگشتان است كه شخص یك را از شخص دو متمایز می كند .

    سوره قیامه :

    أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿3﴾

    آیا انسان مى‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم كرد (3)

    بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ ﴿4﴾

    آرى قادریم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنیم (4)

    در این مبحث به یاری الهی و با توكل بر او می خواهیم كه نحوه وضو گرفتن را مورد بررسی قرار دهیم از جهت تعداد استخوانهای بدن كه در متن وضو گرفتن قرار دارند و نیز نحوه گرفتن وضو از دیدگاه امام و پیشوای بزرگ شافعی ( رض ) .

    توجه داشته باشید من به این خاطر به این پیشوای بزرگ اقتدا كرده ام زیرا خود مذهبم شافعی است و احترام كامل برای سایر برادران دینی خود از جمله حنفی ، مالكی ، حنبلی ، جعفری ، و دوازده امامی  و... قائلم و اصلا خود را در سطحی نمی دانم كه درباره این مذاهب حتی حرف نیز بزنم زیرا اطلاعات من فقط در باره مذهب امام همام شافعی ( رض ) است .

    آیه 6 سوره مائده :

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَینِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُم مِّنْهُ مَا یُرِیدُ اللّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن یُرِیدُ لِیُطَهَّرَكُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿6﴾

    اى كسانى كه ایمان آورده‏اید چون به نماز برخیزید صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سرخودتان را مسح كنید و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین بشویید و اگر جنب‏اید خود را پاك كنید و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یكى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان نزدیكى كرده‏اید و آبى نیافتید پس با خاك پاك تیمم كنید و از آن به صورت و دستهایتان بكشید خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگیرد لیكن مى‏خواهد شما را پاك و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد كه سپاس بدارید (6)

    در این آیه ترتیب و نحوه دست نماز و تیمم نشان داده شده است و بخاطر ترتیب است كه مسح سر قبل از شستن پا قرار گرفته است . در ضمن ساده ترین نحوه وضو برایمان بیان شده است .

    آیه 43 سوره نساء

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ﴿43﴾

    اى كسانى كه ایمان آورده‏اید در حال مستى به نماز نزدیك نشوید تا زمانى كه بدانید چه مى‏گویید و در حال جنابت مگر اینكه راهگذر باشید تا غسل كنید و اگر بیمارید یا در سفرید یا یكى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش كرده‏اید و آب نیافته‏اید پس بر خاكى پاك تیمم كنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید كه خدا بخشنده و آمرزنده است (43)

    توجه : معنی كلمه مسح : با توجه به فرهنگ لغت المنجد و نرم افزار قاموس .

    پاك كردن چرك و كثافت ،شستن ، از بین بردن كثافت ، لاغر كردن ، شانه كرده ، مالیدن ، قطع كردن ، بركشیدن ، نیكو آفریدن ، پیدا شدن ، زدودن ، از بین بردن بیماری ، زدن و ...

    حال این دو آیه را می توان هر طور معنی كرد و ... آیا تا بحال می دانستید كه مسح یك كلمه عریبست ؟

    این دو آیه كه در قرآن كریم آمده است و نیز سنت پیامبر اكرم ( ص ) كه این دو آیه را در كل و جزء و نحوه اجرا و تفهیم موضوع  بیان می كند و از لحاظ عقلی و روحی نحوه وضو را به اوج خود می رساند كامل ترین وضو را برای ما تشریح می كند .

    نحوه وضو در مذهب امام شافعی ( رض )

    1- شستن دهن ( قبل از شروع وضو نیز مسواك زدن یا سواك زدن )

    2-شستن بینی  (تخلیه آن و تمیز كردن بینی )

    3- شستن صورت ( با هردو دست از بالای پیشانی تا كنار گوشها و در پایان تا زیر فك متحرك پایین )

    4- شستن دست راست و چپ ( تا آرنج و از انگشتان شروع شود تا آرنج ادامه یابد وَأَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ )

    5- مسح سر ( از 3 تار مو تا كل موی سر )

    6- پاك كردن گوش و مسح آن

    7- شستن پای راست و چپ ( از انگشتان تا برامدگی مچ  وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَینِ ) این بند بسیار مهم است زیرا 1000 نفر را در نظر بگیرید و داخل یك مسجد سر بسته در تابستان بروند و نماز جماعت و جمعه بخوانند و 2 ساعت كنار هم باشند اگر پاهایشان را كامل نشورند بوی پا همه را بیهوش می كند در حالی كه در اسلام یكی از بهترین چیزها بوی خوش و عطراگین مومن است و نزد رسول اكرم ( ص ) عطر از بهترین ها بوده است و اصلا مردم پیامبر ( ص )  را با بوی خوش می شناختند و هنگامی كه حتی از كوچه ای رد می شد بوی عطر ایشان برای مدتی در آن جا می ماند و حتی مردم با بوی عطر می دانستند كه رسول اكرم ( ص ) از آنجا رد شده است و یا وقتی با كسی دست می دادند تا مدتها بوی عطر از دست طرف مقابل می آمد پس در گرما وحشتناك عربستان و تعرق زیاد آنجا شستن پاها و عطر زدن یك حالت بسیار مردم پسند بوده و مردم را از اذیت و آزار دور می كرده . و اگر آن 1000 نفر به مدت یك ماه نماز جماعت بخوانند در كنار هم اگر پاها درست شسته نشود تمام مسجد را بوی پا فرا خواهد گرفت و الله اعلم .

    البته عدد 78 در این جا نیز كاملا نمایان است زیرا این 7 بند توسط آب انجام می شود و بند طهارت نیز توسط آب انجام می گیرد و طهارت از وضو جداست و قبل از وضو انجام می گیرد و یک عمل مهم و تاکید شده است که وضوی ما را به سر حد کمال خود می رساند  و عدد ۷ ما را تبدیل به ۸ می کند . لازم به توضیح است که عمل طهارت در مستراح است برای شستشوی محارم و ..

     1-     بند طهارت  + 7 – بند شستن و مسح كردن و تمیز كردن = 8

    تمام نماز ما با توجه به سوره مبارك الحمد طراحی شده است و اعداد بكار رفته در تعداد آیات و حروف و كلمات و ... ما را در درك بهتر موضوع یاری می كنند و به عنوان معجزه های بزرگ قرآن كریم قلم داد می شود سوره الحمد مادر قرآن و حتی كل قرآن و.. است و در نماز های 5 گانه روزی17 بار به صورت واجب خوانده می شود و 12 بار در 12 ركعت سنت  قبل و بعد نماز های5 گانه خوانده می شود

    حتما همه می دانید كه سوره الحمد دارای 29 كلمه است و ( 17 + 12 ) = 29 و بحث نماز های واجب در مقاله نماز در زیر به صورت كامل تر آمده است .

    سوره الحمد تنها سوره است كه دو بار نازل شده است یك بار در مكه مكرمه و 5 آیه اول و یك بار در مدینه منوره و كل 7 آیه و این خود یك اعجاز دیگری است زیرا 5 آیه اول كه 78 حرف دارد دو بار نازل شده است و بدن انسان دارای 78 استخوان در سمت راست است كه قرینه 78 استخوان سمت چپ است و 78 یعنی تعداد حروف مقطعه در قرآن كریم اگر می خواهید اطلاعات كاملی از 78 بگیرید به وب سایت :   

    www. Quraneazim.blogfa.com 

    مراجعه كنید توجه كنید كه 5 وعده نماز ما از روی 5 آیه اول سوره الحمد طراحی شده است :

    یعنی از روی تعداد كلمات هر آیه

    4 ركعت  ظهر

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾

    4 ركعت  عصر

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ ﴿2﴾

    2 ركعت  صبح

    الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾

    3 ركعت  مغرب

    مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾

    4 ركعت  عشاء

    إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾

    و نمازهای سنت با توجه به دو آیه آخر است كه 12 كلمه دارد و همه آنها دو ركعتی است مثل دو آیه :

    3كلمه

    اهدِنَا الصِّرَطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾

    9كلمه

    صِرَطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾

    در مذهب امام شافعی ( رض ) نماز های سنت به این صورت خوانده می شود :

    دو ركعت قبل از صبح  2

    دو ركعت قبل از ظهرو 2ركعت بعد از آن 4

    دوركعت قبل یا بعد از عصر( غیر مؤكدة )2

    دوركعت بعد از مغرب 2

    دوركعت بعد از عشاء 2

    2+2+2+2+4 = 12

    سوره الحمد تنها سوره ای است كه هم می تواند 7 آیه داشته باشد و هم 8 آیه اگر بسم الله الرّحمن الرّحیم را جزء آیات بدانیم 7 آیه : اما در هر حال 139 حرف دارد در قرآنهای معتبر جهان مثل عربستان و ..

    و اكثر قرآنهای ایران و.. به صورت زیر :

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ ﴿2﴾

    الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾

    مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾

    إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾

    اهدِنَا الصِّرَطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾

    صِرَطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾

    و اگر بسم الله الرّحمن الرّحیم را جزء آیات ندانیم 8 آیه :

     بسم الله الرّحمن الرّحیم 1 + 7 = 8

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ ﴿1﴾

    الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿2﴾

    مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿3﴾

    إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ ﴿4﴾

    اهدِنَا الصِّرَطَ المُستَقِیمَ ﴿5﴾

    صِرَطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ ﴿6﴾

    غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾

    ویا بعضی از قرآنها ( چاپ پاكستان و ... )

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ ﴿2﴾

    الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾

    مَلِكِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾

    إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾

    اهدِنَا الصِّرَطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾

    صِرَطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ ﴿7﴾

    غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿8﴾

     

     

    حال به قسمت اصلی موضوع می رسیم و آن طراحی وضو با توجه به استخوان بندی بدن انسان است و تطابق آن با سوره الحمد و حروف مقطعه كه طراحی واجبات و مستحبات نماز و اذان و وضو و... در آن است .

    و از این طریق پی به این موضوع می بریم كه كتاب و سنت با هم انسان را به كمال می رسانند زیرا سنت نیز همان كتاب است و كسی كه سنت را قبول نداشته باشد یعنی كتاب را قبول ندارد زیرا رسول اكرم ( ص ) خود كتاب عملی و متحرك بودند .

    با توجه به بندهای وضو كه با آب شسته یا مسح یا پاك می شود :

    1- شستن دهن ( قبل از شروع وضو نیز مسواك زدن یا سواك زدن )

    2-شستن بینی  (تخلیه آن و تمیز كردن بینی )

    3- شستن صورت ( با هردو دست از بالای پیشانی تا كنار گوشها و در پایان تا زیر فك متحرك پایین )

    4- شستن دست راست و چپ ( تا آرنج و از انگشتان شروع شود تا آرنج ادامه یابد وَأَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ )

    5- مسح سر ( از 3 تار مو تا كل موی سر )

    6- پاك كردن گوش و مسح آن

    7- شستن پای راست و چپ ( از انگشتان تا برامدگی مچ  وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَینِ )

     

    استخوانهای 5 قسمت مورد توجه قرار می گیرد :

    1 – استخوانهای جمجمه  29 عدد

    2 – دست راست تا آرنج 29 عدد

    3 – دست چپ تا آرنج 29 عدد

    4- پای راست تا مچ 26 عدد

    5- پای چپ تا مچ 26 عدد

    29+29+29+26+26 = 139

    139 تعداد حروف سوره الحمد است .

    توجه كنید كه جمجمه دارای 21 استخوان چسپیده به هم + 1 فك تحتانی + 1 هیوئید زبان + ( 3*2= 6 ) گوش میانی كلا = 21+1+1+6=29 است .

    و این هم ثابت كننده است و هم یك اعجاز از قرآن كریم .

     

    معجزه بعدی در تعداد دستگاه های استخوانی است كه در و ضو كاربرد دارد و در مقالات مربوط به بدن انسان آن را توضیح دادیم :

    تعداد دستگاه های استخوانی كه در وضو كار برد دارد 19 عدد است كه برابر تعداد حروف آیه اول یعنی

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾ است كه این عدد یكی از معجزات قرآن كریم به شمار می آید :

    ردیف

    دستگاه

    تعداد استخوان

    1

    كاسه سر و صورت

    21

    2

    فك تحتانی

    1

    3

    هیوئید زبان

    1

    4

    گوش راست

    3

    5

    گوش چپ

    3

    6

    انگشتان دست راست

    14

    7

    انگشتان دست چپ

    14

    8

    مچ دست راست

    8

    9

    مچ دست چپ

    8

    10

    كف دست راست

    5

    11

    كف دست چپ

    5

    12

    ساعد دست راست

    2

    13

    ساعد دست چپ

    2

    14

    انگشتان پای راست

    14

    15

    انگشتان پای چپ

    14

    16

    كف پای راست

    5

    17

    كف پای چپ

    5

    18

    مچ پای راست

    7

    19

    مچ پای چپ

    7

    جمع

     

    139

     

    سومین معجزه در تعداد قسمت های قرینه در وضو است و در قسمت های واجب و در قسمت سنت این استخوانهای قرینه : و رسیدن به عدد 78  یا همان 7 و 8 در چندین حالت :

    در بدن انسان 15 دستگاه استخوانی قرینه و جود دارد كه در هر طرف شامل 78 استخوان جداگانه است و از این 15 دستگاه 8 دستگاه آن در وضو قرار دارد و 7 دستگاه آن قرار ندارد و 78 را برای ما نمایان می كند   یعنی به صورت زیر :

    ردیف وضو

    ردیف كامل

    نام دستگاه استخوانی

    تعداد

    1واجب

    1

    انگشتان دست

    14*2

    2واجب

    2

    مچ دست

    8*2

    3واجب

    3

    كف دست

    5*2

    4واجب

    4

    ساعد دست

    2*2

    5واجب

    5

    انگشتان پا

    14*2

    6واجب

    6

    كف پا

    5*2

    7واجب

    7

    مچ پا

    7*2

    8سنت

    8

    گوش

    3*2

     

    9

    بازوی دست

    1*2

     

    10

    كتف

    2*2

     

    11

    زانو

    1*2

     

    12

    ران

    1*2

     

    13

    خاصره

    1*2

     

    14

    ساق

    2*2

     

    15

    سینه

    12*2

     

    جمع

     

    78*2

     

    نكته 1 : ازاین 15 دستگاه 8 دستگاه در وضو قرار دارد و 7 دستگاه وجود ندارد .

    نكته 2 : از این 8 دستگاه كه در و ضو قرار دارد 7 دستگاه آن واجب و یك دستگاه آن سنت است . و این نیز یك 78 دیگر است و حتی عدد 17 یا 1 و 7 كه تعداد ركعات نماز و78 تعداد حروف 5 آیه اول سوره الحمد كه 17 كلمه دارد و 78 یعنی تعداد حروف مقطعه و تعداد حروف 5 آیه اول سوره علق و ...

    نكته 3 : اگر 7 واجب را در نظر بگیریم از 15 عدد 8 عدد باقی می ماند و اگر 8 سنت را در نظر بگیریم 7 عدد دستگاه استخوانی باقی می ماند كه شسته نمی شود و ... و این سراسر 78 است .

    نكته 4 : تعداد استخوانهای بكار رفته در 8 قسمت دستگاه های قرینه 58 ، 58 است و این نیز به نوبه خود یك اعجاز بزرگ است زیرا 58= 29 * 2 و عد 29 كه در این جا 4 عدد 29 را دارم ( 29+29=58 سمت راست و 29+29=58 سمت چپ ) و عدد 29 یعنی تعداد كلمات سوره الحمد و تعداد سوره های كه دارای حروف مقطعه است و ...

    و تمام این موارد و تجزیه وتحلیل آن ما را به حقیقت نزدیك تر می كند .

    معجزه 4 :

    توجه 1 : سوره الحمد دارای 139 حرف است كه از این 139 حرف 20 حرف آن جزء حروف مقطعه نیست و 119 حرف آن جزء حروف مقطعه است و 119 یعنی = 7×17 و 17 تعداد ركعات نماز و 7 تعداد آیات سوره الحمد است .

    ب

    بسم الله الرحمن الرحیم

    د ب

    الحمد لله رب العلمین

     

    الرحمن الرحیم

    و د

    ملك یوم الدین

    ب د و ت

    ایاك نعبد وایاك نستعین

    د ت

    اهدنا الصرط المستقیم

    ذ ت غ غ ض و ب و ض

    صرط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

     

    توجه 2 : سوره الحمد دارای 139 حرف است كه 20 حرف آن ناخوانا است و 119 حرف آن خوانا است .

    الف الله و ال الرحمن و ال الرحیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الف العالمین

    الحمد لله رب العلمین

    ل الرحمن و ال الرحیم

    الرحمن الرحیم

    ال الدین

    ملك یوم الدین

     

    ایاك نعبد وایاك نستعین

    الف آخر اهدنا و ال الصرط و الف المستقیم

    اهدنا الصرط المستقیم

    الف الذین و الف المغضوب و الف لا و ال الضالین

    صرط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

    توجه از لحاظ علم پزشكی استخوانهای كاسه سر و صورت استخوانهای یك پارچه نامیده می شوند كه شامل 21 استخوان هستند اگر ما این 21 استخوان را به صورت مجزا در نظر بگیریم استخوانهای وضو 139 عدد است و اگر آنها را یكپارچه در نظر بگیریم 119 استخوان می شود . و هر دو حالت درست است .

    معجزه 5 :

    یكی از سوالاتی كه در ذهن بنده بود نحوه شستن دست ها و پاها بود كه به یاری الهی تا حدودی موفق به دریافت جواب سوال خود شده ام و دوست دارم نظرات خوانندگان محترم را نیز جویا شوم .

    جواب اصلی در خود آیه آمده است توجه به آیه 6 سوره المائده جواب را به ما می دهد :

    وَأَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ

    صورتتان را بشورید و دستهایتان را تا ارنج  در این جا كلمه (  الی  ) كاملا موضوع را برایمان روشتن می كند زیرا كلمه المرافق بعد از آن قرار گرفته است  و این كاملا واضح است . و نیز برای پاها همین حالت وجود دارد وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَینِ زیرا كلمه( الی ) یك بار دیگر آمده است و ما را تا الكعبین رهنمون می كنند . و ازاین دو نتیجه می گیریم كه آب از بالا به پایین ( از انگشتان به ارنج و از انگشتان به انتهای مچ پا ) بایستی سرازیر شود تا هم بركات كف دست راست و هم بركات كف دست چپ شامل خود نیز شوند زیرا مهم ترین منابع انرژی در بدن در این دوكف و انگشتان دست وجود دارند ( چاكراهای مهم ) .

    اما موضوع مهم تر همان برگشت به سوره الحمد و تعداد آیات مهم آن است كه 7 عدد است . و شكل عدد 7 در این جا مورد نظر است یعنی وقتی كه ما می خواهیم دست راست را بشوریم آب از كف دست راست و كف دست چپ به روی دست راست از طرف انگشتان تا آرنج سرازیر شده و كاملا شسته می شود و در این حالت عدد 7 و یا بهتر بگویم شكل عدد 7 توست دست راست ما تشكیل می شود یعنی دقیقا مثل حالت دعا و این نیز یكی از عجایب وضو است و این تشكیل عدد 7 برای دست چپ و پای راست و چپ نیز وجود دارد  .

    معجزه 6 :

    در مورد تیمم است و تطابق كامل آن با اذان ، اذان ما دارای 7 بند است به صورت زیر

     

    كل حروف

    حروف مقطعه

    حروف غیر مقطعه

    1- الله اكبر                                     

     

    8

    7

    ب

    2- اشهد ان لا اله الّا الله

     

    18

    16

    ش    د

    3- اشهد انّ محمّدا رسول الله

     

    19

    15

    ش   د   د  و

    4- حیّ علی الصّلاة

     

    11

    11

     

    5- حیّ علی الفلاح

     

    11

    10

    ف

    6-الله اكبر

     

    8

    7

    ب

    7- لا اله الّا الله

     

    12

    12

     

    جمع

    87

    78

     


    كه تعداد كل حروف آن 87 حرف است و تعداد حروف مقطعه آن 78 یا همان تعداد حروف مقطعه و 5 آیه اول سوره الحمد و 5 آیه اول سوره علق و ... است .

    جالب این جاست كه در تیمم این حالت زیبا وجود دارد یعنی اگر قسمتهای را كه برای تیمم دستور داده شده بررسی كنیم از لحاظ استخوانی هم به عدد 87 می رسیم و هم به عدد 78 :

    اگر جمجمه را یك پارچه در نظر بگیریم حالت زیر را خواهیم داشت كه تعداد استخوانهای جمجمه 29 عدد است و دست راست تا آرنج نیز 29 عدد و دست چپ نیز تا آرنج 29 یعنی 3 عدد 29 را داریم :

    29+29+29= 87

    اما اگر آن را جدا از هم در نظر بگیریم چون مسح گوش و سر را نداریم 6 استخوان گوش ( 3 عدد سمت راست و 3 عدد سمت چپ ) و یك استخوان در پشت سر به نام اوكسیپتال و دو استخوان جفت پارتینال نیز كه در فرق سر است شامل تیمم نمی شوند

    6+1+3 = 9 و اگر این 9 استخوان را از 87 كم كنیم :  9-87 = 78 خواهد شد

    نتیجه :

    نتیجه ای كه از بررسی ناچیز بالا می گیریم و آمدن تیمم با وضو در یك آیه ( آیه 6 سوره المائده ) و نیز آمدن تنها تیمم در( آیه 43 سوره نساء ) دو باره ما را به فكر دو بار نازل شدن سوره الحمد می برد بار اول در مكه مكرمه و 5 آیه اول كه دارای 78 حرف است و بار دوم در مدینه منوره و كل 7 آیه كه دارای 139 حرف است و در این جا نیز تطابق كامل را در دو آیه داریم یعنی یك بار بحث تیمم آمده كه 78 استخوان را شامل می شود آیه 43 سوره نساء و بار دیگر هم وضو و هم تیمم آمده است كه و ضو حالت كامل آن است و 139 استخوان را شامل می شود :

    توجه كنید كه 5 آیه دو بار آمده یك بار تنها و یك بار در متن 7 آیه به صورت زیر :

     

    19

    بسم الله الرحمن الرحیم

    17

    الحمد لله رب العلمین

    12

    الرحمن الرحیم

    11

    ملك یوم الدین

    19

    ایاك نعبد وایاك نستعین

    78

    جمع حروف

    در پایان دو باره می گویم من در حدی نیستم كه در باره مذاهب دیگر حرفی بزنم ولی این را معتقدم كه اسلام آنقدر عظیم است كه در مذاهب دیگر نیز از این اعجازها فراوان وجود دارد .

    و دوباره می گویم تمام اعمال به نیات بستگی دارد چه بسا كاملترین وضو را بگیری ولی نیات پلید تو ، تو را روز به روز پست تر كند و نیز چه بسا ساده ترین وضو را بگیری با یك نیت خالص در مقام قرب الهی باشی

    الله اعلم .


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    شک های صحیح در نماز

    نماز

    در نه صورت اگر در شماره رکعت های نماز چهار رکعتی شک کند باید فکر نماید، پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند وگرنه به دستورهایی که گفته می شود عمل نماید و آن نه صورت از این قرار است:

    اول: آن که بعد از سر برداشتن از سجده دوم شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت، که باید بنا بگذارد سه رکعت خوانده و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به دستوری که بعد گفته می شود بجا آورد.

    دوم: شک بین دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم، که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و بعد

    از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.

    سوم: شک بین دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنابر چهار بگذارد و بعد از نماز دو رکعت نماز

    احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد ولی اگر بعد از سجده اول یا پیش از سر برداشتن از سجده دوم یکی از این سه شک برایش پیش آید می تواند نماز را رها کند و دوباره بخواند.

    چهارم: شک بین چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو

    سجده سهو بجا آورد ولی اگر بعد از سجده اول یا پیش از سر برداشتن از سجده دوم، این شک، برای او پیش آید، بنابر

    احتیاط استحبابی به دستوری که گفته شد عمل کند اگر چه نمازش باطل است و باید دوباره بخواند.

    پنجم: شک بین سه و چهار که در هر جای نماز باشد باید بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز یک رکعت نماز

    احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد.

    ششم: شک بین چهار و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد.

    هفتم: شک بین سه و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد.

    هشتم: شک بین سه و چهار و پنج در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند بعد از سلام نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.

    نهم: شک بین پنج و شش در حال ایستاده که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد.

    اگر یکی از شک های صحیح برای انسان پیش آید نباید نماز را بشکند و چنانچه نماز را بشکند معصیت کرده است پس اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند مثل روگرداندن از قبله، نماز را از سر گیرد نماز دومش هم باطل است. و اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می کند مشغول نماز شود نماز دومش صحیح است .

    اگر یکی از شک هایی که نماز احتیاط بر آنها واجب است در نماز پیش آید، چنانچه انسان نماز را تمام کند و بدون خواندن

    نماز احتیاط، نماز را از سر بگیرد، معصیت کرده است. پس اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند نماز را از سر

    گرفته، نماز دومش هم باطل است، و اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می کند مشغول نماز شده، نماز دومش صحیح است .

    وقتی  یکی از شک های صحیح برای انسان پیش آید، چنانکه گفته شد باید فکر کند، ولی اگر چیزهایی که به واسطه آنها ممکن است یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا شود از بین نمی رود، چنانچه کمی بعد فکر کند، اشکال ندارد، مثلا اگر در سجده شک کند می تواند تا بعد از سجده فکر کردن را تأخیر بیندازد.

    اگر اول گمانش به یک طرف بیشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوی شود باید به دستور شک عمل نماید، و اگر اول دو طرف در نظر او مساوی باشد و به طرفی که وظیفه او است بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف دیگر برود باید همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند.

    کسی که نمی داند گمانش به یک طرف بیشتر است یا هر دو طرف در نظر او مساوی است، باید احتیاط کند و در هر مورد، احتیاط بطور مخصوصی است که در کتاب های مفصل گفته شده است .

    اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حال تردیدی داشته که مثلا دو رکعت خوانده یا سه رکعت و بنا را بر سه گذاشته، ولی

    نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده یا هر دو طرف در نظر او مساوی بوده، به احتیاط واجب باید نماز احتیاط را

    بخواند.

    اگر موقعی که تشهد می خواند یا بعد از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه و در همان موقع یکی از شک هایی که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح می باشد برای او پیش آید، مثلا شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، به احتیاط واجب باید به دستور آن شک عمل کند و نمازش را هم دوباره بخواند.

    اگر پیش از آن که مشغول تشهد شود یا در رکعت هایی که تشهد ندارد پیش از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، و در همان موقع یکی از شک هایی که بعد از تمام شدن دو سجده صحیح است برایش پیش آید، نمازش باطل است .

    اگر موقعی که ایستاده، بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج شک کند و یادش بیاید که دو سجده یا یک سجده از رکعت پیش بجا نیاورده، نمازش باطل است .

    اگر شک او از بین برود و شک دیگری برایش پیش آید، مثلا اول شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل نماید.

    اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلا بین دو و چهار شک کرده یا بین سه و چهار، احتیاط واجب آن است که به دستور

    هر دو عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.

    اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکی برای او پیش آمده ولی نداند از شک های باطل بوده یا از شک های صحیح و اگر از شک های صحیح بوده کدام قسم آن بوده است، بنا بر احتیاط واجب باید به دستور شک هایی که صحیح بوده و احتمال می داده عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.

    کسی که نشسته نماز می خواند اگر شکی کند که باید برای آن، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند، باید دو رکعت نشسته بجا آورد، بلکه اگر شکی کند که باید برای آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، باید دو رکعت نشسته بجا آورد.

    کسی که ایستاده نماز می خواند اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود، باید مثل کسی که نماز را نشسته می خواند و حکم آن در مسأله پیش گفته شد نماز احتیاط را بجا آورد.

    کسی که نشسته نماز می خواند اگر موقع خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد، باید به وظیفه کسی که نماز را ایستاده می خواند عمل کند.


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    شروط هشتگانه برای شکسته خواندن نماز

    شروط هشتگانه برای شکسته خواندن نماز

    نماز

    مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شکسته بجا آورد، یعنی دو رکعت بخواند:

    شرط اول: آن که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی  نباشد.

    کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است اگر رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد باید نماز را شکسته بخواند بنابر این اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد باید نماز را تمام کند.

    اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند چه همان روز و شب بخواهد برگردد یا غیر آن روز و شب .

    اگر سفر، مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، در صورتی که تحقیق کردن برایش مشقت دارد باید نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند که اگر دو عادل بگویند، یا بین مردم  معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است نماز را شکسته بخواند.

    اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است بنابر احتیاط واجب باید نماز را، هم شکسته بخواند و هم تمام

    بخواند و روزه بگیرد و قضای آن را هم بجا آورد.

    کسی که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده باید آن را چهار رکعتی بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نماید.

    کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده اگر چه کمی از راه باقی باشد باید نماز را شکسته بخواند، و اگر بعد از تمام خواندن نماز فهمید سفرش هشت فرسخ بوده بنابر اقوی باید نماز را دوباره شکسته اعاده نماید. و در صورتی که وقت گذشته باشد باید بنابر احتیاط واجب نماز را دوباره قضا نماید.

    اگر بین دو محلی که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد کند اگر چه روی هم رفته هشت فرسخ شود باید نماز را تمام بخواند.

    اگر محلی دو راه داشته باشد یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد چنانچه انسان از راهی که هشت فرسخ است به آنجا برود باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست، برود باید تمام بخواند.

    اگر شهر دیوار دارد باید ابتدای هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند، و اگر دیوار ندارد باید از خانه های آخر شهر حساب نماید.

    شرط دوم : آن که از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آن جا قصد کند جایی برود که با مقداری که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز بماند برگردد باید نماز را شکسته بخواند.

    کسی که نمی داند سفرش چند فرسخ است مثلا برای پیدا کردن گمشده ای مسافرت می کند و نمی داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند باید نماز را تمام بخواند ولی در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جایی که می خواهد ده روز در آن جا بماند هشت فرسخ یا بیشتر باشد باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود باید نماز را شکسته بخواند.

    مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود پس کسی که از شهر بیرون می رود و مثلا قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخی برود چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا می کند باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان ندارد باید تمام بخواند.

    کسی که قصد هشت فرسخ دارد اگر چه در هر روز مقدار کمی  راه برود وقتی به جایی برسد که دیوار شهر را نبیند و اذان آن را نشنود باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر در هر روز مقدار خیلی کمی راه برود که نگویند مسافر است باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

    کسی  که در سفر به اختیار دیگری است مانند نوکری که با آقای خود مسافرت می کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است ، باید نماز را شکسته بخواند.

    کسی که در سفر به اختیار دیگری است اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود باید نماز را تمام بخواند.

    کسی که در سفر به اختیار دیگری است اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود یا نه باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر شک او از این جهت است که احتمال می دهد مانعی برای سفر او پیش آید چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد باید نمازش را شکسته بخواند.

    شرط سوم: آن که در بین راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.

    اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصمیم داشته باشد که همان جا بماند یا بعد از ده روز

    برگردد یا در برگشتن و ماندن مردد باشد، باید نماز را تمام بخواند.

    اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که برگردد باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر برای رفتن به محلی حرکت کند و بعد از رفتن مقداری  از راه بخواهد جای دیگری برود، چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که می خواهد برود هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیه راه را برودیا نه ، و در موقعی که مردد است راه نرود و بعد

    تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.

    اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعی که مردد است مقداری راه برود

    و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود و برگردد تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر پیش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود چنانچه باقیمانده سفر او هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد ولی بخواهد برود و برگردد باید نماز را شکسته بخواند ، ولی اگر راهی که پیش از مردد شدن و راهی که بعد از آن می رود روی هم هشت فرسخ باشد بنابر احتیاط، نماز را، هم شکسته و هم تمام بخواند اگر چه جمع واجب نیست و نماز شکسته است .

    شرط چهارم: آن که نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، یا ده روز یا بیشتر در جایی بماند، پس کسی  که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی بماند باید نماز را تمام بخواند.

    کسی که نمی داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش می گذرد یا نه، یا ده روز در محلی می ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

    کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند و نیز کسی که مردد است که از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند ولی اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد باید نماز را شکسته بخواند.

    شرط پنجم: آن که برای کار حرام سفر نکند، و اگر برای  کار حرامی مانند دزدی سفر کند، باید نماز را تمام بخواند. و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن که برای او ضرر داشته باشد، یا زن بدون اجازه شوهر سفری برود که بر او واجب نباشد، ولی اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

    سفری که اسباب اذیت پدر و مادر باشد حرام است و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.

    کسی  که سفر او حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمی کند اگر چه در سفر، معصیتی انجام دهد مثلا غیبت کند یا شراب بخورد باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر مخصوصا برای آن که کار واجبی را ترک کند مسافرت نماید نمازش تمام است پس کسی که بدهکار است اگر بتواند بدهی خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند چنانچه در سفر نتواند بدهی خود را بدهد مخصوصا برای فرار از دادن قرض مسافرت نماید باید نماز را تمام بخواند ولی اگر مخصوصا برای  ترک واجب مسافرت نکند باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

    اگر سفر او سفر حرام نباشد ولی حیوان سواری یا مرکب دیگری که سوار است غصبی باشد نمازش شکسته است ولی اگر در زمین غصبی مسافرت کند بنابر احتیاط واجب باید نماز را، هم شکسته و هم تمام بخواند.

    کسی  که با ظالم مسافرت می کند اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار

    باشد یا مثلا برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند، نمازش شکسته است .

    اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر برای لهو و خوشگذرانی به شکار رود نمازش تمام است و چنانچه برای  تهیه معاش به شکار رود نمازش شکسته است و اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود احتیاط واجب آن است که نماز را، هم شکسته و هم تمام بخواند و باید روزه نگیرد.

    کسی که برای معصیت سفر کرده، موقعی که از سفر برمی گردد اگر توبه کرده، باید نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده، و چیزی هم که بازگشت را از جزئیت سفر معصیت خارج کند حادث نشده باشد باید تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

    کسی که سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد باید نماز را شکسته بخواند.

    کسی  که برای معصیت سفر نکرده اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه را برای معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند ولی

    نمازهایی را که شکسته خوانده صحیح است .

    شرط ششم: آن که از صحرانشین هایی نباشد که در بیابانها گردش می کنند و هر جا آب و خوراک برای خود و حشمشان پیدا کنند می مانند و بعد از چندی به جای دیگر می روند و صحرانشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند.

    اگر یکی از صحرانشینها برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد احتیاطا

    واجب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

    اگر صحرانشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.

    شرط هفتم: آن که شغل او مسافرت نباشد، بنابراین شتردار و راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، اگرچه برای بردن اثاثیه منزل خود مسافرت کنند، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند، ولی در سفر اول اگرچه طول بکشد، نمازشان شکسته است .

    کسی که شغلش مسافرت است اگر برای کار دیگری مثلا برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولی اگر مثلا شوفر، اتومبیل خود را برای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.

    حمله دار یعنی کسی که برای رساندن حاجی ها به مکه مسافرت می کند چنانچه شغلش مسافرت باشد باید نماز را تمام بخواند، و اگر شغلش مسافرت نباشد، باید شکسته بخواند.

    کسی  که شغل او حمله داری است و حاجی ها را از راه دور به مکه می برد، چنانچه تمام سال یا بیشتر سال را در راه باشد، باید نماز را تمام بخواند.

    کسی  که در مقداری از سال شغلش مسافرت است ، مثل شوفری که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه می دهد، باید در سفری که مشغول به کارش هست نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

    راننده و دوره گردی که در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد می کند، چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخی برود ، باید نماز را شکسته بخواند.

    کسی که شغلش مسافرت است، اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد چه بدون قصد بماند، باید در سفر اولی که بعد از ده روز می رود، نماز را شکسته بخواند.

    کسی که شغلش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند در سفر اولی که بعد از ده روز می رود، باید نماز را

    شکسته بخواند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا نداشته باشد.

    کسی که شغلش مسافرت است، اگر شک کند که در وطن خود یا جای دیگرده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

    کسی که در شهرها سیاحت می کند و برای خود وطنی اختیار نکرده ،

    بایدنماز را تمام بخواند.

    کسی که شغلش مسافرت نیست، اگر مثلا در شهری یا دهی جنسی دارد که برای حمل آن مسافرتهای پی در پی می کند باید نماز را شکسته بخواند.

    کسی که از وطنش صرف نظر کرده و می خواهد وطن دیگری برای خود اختیار کند، اگر شغلش مسافرت نباشد باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند.

    شرط هشتم: آن که به حد ترخص برسد، یعنی از وطنش یا جایی که قصد کرده ده روز در آنجا بماند، به قدری دور شود که دیوار شهر را نبیند و صدای اذان آن را نشنود، ولی باید در هوا غبار یا چیز دیگری نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیری کند، و لازم نیست به قدری دور شود که مناره ها و گنبدها را نبیند، یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلکه همین قدر که دیوارها کاملا معلوم نباشد، کافی است .

    کسی که به سفر می رود، اگر به جایی برسد که اذان را نشنود، ولی دیوار شهر را ببیند یا دیوارها را نبیند و صدای

    اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آن جا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.

    مسافری که به وطنش برمی گردد، وقتی دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود باید نماز را تمام بخواند ولی

    مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند وقتی دیوار آن جا را ببیند و صدای اذانش را بشنود. بنابر احتیاط واجب باید

    نماز را تأخیر بیندازد تا به منزل برسد، یا نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

    هرگاه شهر در بلندی باشد که از دور دیده شود یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود دیوار آن را نبیند کسی که از آن شهر مسافرت می کند، وقتی به اندازه ای دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود دیوارش از آن جا دیده نمی شد باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز اگر پستی و بلندی خانه ها بیشتر از معمول باشد باید ملاحظه معمول را بنماید.

    اگر از محلی مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آن جا دیده نمی شد باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر به قدری دور شود که نداند صدایی را که می شنود صدای اذان است یا صدای دیگری، باید نماز را شکسته بخواند، ولی اگر بفهمد اذان می گویند و کلمات آن را تشخیص ندهد باید تمام بخواند.

    اگر به قدری دور شود که اذان خانه ها را نشنود ولی اذان شهر را که معمولا در جای بلند می گویند بشنود نباید نماز

    را شکسته بخواند.

    اگر به جایی برسد که اذان شهر را که معمولا در جای بلند می گویند نشنود ولی اذانی را که در جای خیلی بلند می گویند بشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

    اگر چشم یا گوش او، یا صدای اذان غیر معمولی باشد در محلی باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط، دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسط صدای اذان معمولی را نشنود.

    اگر بخواهد در محلی نماز بخواند که شک دارد به حد ترخص، یعنی جایی  که اذان را نشنود و دیوار را نبیند رسیده یا نه،

    باید نماز را تمام بخواند، و در موقع برگشتن اگر شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند، و چون در بعضی موارد اشکال پیدا می کند باید آن جا نماز نخواند یا هم شکسته و هم تمام بخواند.

    مسافری که در سفر از وطن خود عبور می کند وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود

    باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری که در بین مسافرت به وطنش رسیده، تا وقتی در آن جا هست باید نماز را تمام بخواند ولی اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و برگردد وقتی به جایی برسد که دیوار وطن را نبیند و صدای اذان آن را نشنود باید نماز را شکسته بخواند.

    محلی را که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده وطن اوست چه در آن جا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آن جا را برای زندگی اختیار کرده باشد.

    اگر قصد دارد در محلی که وطن اصیلش نیست مدتی بماند و بعد به جای دیگر رود، آن جا وطن او حساب نمی شود.

    تا انسان قصد ماندن همیشگی در جایی که غیر وطن اصلی خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمی شود مگر آن که بدون قصد ماندن آن قدر بماند که مردم بگویند این جا وطن او است .

    کسی  که در دو محل زندگی می کند مثلا شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر می ماند، هر دو وطن او است . و اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی خود اختیار کرده باشد اشکال دارد و باید احتیاط مراعات شود.

    در غیر وطن اصلی و وطن غیر اصلی که ذکر شد در جاهای دیگر اگر قصد اقامه نکند نمازش شکسته است چه ملکی در آن جا داشته باشد یا نداشته باشد و چه در آن جا شش ماه مانده باشد یا نه .

    اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آن جا صرف نظر کرده نباید نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن دیگری هم برای

    خود اختیار نکرده باشد.

    مسافری که قصد دارد ده روز پشت سر هم در محلی بماند، یا می داند که بدون اختیار ده روز در محلی می ماند، در آن محل باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری  که می خواهد ده روز در محلی بماند لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد و همین که قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند باید نماز را تمام بخواند، و همچنین اگر مثلا قصدش این باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند، باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند در صورتی باید نماز را تمام بخواند که تمام ده روز را در یک جا بماند، پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف و کوفه یا در تهران و شمیران بماند باید نماز را شکسته بخواند.

    مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند اگر از اول قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آن جا برود چنانچه جایی که می خواهد برود خطه سور بلداقامت یا از بساتین و مزارع و باغات اطراف آن باشد به مقداری که رفتن به آن جا منافی با صدق و اقامت در بلد نباشد باید در تمام ده روز نماز را تمام بخواند ولی چنانچه بخواهد تا کمتر از چهار فرسخ برود چنانچه در نیت او باشد که در بین ده روز فقط یک مرتبه برود و بیش از دو ساعت رفتن و برگشتن را طول ندهد، در همه ده روز باید نمازش را تمام بخواند.

    مسافری  که تصمیم ندارد ده روز در جایی بماند مثلا قصدش این است که اگر رفیقش بیاید یا منزل خوبی پیدا کند ده روز بماند باید نماز را شکسته بخواند.

    کسی  که تصمیم دارد، ده روز در محلی بماند، اگر چه احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی برسد در صورتی که مردم به احتمال او اعتنایی نکنند باید نماز را تمام بخواند.

    اگر مسافر بداند که مثلا ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جایی بماند باید نماز را تمام بخواند

    ولی اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند، باید نماز را شکسته بخواند اگرچه از موقعی که

    قصد کرده تا آخر ماه ده روز یا بیشتر باشد.

    اگر مسافر قصد کند ده روز در محلی بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی از ماندن منصرف شود، یا مردد شود که در آن جا بماند یا به جای دیگر برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی از ماندن منصرف شود یا مردد شود تا وقتی در آن جا هست باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آن جا منصرف شود چنانچه یک نماز چهار رکعتی خوانده باشد روزه اش صحیح است و تا وقتی در آن جا هست باید نمازهای خود را تمام بخواند و اگر یک نماز چهار رکعتی نخوانده باشد روزه آن روزش صحیح است اما نمازهای خود را باید شکسته بخواند و روزهای بعد هم نمی تواند روزه بگیرد.

    مسافری  که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر از ماندن منصرف شود و شک کند پیش از آن که از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار رکعتی خوانده، یانه باید نمازهای خود را شکسته بخواند.

    اگر مسافر به نیت این که نماز را شکسته بخواند مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند باید نماز را چهار رکعتی تمام نماید.

    مسافری که قصد کرده، ده روز در جایی بماند، اگر در بین نماز چهار رکعتی از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول رکعت سوم نشده، باید نماز را دو رکعتی تمام نماید و بقیه نمازهای خود را شکسته بخواند، و اگر مشغول رکعت سوم شده نمازش باطل است، و تا وقتی در آن جا هست باید نماز را شکسته بخواند اگر چه داخل در رکوع رکعت سوم شده باشد.

    مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر بیشتر از ده روز در آن جا بماند تا وقتی مسافرت نکرده باید نمازش را تمام بخواند و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.

    مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند باید روزه واجب را بگیرد و می تواند روزه مستحبی را هم به جا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.

    مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد به محل اقامه خود، باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آن جا بماند باید در رفتن و در جایی که قصد ماندن ده روز کرده، نمازهای خود را تمام بخواند ولی اگر در جایی که می خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد باید موقع رفتن نمازهای خود را شکسته بخواند و چنانچه در آن جا قصد ماندن ده روز کرد، نمازش را تمام بخواند.

    مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگردد یا نه، یا به کلی از برگشتن به آن جا غافل باشد، یا بخواهد برگردد، ولی  مردد باشد که ده روز در آن جا بماند یا نه، یا آن که از ده روز ماندن در آن جا و مسافرت از آن جا غافل باشد، باید از وقتی که می رود تا برمی گردد و بعد از برگشتن نمازهای خود را تمام بخواند.

    اگر به خیال این که رفقایش می خواهند ده روز در محلی بمانند قصد کند که ده روز در آن جا بماند و بعد از خواندن یک نماز

    چهار رکعتی بفهمد که آنها قصد نکرده اند اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتی که در آن جا هست باید نماز را تمام بخواند.

    اگر مسافر بعد از رسیدن به هشت فرسخ، سی روز در محلی بماند و در تمام سی روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سی روز اگر چه مقدار کمی در آن جا بماند باید نماز را تمام بخواند ولی اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ ، در رفتن بقیه راه مردد شود، از وقتی که مردد می شود باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری که می خواهد نه روز یا کمتر در محلی بماند اگر بعد از آن که نه روز یا کمتر در آن جا ماند بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند همین طور تا سی روز، روز سی و یکم باید نماز را تمام بخواند.

    مسافری که سی روز مردد بوده، در صورتی باید نماز را تمام بخواند که سی روز را در یک جا بماند.


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    نماز در فرهنگ قرآن

    همه چیز درباره نماز

    سیمای نماز در قرآن

    صلوه (نماز)به معنای دعا، رحمت، سلام و درود است. معنای معروف آن، عبادت ویژه ای است که هر مسلمان روزانه حداقل 5 بار و 17 رکعت به جا می آورد. در قرآن بیش از 90 مرتبه از نماز سخن به میان آمده است. نماز رکن اصلی دین است و باید اصلی ترین جایگاه را در زندگی مردم داشته باشد. اگر قبول درگاه خداوند شود، عبادت های دیگر نیز قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر نیز قبول نخواهد شد. اول چیزی که در قیامت مورد سنجش و حساب رسی قرار می گیرد، نماز است.

    زندگی نکبت بار و سخت در اثر اعراض از یاد خدا و نماز(طه:124)

    ماهیت و اهمیت نماز

    نماز

    - نماز مهم ترین یاد خدا (طه:14)

    - نماز میزان سنجش اعمال (بقره : 45)

    - نماز تشکر از ولی نعمت (بقره:21)

    - نماز نشانه ی ایمان به معاد (انعم: 92)

    - باید از نماز یاری خواست (بقره : 153)

    - چرا کافران از نماز شما ناراحت هستند؟ (مائده:58)

    - نماز شرط برادری و اخوت (توبه : 11)

    - نماز، جنگ با شیطان (آل عمران: 38و39)

    - عبادتی که تعطیل بردار نیست (مریم:31)

    - وظیفه ی همگانی (احزاب: 33)

    - نماز در بزرگ ترین سوره هم وجود دارد (بقره:3)

    - در کوچک ترین سوره هم وجود دارد (کوثر:2)

    - اهمیت نماز جمعه (جمعه:9).

    نماز در تمام ادیان

    - دعای حضرت ابراهیم (ع) در مورد نماز (ابراهیم:37 و 40)

    - اسماعیل (ع) خانواده اش را به نماز امر می کرد (مریم:55)

    - پیمان بنی اسرائیل و سفارش به نماز (بقره:83)

    - نماز در شریعت موسی (ع) (طه:24، لیل:78)

    - نماز در دین شعیب (ع) (هود:87)

    - سفارش نماز از سوی لقمان به فرزندش (لقمان:17)

    - عیسی (ع)به نماز سفارش کرده است (مریم:35)

    - دستور به نماز در اسلام(حج:78، مزمل:20)

    - تأکید بر نماز در قرآن (روم:31).

    نمازگزاران

    - نماز از صفات پرهیزکاران (بقره:3)

    - اقامه ی نماز از نشانه های محسنین(نیکوکاران)(لقمان:4)

    - از صفات مخبتین(متواضعان)(حج:35)

    - از صفات اهل ایمان(شوری:38)

    - از صفات اولیای خدا(نور:37)

    - محافظت از نماز از صفات مومنین (معارج:34)

    - مؤمنین راستین در هیچ موقعیتی نماز را ترک نمی کنند(حج:41)

    - از نشانه های دین استوار(بینه:5)

    - پای داری در نماز از صفات نمازگزاران (معارج:23).

    برای نماز و در راه نماز

    - سوز و تلاش برای نماز (آل عمران:35)

    - تحمل آوارگی و هجرت به خاطر نماز(ابراهیم:37)

    - خون دادن برای حفظ نماز(حج:40)

    - اقامه ی نماز، اولین وظیفه ی امت حزب الله(حجر:41)

    - اولین واجب بعد از ایمان به توحید و معاد(بقره:2)

    - یکی از دلایل تحریم شراب و قمار به خاطر جدا شدن از نماز است (مائده:91)

    - بانی و معمار و مهندس مسجد باید اهل نماز باشد(توبه:18)

    - مهندسی خانه و نماز(خانه ها را رو به قبله بسازید)(یونس:87)

    - نماز جماعت (بقره:43)

    درجات اهل نماز

    - بعضی نماز را با خشوع می خوانند (مومنون:2)

    - بعضی مراقبت شدید نسبت به نماز دارند (انعم:92، معارج:34)

    - بعضی کار را به خاطر نماز رها می کنند(نور:37)

    - بعضی با نشاط حرکت می کنند(جمعه:9)

    - بعضی بهترین لباس را می پوشند(اعراف:31)

    - بعضی عشق ثابتی نسبت به نماز دارند (معارج:23)

    - بعضی شب را با نماز به صبح می رسانند (فرقان:64)

    - بعضی سجده ای همراه با اشک دارند (مریم:58)

    نماز همراه با تمام عبادت ها

    - نماز همراه با عمل صالح و نتیجه ی آن (بقره:277)

    - همراهی نماز و قرآن (اعراف:170، انعام:92، فاطر29)

    - نماز و ولایت (حمد:6)

    - نماز و نیاز (هود:114، بقره:238)

    - اخلاص در نماز (انعام:162)

    - نماز همره با مردم داری(بقره:83)

    - نماز همراه با حج (بقره:121)

    - نماز همراه با روزه(بقره:45)

    - نماز وخشوع(مؤمنون:2)

    - همراهی نماز و زکات (توبه:71)

    - همراهی نماز و صدقه (توبه:103)

    - همراهی نماز و صبر(طه:132)

    - نماز همراه با امر به معروف و نهی از منکر(لقمان:17)

    نماز سدی محکم در برابر سیل و توفان گناه است (عنکبوت:45)

    - نماز همراه با عدالت اجتماعی (اعراف:29)

    - نماز همراه با مشورت(شوری:38)

    اهمیت دادن به وقت نماز

    - وقت شناسی در نماز(روم:17و18)

    - مراقب وقت نماز بودن(مؤمنون:9)

    - توجه به وقت نماز(اسراء:78)

    آثار ترک نماز و بی توجهی به آن

    - زندگی نکبت بار و سخت در اثر اعراض از یاد خدا و نماز(طه:124)

    - بریدن از نماز، زمینه ی گرایش به همه ی مفاسد(مریم:59)

    - نتیجه ی تارک عبادت به خدا، جهنم است (غافر:60)

    - نتیجه ی غفلت از یاد خدا، همراهی با شیطان است (زخرف:36)

    - جایی که نماز ارزش ندارد(انفال:35)

    - تارک نماز نباید محبوب باشد (ابراهیم:37)

    - عذاب دردناک ترک کنندگان نماز، گرفتاری در دوزخ (مدثر:40تا43)

    - انتقاد شدید خداوند به خاطر ترک نماز یا بی توجهی به آن (قیامت:31)

    - نتیجه ی سبک شمردن نماز، وای بر آن ها (ماعون:4و5)

    - نماز و تنبیه (توبه:83)

    - بی حالی در نماز (نشانه ی منافق بودن است) (نساء:142)

    - مسخره کننده های نماز (مائده:58)

    - آن ها که مانع نماز دیگران می شوند (علق:9و10)

    - آن هایی که بی نشاط نماز می خوانند (نساء:142)

    - کسی که نماز را به بازی می گیرد؛ تمام دین را به بازی گرفته و حق دوستی با آنان را ندارید (مائده:57و58)

    نماز در خانواده

    - بیش ترین مسئولیت پدر و مادر، آموزش نماز است (طه:132)

    - دعا نسبت به اقامه ی نماز ذریه و نسل (دعای ابراهیم (ع)) (ابراهیم:40)

    - اسماعیل (ع)خانواده اش را به نماز امر می کرد (مریم:55)

    - لقمان فرزندش را به نماز سفارش می کند (لقمان:17)

    آثار دنیوی و اخروی و روحی و معنوی نماز

    - یاد خدا دل را آرام می کند (رعد:28)

    - نماز سدی محکم در برابر سیل و توفان گناه است (عنکبوت:45)

    - نماز غفلت را از بین می برد (طه:14)

    - نماز وسیله ی محو گناهان است (هود:114)

    - نمازهای مرتب، انسان را در برابر حوادث تلخ و شیرین حفظ می کنند (معارج:20تا 23)

    - نماز سبب نزول رحمت الهی است (نور:56)

    - نماز جلوی عقاید غلط را می گیرد (هود:87)

    - خداوند ستایشگر کسی است که نماز را بر هر کاری مقدم می دارد (نور:37)

    - نمازتجارتی پر منفعت و معامله ای پر سود است (فاطر:29، بقره:152)

    - نمازگزاران پندپذیر هستند (فاطر:18)

    - نماز وسیله ی رستگاری است (مؤمنون:1و2، اعلی:14و15)

    - نماز اصلاح فرد و جامعه است (اعراف:170)

    - نماز موجب برادری و اخوت و محبت می شود(توبه:11)

    - عاقبت نیکو برای نمازگزاران است (رعد:22) .


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    آیا خداوند به نماز ما احتیاج دارد؟

    چرا نماز می خوانیم ، در حالی که خداوند به ستایش ما نیاز ندارد و ما می توانیم در شبانه روز به جای نماز ، همواره به یاد او باشیم.

    ‏خداوند به عبادت ما و هیچ موجود دیگر نیاز ندارد ، زیرا « فان الله غنی عن العالمین» (1) خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است . این بندگان هستند که به خداوند نیاز دارند . «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» (2)ای انسان ها شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است. بنابراین عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. پرستش و ستایش علاوه بر پر کردن خلأ تنهائی وجود انسان ، وبر آورده شدن نیاز انسان و بجا آوردن مراتب سپاس و شکر گزاری ، موجب تکامل انسانی و رسیدن به مقام قرب الهی می شود و هیچ چیزی نمی تواندجای آن را پرکند.
    دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.
    اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟
    هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(3)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛(4) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
    از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
    با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا می‌داند (الصلوه قربان کل تقیّ).(5) نماز موجب تقرب هر انسان پرهیزکاری است.
    هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»(6)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست.
    بله همواره به یاد خداوند بودن بسیار عالی و ارزشمند است ، اما آیا چنین کسی را سراغ دارید ؟
    کدام انسان را می یابید که با این همه چیزهائی که انسان را در این دنیا به خود مشغول داشته و با این همه عواملی که موجب غفلت و بی خبری می شوند ، همواره به یاد خدا باشند؟
    و آیا نماز چیزی جز برای یاد آوری انسان ها و بیرون آوردن از غفلت است؟
    راستی اگر برای ارتباط با خدا نیازی به نماز نبود، نبایستی پیامبر با آن همه فضائل و کمالات آن قدر نماز بخواند که پاهایش متورم شود یا امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان به نماز این همه اهمیت بدهند.
    آیا کسی برتر و بیشتر از پیشوایان دینی ما با خداوند رابطه قلبی داشته است؟ ایا اگر بخواهیم کسی را مثال بزنیم که همواره به یاد خدا بوده است ، این شخص جز پیامبر اسلام و امامان معصوم بودند؟
    آیا مقامی که امیرمومنان به آن دست یافته بود ، به گونه ای که فرمود اگر تمام پرده ها کنار رود بر یقین و ایمان من افزوده نمی شود ، کسی برتر از آن دست یافته است؟
    پس چگونه چنین انسان هایی نه تنها خود را بی نیاز از نماز و ارتباط با خدا نمی دانستند ، بلکه شبانه روز به نماز می ایستادند و نه تنها نماز های واجب ، بلکه حتی نماز های مستحب داشتند که بنابر بر نقل روایات گاهی تا هزار رکعت می رسید.
    هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است و اگر قرار باشد که هر انسانی بر طبق خواسته خود عمل نماید نه آن چیزی که خداوند از او خواسته ، این دیگر بندگی خداوند نمی شود ، بلکه بندگی خود و عمل بر طبق خواسته خود است.
    مطمئنا این فکر که رابطه قلبی انسان را بی نیاز از نماز می کند ، چیزی جز وسوسه شیطانی برای دور کردن انسان از خدا نیست. چون خدا راه نماز را برای ایجاد رابطه بنده با او و بیرون آمدن انسان ها از غفلت و شستوی جسم و جان قرار داده قرار داده و فرموده است که «اقم الصلوة لذکری» نماز را برای یاد من برپا دار.(7) پس آیا درک من از خدا بیشتر است؟!
    در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است و کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی وِرْد و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است،‌ زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد، نه کمتر و نه بیشتر.
    آن کس که تشنگی و گرسنگی را در ما آفرید ، غذا و آب را نیز خود فراهم آورده است و آن کس که نیاز به عبودیت و پرستش را در ما قرار داد ، هم او پاسخ نماز و دعا راز و نیاز را برایمان مقرر داشته است. . قرآن مجید نماز را مظهر ذکرو ذکر را آرام بخش دل ها می داند.(8)
    آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجوددارد و هر کس مطابق ذوق و سلیقة و به اندازه توان و مرتبه وجودی و استعداد خود از آن بهره مند می‌شود. نماز عبادتی جامع است که می تواند تمام وجود انسان (از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی و قلبی و باطنی) را در خدمت بندگی و پرستش قرار دهد. نیت خوب داشتن به تنهایی نمی تواند انسان را از انجام عبادت و نماز بی نیاز کند.
    شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر(9) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است(10)
    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    1. آل عمران (3) آیه 97
    2. فاطر (35) آیه 15
    .3نور (24) آیه 41.
    4. اسراء (17) آیة 44.
    5. بحارالانوار، ج 78، ص 203.
    6. غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگویپرستش، ص 35، به نقل از علل الشرایع، ج 2، ص 10.
    7. طه (20) آیة 14.
    8. رعد (13) آیة 28
    9. عنکبوت (29) آیة 45.
    10. بحارالانوار، ج 73، ص 141.


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط امین تقی پور | نظرات ()

    ثواب نماز جماعت

    ثواب نماز جماعت 

    نماز جماعت

    مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا خصوصا برای  همسایه مسجد و کسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است .

    در روایتی وارد شده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر می شود تا به ده نفر برسند و عده آنان که از ده گذشت اگر تمام آسمان ها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمی توانند ثواب یک رکعت آن رابنویسند.

    حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بی اعتنایی جایز نیست و سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.

    مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند. و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادا یعنی تنها خوانده شود، بهتر است . و نیز نماز جماعتی را که مختصر بخواند، از نماز فرادا که آن را طول بدهند، بهتر می باشد.

    وقتی که جماعت بر پا می شود مستحب است کسی که نمازش را فرادا خوانده دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده نماز دوم او کافی است .

    اگر امام یا مأموم بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند، در صورتی که جماعت دوم و اشخاص آن غیر از اول باشد، اشکال ندارد.

    کسی که در نماز وسواس دارد و فقط در صورتی که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت می شود، باید نماز را با جماعت بخواند.

    اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند چون اطاعت پدر و مادر واجب است، بنابر احتیاط واجب باید نماز را به جماعت بخواند و قصد استحباب نماید.

    احتیاط واجب آن است که نماز عید فطر و قربان را در زمان غیبت امام علیه السلام با جماعت نخوانند، ولی به قصد رجاء مانع ندارد و نمازهای مستحبی را هم نمی شود به جماعت خواند مگر نماز استسقاء که برای آمدن باران می خوانند.

    موقعی  که امام جماعت نماز یومیه می خواند هر کدام از نمازهای یومیه را می شود به او اقتدا کرد ولی اگر نماز یومیه اش را احتیاطاً دوباره می خواند فقط در صورتی که مأموم احتیاطش با امام یکی باشد می تواند به او اقتدا کند.

    اگر امام جماعت قضای نماز یومیه خود را می خواند می شود به او اقتداکرد، ولی اگر نمازش را احتیاطاً قضا می کند یا قضای احتیاطی نماز کس دیگر را می خواند اگر چه برای آن پول نگرفته باشد اقتدای به او اشکال دارد ولی اگر انسان بداند

    که از آن کس که برای او قضا می خواند نماز فوت شده که در این صورت اقتدای به او اشکال ندارد.

    اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب نمی تواند به او اقتدا کند.

    اگر امام در محراب باشد و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد کسانی که دو طرف محراب ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمی بینند، نمی توانند اقتدا کنند، بلکه اگر کسی هم پشت سر امام اقتدا کرده باشد اقتدا کردن کسانی که دو طرف او ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام رانمی بینند اشکال دارد، بلکه باطل است .

    اگر به واسطه درازی صف اول ، کسانی که دو طرف صف ایستاده اند امام را نبینند می توانند اقتدا کنند و نیز اگر به واسطه درازی یکی از صف های دیگر، کسانی که دو طرف آن ایستاده اند، صف جلوی خود را نبینند، می توانند اقتدا نمایند.

    اگر صف های جماعت تا در مسجد برسد کسی که مقابل در پشت صف ایستاده نمازش صحیح است ، و نیز نماز کسانی که پشت سر او اقتدا می کنند، صحیح می باشد ولی نماز کسانی که دو طرف او ایستاده اند و صف جلو را نمی بینند، اشکال دارد، بلکه باطل است .

    کسی که پشت ستون ایستاده، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر به امام متصل نباشد نمی تواند اقتدا کند. بلکه اگر از دو طرف هم متصل باشد، ولی از صف جلو حتی یک نفر را هم نبیند، جماعت او صحیح نیست .

    جای ایستادن امام باید از جای مأموم بلتدتر نباشد ولی اگر مکان امام مقدار خیلی کمی بلندتر باشد، اشکال ندارد. و نیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفی که بلندتر است بایستد در صورتی که سراشیبی آن زیاد نباشد و طوری باشد که به آن زمین مسطح بگویند مانعی  ندارد.

    اگر جای مأموم بلندتر از جای امام باشد در صورتی که بلندی به مقدار متعارف زمان قدیم باشد مثل آن که امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بایستد اشکال ندارد، ولی اگر مثل ساختمان های چند طبقه این زمان باشد، جماعت اشکال دارد.

    اگر بین کسانی که در یک صف ایستاده اند بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است ، می توانند اقتدا کنند.

    بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز، و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد کسی که در صف بعد ایستاده ، می تواند تکبیر بگوید ولی احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا تکبیر صف جلو تمام شود.

    اگر بداند نماز یک صف از صف های جلو باطل است، در صف های بعد نمی تواند اقتدا کند، ولی اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه ، می تواند اقتدانماید.

    هرگاه بداند نماز امام باطل است مثلا بداند امام وضو ندارد، اگر چه خود امام ملتفت نباشد، نمی تواند به او اقتدا کند.

    اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده، یا کافر بوده، یا به جهتی نمازش باطل بوده، مثلا بی وضو نماز خوانده ، نمازش صحیح است .

    اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه ، چنانچه در حالی باشد که وظیفه مأموم است، مثلا به حمد و سوره امام گوش

    می دهد باید نماز را به جماعت تمام کند، و اگر مشغول کاری باشد که هم وظیفه امام و هم وظیفه مأموم است مثلا در رکوع یا سجده باشد، باید نماز را به نیت فرادا تمام نماید.

    انسان در بین نماز جماعت می تواند نیت فرادی  کند.

    اگر مأموم به واسطه عذری بعد از حمد و سوره امام نیت فرادا کند، لازم نیست حمد و سوره را بخواند، ولی اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادا نماید، باید مقداری  را که امام نخوانده بخواند.

    اگر در بین نماز جماعت نیت فرادا نماید، بنابر احتیاط واجب نباید دوباره نیت جماعت کند. ولی اگر مردد شود که نیت فرادا کند یا نه، و بعد تصمیم بگیرد نماز را با جماعت تمام کند، نمازش صحیح است .

    اگر شک کند که نیت فرادا کرده یا نه ، باید بنا بگذارد که نیت فرادا نکرده است .

    اگر موقعی که امام در رکوع است ، اقتدا کند و به رکوع امام برسد، اگر چه ذکر امام تمام شده باشد، نمازش به طور جماعت صحیح است و یک رکعت حساب می شود، اما اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد، نمازش به طور فرادا صحیح می باشد و باید آن را تمام نماید.

    اگر موقعی  که امام در رکوع است اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده یا نه، نمازش صحیح است و فرادا می شود.

    اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و پیش از آن که به اندازه رکوع خم شود، امام سر از رکوع بردارد، می تواند نیت

    فرادا کند، یا صبر کند تا امام برای رکعت بعد برخیزد و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند ولی اگر برخاستن امام به قدری

    طول بکشد که نگویند این شخص نماز جماعت می خواند، باید نیت فرادا نماید.

    اگر اول نماز یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آن که به رکوع رود امام سر از رکوع بردارد، نماز او به طور جماعت صحیح است ، و باید رکوع کند و خود را به امام برساند.

    اگر موقعی برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید بعد از نیت و گفتن تکبیرة الاحرام بنشیند و تشهد را با امام بخواند ولی سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد، بعد بایستد و بدون آن که دوباره نیت کند و تکبیر بگوید، حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند.

    مأموم نباید جلوتر از امام بایستد، و اگر مساوی او هم بایستد، اشکال دارد و به احتیاط واجب باید کمی عقب تر از امام بایستد، اگر چه قد او بلندتر از امام باشد، که در رکوع و سجود سرش جلوتر از امام باشد.

    در نماز جماعت باید بین مأموم و امام پرده و مانند آن که پشت آن دیده نمی شود فاصله نباشد، و همچنین است بین انسان و مأموم دیگری که انسان به واسطه او به امام متصل شده است ولی اگر امام ، مرد و مأموم زن باشد چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگری که مرد است و زن به بواسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشکال ندارد.

    اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطه او متصل به امام است پرده یا چیز دیگری که پشت آن را نمی توان دید فاصله شود، نمازش فرادا می شود، و صحیح است .

    اگر بین جای سجده مأموم و جای ایستادن امام به قدر گشادی بین دو قدم فاصله باشد اشکال ندارد، و نیز اگر بین انسان به واسطه مأمومی که جلوی او ایستاده و انسان به وسیله او به امام متصل است به همین مقدار فاصله باشد نمازش اشکال ندارد، و احتیاط مستحب آن است که جای سجده مأموم با جای کسی که جلوی او ایستاده هیچ فاصله نداشته باشد.

    اگر مأموم به واسطه کسی که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد، چنانچه به اندازه گشادی بین دو قدم هم فاصله داشته باشند نمازش صحیح است .

    اگر در نماز بین مأموم و امام یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطه او به امام متصل است بیشتر از یک قدم بزرگ فاصله پیدا شود نمازش فرادا می شود و صحیح است .

    اگر نماز همه کسانی که در صف جلو هستند تمام شود یا همه نیت فرادا نمایند، اگر فاصله به اندازه یک قدم بزرگ نباشد نماز صف بعد به طور جماعت صحیح ، و اگر بیشتر از این مقدار باشد فرادا می شود و صحیح است .

    اگر در رکعت دوم اقتدا کند قنوت و تشهد را با امام می خواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند، یا نیت فرادا کند و نمازش صحیح است، ولی اگر در سجده به امام برسد، بهتر است که احتیاطاً نماز را دوباره بخواند.

    اگر موقعی که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتی است اقتدا کند، باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است، بعد از دو سجده بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد، و چنانچه برای گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد، یک مرتبه بگوید و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند.

    اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی رسد، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود، بعد اقتدا نماید.

    اگر در رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند، باید حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد باید حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند، ولی اگر در سجده به امام برسد بهتر است که احتیاطاً نماز را دوباره بخواند.

    کسی که می داند اگر سوره را بخواند در رکوع به امام نمی رسد، باید سوره را نخواند، ولی اگر خواند نمازش صحیح است .

    کسی  که اطمینان دارد که اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام می رسد، احتیاط واجب آن است که سوره را شروع کند یا اگر شروع کرده تمام نماید.

    کسی که یقین دارد، اگر سوره را بخواند به رکوع امام می رسد، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد نمازش صحیح است .

    اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است می تواند اقتدا کند ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر چه بعد بفهمد که امام در رکعت اول یا دوم بوده نمازش صحیح است .

    اگر به خیال این که امام در رکعت اول یا دوم است حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده

    نمازش صحیح است . ولی اگر پیش از رکوع بفهمد باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد فقط حمد را بخواند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند.

    اگر به خیال این که امام در رکعت سوم یا چهارم است حمد و سوره را بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده نمازش صحیح است .

    اگر موقعی که مشغول نماز مستحبی است جماعت بر پا شود چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید.

    اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتی است جماعت بر پا شود چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است به نیت نماز مستحبی نماز را دو رکعتی تمام کند و خود را به جماعت برساند.

    اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد لازم نیست نیت فرادا کند.

    کسی که یک رکعت از امام عقب مانده وقتی امام تشهد رکعت آخر را می خواند می تواند برخیزد و نماز را تمام کند و یا انگشتان دست، و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگه دارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد.

    امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند، و نیز اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد. و اقتدا کردن بچه ممیز که خوب و بد را می فهمد به بچه ممیز دیگر جایز نیست. و احتیاط واجب آن است که امام زن نیز مرد باشد.

    امامی را که عادل می دانسته، اگر شک کند به عدالت خود باقی است یا نه، می تواند به او اقتدا نماید.

    کسی که ایستاده نماز می خواند نمی تواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند اقتدا کند و کسی که نشسته نماز می خواند نمی تواند به کسی که خوابیده نماز می خواند، اقتدا نماید.

    کسی  که نشسته نماز می خواند می تواند به کسی که نشسته نماز می خواند اقتدا کند و همچنین کسی که خوابیده است می تواند به کسی که نشسته نماز می خواند اقتدا کند ولی کسی که نشسته نماز می خواند نمی تواند به کسی که خوابیده نماز می خواند، اقتدا نماید.

    اگر امام جماعت به واسطه عذری با تیمم یا با وضوی جبیره ای نماز بخواند می شود به او اقتدا کرد ولی اگر به واسطه عذری با لباس نجس نماز می خواند بنابر احتیاط واجب نباید به او اقتدا کرد.

    اگر امام مرضی دارد که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند بنابر احتیاط واجب نمی شود به او اقتدا کرد.

    بنابر احتیاط واجب کسی که مرض خوره یا پیسی  دارد، نباید امام جماعت شود.

    موقعی که مأموم نیت می کند باید امام را معین نماید، ولی دانستن اسم او لازم نیست ، مثلا اگر نیت کند اقتدا می کنم به امام حاضر نمازش صحیح است .

    مأموم باید غیر از حمد و سوره همه چیز نماز را خودش بخواند ولی اگر رکعت اول یا دوم او، رکعت سوم یا چهارم امام باشد

    باید حمد و سوره را بخواند.

    اگر مأموم در رکعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صدای حمد و سوره امام را بشنود اگر چه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند و اگر صدای امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره بخواند ولی باید آهسته بخواند و

    چنانچه سهوا بلند بخواند اشکال ندارد.

    اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتیاط واجب آن است که حمد و سوره را نخواند.

    اگر مأموم سهوا حمد و سوره بخواند یا خیال کند صدایی را که می شنود صدای امام نیست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صدای امام بوده نمازش صحیح است .

    اگر شک کند که صدای امام را می شنود یا نه، یا صدایی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای کس دیگر، می تواند حمد و سوره بخواند.

    مأموم باید در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، حمد و سوره نخواند و مستحب است به جای آن ذکر بگوید.

    مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید بلکه احتیاط واجب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده ، تکبیر نگوید.

    اگر مأموم پیش از امام عمداً هم سلام دهد نمازش صحیح است .

    اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحرام و سلام چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد ولی اگر آنها را بشنود یا بداند امام چه وقت می گوید، احتیاط مستحب آن است که پیش از امام نگوید.

    مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده می شود کارهای دیگر آن مانند رکوع و سجود را با امام یا کمی بعد از امام به جا آورد و اگر عمدا پیش از امام یا مدتی بعد از امام انجام دهد، معصیت کرده ولی نمازش صحیح است، اما اگر در دو رکن پشت سر هم از امام جلو یا عقب بیفتد بنابر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند و دوباره بخواند، اگر چه بعید نیست نمازش صحیح

    باشد و فرادا شود.

    اگر سهوا پیش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت زیاد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمی کند ولی اگر به رکوع برگردد و پیش از آن که به رکوع برسد، امام سر بردارد نمازش باطل است .

    اگر اشتباها سر بردارد و ببیند امام در سجده است باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد برای  زیاد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمی شود.

    کسی که اشتباها پیش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد، و هنوز به سجده نرسیده امام سر بردارد، نمازش صحیح است ولی اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد، نماز باطل است .

    اگر اشتباهاً سر از رکوع یا سجده بردارد و سهوا یا به خیال این که به امام نمی رسد به رکوع یا سجده نرود نمازش صحیح است .

    اگر سر از سجده بردارد و ببیند امام در سجده است چنانچه به خیال این که سجده اول امام است، به قصد این که با امام سجده کند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده باید بنابر احتیاط نماز را تمام کند و از سر بخواند و اگر به خیال این که سجده دوم است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده احتیاط آن است که نماز را فرادا تمام نماید اگر چه می تواند متابعت امام را بکند و به سجده رود و نماز را تمام کند.

    اگر سهوا پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر سر بردارد به مقداری از قرائت امام می رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود نمازش صحیح است .

    اگر سهوا پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمی رسد، واجب است سر بردارد و با امام نماز را تمام کند و نمازش صحیح است اگر چه احوط استحبابی در این صورت اعاده نماز است، و اگر سر برندارد تا امام برسد نمازش صحیح است .

    اگر سهوا پیش از امام به سجده رود، واجب است که سر بردارد و با امام به سجده رود و نمازش صحیح است اگر چه احتیاط استحبابی در این صورت اعاده نماز است و اگر برنداشت نمازش صحیح است .

    اگر امام در رکعتی که قنوت ندارد اشتباها قنوت بخواند یا در رکعتی که تشهد ندارد اشتباها مشغول خواندن تشهد شود مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند ولی نمی تواند پیش از امام به رکوع رود، یا پیش از ایستادن امام بایستد بلکه باید صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند.

    اگر مأموم یک مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بایستد، و اگر یک زن باشد، مستحب است در طرف راست امام

    طوری بایستد که جای سجده اش مساوی زانو یا قدم امام باشد، و اگر یک مرد و یک زن، یا یک مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقی پشت سر امام بایستند، و اگر چند مرد یا چند زن باشند، مستحب است پشت سر امام بایستند، و اگر چند مرد و چند زن باشند، مستحب است مردها عقب امام و زن ها پشت مردها بایستند.

    اگر امام و مأموم هر دو زن باشند احتیاط آن است که امام کمی جلوتر بایستد.

    مستحب است امام در وسط بایستد و اهل علم و کمال و تقوا در صف اول بایستند.

    مستحب است صف های جماعت منظم باشد و بین کسانی که در یک صف ایستاده اند فاصله نباشد و شانه آنان ردیف یکدیگر باشد.

    مستحب است بعد از گفتن "قد قامت الصلاة " مأمومین برخیزند.

    مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از دیگران ضعیف تر است رعایت کند و عجله نکند تا افراد ضعیف به او

    برسند، و نیز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همه کسانی که به او اقتدا کرده اند مایلند.

    مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می خواند صدای خود را بقدری بلند کند که دیگران بشنوند ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.

    اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و می خواهد اقتدا کند مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد.


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()

    نماز نیایش عاشقان

     

    آنچه مسلم است نماز دردین اسلام به عنوان برترین عبادت شناخته شده و از آن به عنوان کلید بهشت یاد می شود ، سعی ما بر این است که درباره این نیایش عاشقانه نکاتی ارائه نماییم :

    (می توانید درآینده پیگیراین بحث بوده و نکات دیگری را نیز در زمینه نماز مطالعه نمایید)

    نماز در رأس همه عبادات است

    در ایام ویژه مثل شب قدر ، اعیاد اسلامی ، جمعه ، و هر شب و روزی که دارای فضیلت و ارزش است و برای آن دعا و مراسمی مخصوص است مثل شب مبعث ، شب میلاد ، شب جمعه ، معمولاً نمازهای مخصوصی هم وارد شده است . شاید نتوان ایام مقدسی را پیدا کرد که درآن برنامه نماز نباشد .

    نماز پر تنوع ترین عبادت است

    اگرچه جهاد ، حج ، وضو و غسل هرکدام چند نوع دارد ، اما نماز انواع گوناگونی دارد ،درواقع با نگاهی ساده به حاشیه کتاب مفاتیح الجنان علامه محدث حاج شیخ عباس قمی درمی یابیم انواع گوناگونی از نمازها ذکر شده است که بررسی و جمع آوری آن نیاز به یک کتاب مستقل دارد . هر امام نمازی داشته غیر از نماز امام دیگر، نماز امام زمان علیه السلام غیر از نماز حضرت امیرالمومنین (ع) است .

    نماز و هجرت

    حضرت ابراهیم می گوید :

    خداوندا ذریه خود را در منطقه خشک بی آب و گیاه قرار دادم ، پرودگارا برای اقامه نماز « ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقموا الصلوة » .

    آری وظیفه نمازخوانها آن است که با سفرها و هجرت ها به مناطق بد آب و هوا هم بروند تا شور و هیجان نماز عالمگیر شود .

    ترک مهم ترین جلسات تاریخ به خاطر نماز

    یکی از ادیانی که نامش در قرآن آمده « صابئین » است که به حضرت یحیی گرایشی خاص دارند ضمناَ برای ستارگان تاثیری قائلند و نمازو مراسم ویژه ای دارند که هنوز گروهی از آنان در خوزستان هستند .

    این فرقه رهبری بسیار دانشمند ولی مغرور داشتند که بارها با امام رضا علیه السلام گفتگو کرد ولی زیر بار نمی رفت .

    در یکی از جلسات امام رضا علیه السلام استدلالی کرد که او تسلیم شد و گفت :

    « اَلْانَ لانَ قَلْبی » حالا روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذیرم که ناگهان صدای اذان بلند شد . امام رضا علیه السلام جلسه را ترک کرد ، مردم گفتند فرصت حساسی است وشاید بعدا چنین فرصتی پیش نیاید امام فرمود :

    اول نماز ! ، واو که این تعهد را از امام دید علاقه اش بیشتر شد . امام بعد از نماز گفتگویش را با او ادامه داد و اودر نهایت ایمان آورد .

    نماز اول وقت وسط جنگ

    ابن عباس می دید که حضرت علی علیه السلام گاهی اوقات در وسط جنگ به آسمان نگاه می کند باز مقداری می جنگد باز نگاهی به آسمان می کند .

    جلو آمد و پرسید چرا به آسمان نگاه می کنی .

    فرمود : برای اینکه اول وقت نماز ازدستم نرود .

    گفت : اکنون شما در حال جنگ هستید .

    فرمود : از نماز اول وقت نباید غفلت شود .

    آنجا که خواب از مناجات بهتر است

    روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله نماز صبح را با جماعت خواندند و دیدند علی علیه السلام به مسجد نیامده است به سراغش رفتند در خانه علی علیه السلام را زده و پرسیدند چرا او امروز در جماعت شرکت نکرده ؟!

    فاطمه علیها سلام گفت : علی دیشب تا صبح مناجات داشت ولی صبح خستگی او طاقت فرسا بود نمازش را در منزل خواند .

    حضرت فرمود : به او بگوئید شبها به جای مناجات طولانی کمی بخوابد ولی نماز جماعت صبح را از دست ندهد ، خوابی که مقدمه جماعت باشد بهتر از مناجاتی است که حال جماعت را از بین ببرد


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    تاثیرنماز بر خود شکوفایی

    امام صادق(ع) فرموده اند:

    " نمازی كه از ترس جهنم خوانده شود، نماز بردگان است. نمازی كه به شوق بهشت خوانده شود، نماز تاجران است. اما نماز اولیاء الهی نمازی است كه با عشق به خدا اقامه می شود."

    "خود شكوفایی" (self–actualization) در مفهوم عمده و کلاسیک خود، نخستین بار توسط "كورت گلداشتاین"(روانپزشك آلمانی 1965ـ 1878) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. او خود شكوفایی را به صورت توانایی ذاتی نیرومند موجود در هر فرد تعریف نمود كه موجب شكوفا شدن استعدادهای مثبت او می گردد.(1)(شكوفا كردن فطرت نیك درونی)

    گلداشتاین معتقد بود، برای آن كه انسان به موفقیت های بزرگ دست یابد، باید با محیط  اطراف و زندگی خود به بهترین نحو ممكن، كنار بیاید و چنان چه محیط و زندگی، هر روز ضربه سنگین تری بر پیكره انسان وارد كنند(مثلا موجب بیماری انسان شوند)، انسان باید در بهبود روش مقابله خود با این قبیل مشكلات سعی بنماید تا بدین ترتیب به مرزهای"خودشكوفایی" (درك و فعال نمودن همه استعدادهای خود) نزدیك شود.

    در این مورد، روانشناس دیگری به نام " كارل راجرز" ( 1987 ـ 1902) نشان داده است انسان هایی كه توانایی فرمان دادن به خود(self–direction) را پیدا كنند و در حقیقت بتوانند به طور كامل افكار و اعمال خود را کنترل نمایند، به خود شكوفایی، كه والاترین درجه انسانیت است، نائل خواهند شد.

    از دیگر معتقدان به نظریه خود شكوفایی كه آن را با مفاهیم عالی عجین كرد و به اوج قدرت رسانید، "آبراهام مزلو" ( روانشناس آمریكایی 1970 ـ 1908 ) است. تحقیقات گسترده و مطالعات عمیق" مزلو"  پیرامون این قبیل مقولات، سبب تكوین شاخه ای قدرتمند و پویا در روانشناسی امروز، موسوم به "روانشناسی انسان گرا" گردید.

    "مزلو" خود شكوفایی را بالاترین و برترین نیاز انسان می دانست، كه پس از ارضای نیازهای پایین تر انسان از جمله نیازهای جسمی(مثل غذا و مسكن)، نیازهای ایمنی، تعلق و محبت، نیاز به احترام، نیاز به دانستن و فهمیدن( كه بعدا اضافه كرد)، قرار دارد. او خود شكوفایی (نیاز به تحقق خود) را در مورد 49 نفر از اشخاص سرشناس جهان (زنده و مرده) از جمله انیشتن، آبراهام لینكلن، باروخ ایپسنوزا، بندیكت(2) و ... مورد بررسی قرار داد.

    "مزلو" بیان نمود : افراد معمولی در پی جبران كمبودهای جسمانی و روانی خود هستند، یعنی آنها در صدد ارضای نیازهای پایین ترند، ولی افراد عالی (خود شكوفاها) خواستار محقق ساختن استعدادهای درونی و بالقوه خود و شناخت و فهم دنیای پیرامونشان هستند.(3)

    او نیازهای عالی افراد خود شكوفا را فهرست می كند و آن ها را "فرا نیاز" نام می نهد، از جمله این فرا نیازها می توان به حقیقت، قاطعیت، یگانگی و تمامیت، فرار از دوگانگی، سر زندگی و شادابی، یكتایی، كمال، نظم، عدالت، سادگی، استغنا، جامعیت و ... اشاره نمود.

    حال اگر با این دیدگاه كه "نماز كامل ترین پاسخ برای عالی ترین نیازهاست" به سراغ نظریات روانشناسان انسان گرا برویم، متوجه خواهیم شد كه چگونه مفاهیم متعالی نماز در برگیرنده ی تمامی موضوعات مطرح شده در این نوع روانشناسی است.

    به عنوان مثال اگر به یاد آوریم كه نماز چگونه به انسان احساس امنیت روان می دهد و توانایی مقابله در برابر استرس ها را فزونی می بخشد، متوجه می شویم که نماز در برگیرنده ی آن قسمت از نظریات گلداشتاین است كه "بهبود روش های مقابله با مشكلات را شرط لازم برای نزدیك شدن به مفهوم خود شكوفایی می دانست"، و یا اگر نظریه كارل راجرز پیرامون  self – direction (توانایی فرمان دادن به خود) را با توانایی كه شخص نمازگزار، به مدد نماز در كنترل نفسانیات خود، پیدا می كند مقایسه نماییم، تصدیق خواهیم كرد كه همه تعالیم نظریه روانشناسی انسان گرا، را می توان در نماز پیدا كرد.

    یا اگر بخواهیم در مقابل لیست 49 نفره آبراهام مزلو، فهرست افرادی را قرار دهیم كه صفات آنها، نه تنها در برگیرنده تمام ویژگی هایی باشد كه مزلو درباره خود شكوفاها، بیان می كند، بلكه از جهت ارتباط با غیب و معنویت، دارای ویژگی های برجسته تر و مزید برآن ها هم باشد، كافی است به جمع نورانی "نمازگزاران اسوه" اشاره نماییم، چرا كه همه این مؤمنین با بهره گرفتن از كامل ترین پاسخ، یعنی نماز، به تمامی فرا نیازهای خود رسیده اند.

    حقیقت، قاطعیت، نیكی، یگانگی و تمامیت و فرا نیازهای دیگر، همگی در آموزش های نماز، حضور زنده و محسوس دارند و اگر هر كس برای وصول به هر یك از آن ها به نماز نزدیك شود، به فراخور حال خود، پاسخی عالی تر از حد تصور دریافت می كند. نماز تكرار شكوهمند درس خود شكوفایی در پیشگاه مبداء آفرینش است.

    اما مفهوم دیگر در مورد خود شكوفایی که آبراهام مزلو به آن اشاره می كند، مفهوم تجربه اوج(peak  experience) است كه در خود شكوفاها، فراوان پیش می آید. تجربه اوج، اتفاقی دوره ای و زود گذراست كه در آن شخص ناگهان به یك احساس آگاهی و هوشیاری بسیار بالا، سرخوشی و جذبه عمیق، در آمیخته شدن و همسو شدن پر انسجام با همه عالم و دگرگونی در احساس زمان و مكان دست می یابد. این تجربه قوی غالبا در افرادی كه از نظر روانی كاملا سالم هستند، رخ می دهد و قرار گرفتن در برابر این تجربه، آثار مفید و دیر پایی برجا می گذارد.(4)

    اگر بخواهیم برای "تجربه اوج"، مفهومی جامع تر و همه شمول تر را پیدا كنیم، كافی است كه باز هم به نماز روی نماییم و به آن بُعد نماز توجه كنیم كه غرق در مضامین عارفانه است.

    شاید كمتر كسی به این نكته فكر كرده باشد كه منظور از كلمه "شما" در سومین سلام نماز (السلام علیكم و رحمه الله و بركاته) كه تنها سلام واجب نماز است، كیست و این "سلام بر شما" به چه كسانی اطلاق می شود؟

    عارفان نماز، این سلام نماز را "سلام عارفانه" آن دانسته اند، كه خطاب به همه هستی و آفرینش و خطاب به همه موجودات حاضر در آن، از ذرات كوچك اتمی گرفته تا كهكشان های بی انتها سر داده می شود.

    چرا كه همه این اجزای آفرینش، بدون استثناء مشغول حمد و ثنای الهی اند و پیوسته و مداوم، توحید را اقرار می كنند و شاید به واسطه این حمد و تسبیح دایمی، مورد خطاب تنها سلام واجب نماز قرار می گیرند.

    بدین ترتیب نمازگزار، پس از فرستادن سلام بر نبی گرامی اسلام(ص) (السلام علیك ایها النبی و رحمه الله و بركاته) و سلام بر همه بندگان صالح خدا از جمله خودش (السلام علینا و علی عباد الله الصالحین)، سرانجام بر تمام اجزای آفرینش سلام می فرستند و این جلوه ای شكوهمند از در آمیخته شدن و همسو شدن پر انسجام با همه عالم را كه در تجربه اوج از آن بحث می شود، در خود دارد.

    علاوه بر این، نمازگزار حقیقی، یعنی آنان كه به تعبیر امام صادق(ع)، "نماز عاشقانه" به جای می آورند در راز و نیاز با معبود خویش، به چنان جذبه و خلسه ای وارد می شوند و چنان از حیطه زمان و مكان خارج می گردند كه حتی اگر تیر دردناك و سهمگین از پای مبارك شان بیرون بكشند(منظور حضرت علی است)، هرگز از آن سرخوشی و جذبه عمیق خارج نمی شوند. چه عاشقانه بود نماز علی(ع) و چه زیباست تعبیر جاودانه علی(ع) از عشق .. آری! او كه در قبله نماز به دنیا آمد و در محراب نماز رستگار شد و این گونه عشق را برای آفرینش، عظمت و معنا بخشید و جاودانه كرد.

    و چه ملكوتی است، نماز فرزند علی(ع) و حضرت امام زمان(عج)، كه جهان در انتظار عدالتش خون می گرید.

    و چه عطشی است بی پایان، عاشقانش را برای اقامه نمازی با امامت او… .

     

    پی نوشت ها:

    1ـ ترجمه فارسی روانپزشكی كاپلان ـ سادوك جلد اول صفحه 545

    2-"راث بندیكت" جزو استادان مزلو، در دانشگاه ویسكانن است. او همان كسی است كه تحقیقات وسیعی در مورد تاثیر اجتماع و فرهنگ بر شخصیت انسان انجام داده است( رجوع كنید به تاثیر نماز بر ثبات شخصیت)

    3-"روانشناسی شخصیت سالم" اثر : آبراهام مزلو، ضمنا برای مطالعه بیشتر مراجعه كنید به مقاله اندیشمندانه آقای مسعود آذربایجانی تحت عنوان "انسان كامل" در شماره نهم فصلنامه وزین : حوزه و دانشگاه

    4- رجوع كنید به نكته بیست و یكم از این سلسله مقالات (تاثیر نماز بر احساس امنیت روانی

    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    سرزنش نماز گزاران

     

    حقایقی که در قرآن کریم بیان شده است، در صورتی که انسان آن‌ها را در وجود خودش به کمال برساند و حقیقت را تبدیل به حقیقت جامع کند، بدون شک با به کمال رساندن حقایق و جامع نمودن حقیقت، به رحمت وجود مقدّس حضرت حق خواهد رسید. من دو نمونه از این حقایق بیان شدة قرآن کریم را برای‌تان می‌گویم. خود شما هم تصدیق خواهید فرمود که جز با کمال رساندن این حقایق، یا با جامع نمودن حق، دسترسی به رحمت پروردگار میسّر نخواهد بود. در آغاز سخنم، حقیقتی را عرض می‌کنم که به عنوان حکمی از احکام شرعیة پروردگار مطرح است. نماز در قرآن، در نزدیک به صد و سه آیه، و از ابتدای آن تا آخرین جزء‌اش هم مطرح است و به طور یقین، سبب رساندن انسان به رحمت حق است، امّا شما در قرآن مجید ملاحظه می‌کنید که پروردگار نماز را درخیمة حیات نمازگزار به صورت یک واقعیت بیان نمی‌کند و به هر نمازی نظر ندارد. امضای وجود مبارکش که عبارت است از پذیرش و قبولی او، کنار هر نمازی نمی‌آید.

    روایات عجیبی هم در این زمینه به دنبال آیات قرآن هست که بعضی نمازها از مقام اول رد نمی‌شود و بعضی نمازها از مقام دوم، و بعضی نمازها تا مقام چهارم می ‌رود، جلوی برنده را می‌گیرند و می‌گویند، آن را برگردانید و بر سر صاحبش بزنید.

    در قرآن مجید می‌بینید، حملة شدیدی به نمازگزارنی شده است. شدت این حمله، از كاربرد کلمة «ویل» دربارة آن‌ها معلوم می‌گردد، وقتی كه قرآن می‌گوید: فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ (ماعون:4). معلوم می‌شود که این نماز‌گزار در وجود خود نماز را کامل نکرده و در نتیجه، یک حقیقت جامعی را به پیشگاة مقدس حضرت حق ارایه نکرده است، بلکه آمده، پیکره‌ای از نماز ساخته که اصلاً این پیکره، زیبایی ندارد؛ جان ندارد؛ شکل معنوی ندارد؛ صورت معنوی ندارد؛ در واقع، برای او این نماز ابزار و وسیله‌ای بوده که با به کار‌گیری آن، به شهواتش، به اهداف پلیدش و به نیت‌های باطلش برسد. البته، این نماز، راه رسیدن به رحمت خدا نیست. این نماز، نمازی است ناقص و دارای عیب؛ نمازی است که یک صورت دارد، ولی کاملاً بی‌سیرت است؛ یک جسم مرده است که جان در او دمیده نشده است؛ علتش هم این است که نماز‌گزارش یا منافق است، یا مشرک، و یا ریاکار، و یا به تعبیر قرآن کریم، عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ (ماعون:5) است بنابراین، او هنری را که بتواند با آن نماز کاملی برای خود بسازد، فراهم نکرده است. آنچه او ساخته، یک هیولا است؛ یک چیز زشتی است؛ یک چیز نابابی است که نظر مقدس پروردگار بزرگ عالم، به این هیولا و به این موجود بدشکلِ پرعیبِ ناقص جلب نمی‌شود؛ علتش هم خود نمازگزار است؛ چون نمی‌گوید: «فَوَیْلٌ لِلْصَلَوةِ»، بلكه می‌گوید: فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ.

    حضرت حق می گوید: من  موادی را به تو داده‌ام که عبارت‌اند از: تکبیرة الاحرام، حمد، سوره، رکوع، سجود، تشهّد و تعداد رکعات، و تو باید این عناصر را با معرفت، با نیت خالص، با عشق به بندگی، با عشق به مولا و با عشق به جلب رضایت او، تبدیل به یک صورت و یک سیرت کامل بكنی تا بشود این عمل را منِ خداوند به عنوان نماز بپذیرم؛ ولی اگر مکلّف عیب و نقص داشت؛ آلوده به شرک بود؛ آلوده به نفاق بود؛ آلوده به ریا بود؛ در عمل آلوده به اغراض شهوانی و مالی بود، دیگر قلمی ندارد که سیرت و صورت این نماز را کامل بکند و قابل عرضه به پیشگاة من كند؛ یعنی یک غیر نقاش آمده، نمازی را نقاشی کرده و به جای این كه نقشی زیبا بسازد، یک هیولا ساخته است؛ دیو کشیده است و اسمش را نماز گذاشته.

    در مشهد یک نفر می‌گفت؛ البته، با گریه هم می‌گفت و چقدر هم من بدم می‌آید آن را نقل كنم:

    شبی در عالم رؤیا، جوانی را دیدم كه نسبتاً و نه به طور کامل، زیبا بود، امّا دو شاخ، مثل دو شاخ گاو، بر روی کله‌اش بود. كه خیلی من را بهت‌زده کرد. این همه زیبایی و طراوات، و این تناسب اندام، و چرا روی کلة این جوان، دو شاخ است؟ آخر، داشتن شاخ، متعلّق به انسان نیست، بلکه متعلّق به حیوانات شاخ‌دار است. به او گفتم، حیف از آن زیبایی، و این دو شاخ! جوان  گفت: والله این شاخ‌ها متعلّق به من نیست، متعلّق به تو است که بر روی کلة من گذاشتی. من نماز تو هستم و امشب در نماز مغربت این عیب‌ها را داشتی، و آن عیب‌ها، این شاخی است که با چشمت داری می‌بینی. فکر می‌کنی خدا من را با این دو شاخ چند بخرد؟ معلوم است، هیچی.

    منی که می‌خواهم وارد نماز بشوم، با همة وجود دارم در نماز وارد می‌شوم. بدن تنهایم که وارد نماز نمی‌شود. البته، بدن هم خون هست؛ گوشت هست؛ پوست هست؛ قلب هست؛ نفس هست؛ روح هست و همه هم باید رو به قبله باشد، نه این که بدنم رو به قبله باشد، جانم پشت به قبله؛ بدنم رو به خدا و دلم پشت به پروردگار. آمدم وارد نماز شدم، اما در درونم، حسد، کبر، غرور، بخل و ریا که از همة حیوانات بدترند و با آب هیچ دریایی پاک نمی‌شوند، در من دارند موج می‌زنند. بعد، من این نماز را تحویل خدا می‌دهم. در شکل این نماز، حیوانات مختلفی هست. نفسِ نجس هست؛ مال حرامِ خورده شده در خونم هست‌، و همة این‌ها به عملم منتقل می‌شود. این عمل نمی‌تواند راه به سوی رحمت خدا باشد.

    آیا شما كه به دنبال یک نقاشی کامل می‌گردید، می‌توانید قلم را به یک بی‌سوادی که تا حالا قلم نقاشی دست نگرفته، بدهید و از او بخواهید در یک صفحة پرقیمت، منظره‌ای برای‌تان بكشد که وقتی آن را می‌بینید، لذت ببرید و خستگی‌تان بیرون رود؟ آیا توقّع دارید که چنین كسی این منظره را بکشد؟ خواهید گفت، نه.

    پس به خدا حق می‌‌دهیم که در قرآن کریم، با استخدام شدیدترین کلمه، كلمة «ویل»، به نمازگزار حمله بکند، نه به نماز، که چرا نماز را ضایع کرده‌ای: فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ (مریم:59).

    خود عناصر نماز که پاک بوده و از پیشگاة مقدّس حق نازل شده است؛ «الله اکبر»، من الله است؛ حمد كه اولین سورة قرآن است، من الله می‌باشد؛ ذکر رکوع، من الله است؛ تعداد رکعات، من الله است. این عناصر را که به صورت رنگ‌های مختلف است و قلمش هم من هستم، به دست من دادند و گفتند بیا وارد کار شو و این عناصر را با معرفت، با اخلاص، با عشق با همت، با همدیگر، کنار هم بچین تا آن نمازت قابل قبول از کار در بیاید.

    این سخن خداوند كه گویای تنفّر از نماز خواندن درحالت كسالت است، به این معنا می‌باشد ‌كه: وقتی سست، کسل و بی‌حالید و خوشتان نمی‌آید، من را عبادت نکنید

    روایات عجیبی هم در این زمینه به دنبال آیات قرآن هست که بعضی نمازها از مقام اول رد نمی‌شود و بعضی نمازها از مقام دوم، و بعضی نمازها تا مقام چهارم می ‌رود، جلوی برنده را می‌گیرند و می‌گویند، آن را برگردانید و بر سر صاحبش بزنید. بعضی نمازها از مقام پنجم رد نمی‌شوند. بعضی نمازها جهش‌وار از همة مقامات رد می‌شوند و به قبولی پروردگار عالم می‌رسند، و بعد، خداوند به ملایکه می‌گوید، آن روز که گفتید، این موجود را خلق نکن، حالا ببینید، من به این بنده‌ام مباهات می‌کنم و با افتخار به شما می‌گویم كه من در کل زمین که پر از فساد و شهوات است، ‌چنین رفیق‌هایی هم دارم. حمله به خود نماز نیست. باز هم دقت بفرمایید، فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ، حمله به نمازگزار است. خود نماز که حمله ندارد. عناصرش كه حمله‌ای ندارد؛ الله اکبرش، حمدش، رکوعش، سجده‌اش و تشهّدش، كه حمله ندارد. خداوند به آنی که بی‌هنرانه وارد نقاشی نماز شده، دارد حمله می‌کند که چرا زمانی كه هنوز نقّاش واقعی نشده‌ای، داری نقش می‌زنی؟ چرا نماز را با جهل می‌خوانی؟ چرا نماز را با کسالت می‌خوانی؟ وَ لاَیَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسَالَى (توبه:54): و (منافقان) نماز نمی‌خوانند مگر این كه كسل هستند.

    این سخن خداوند كه گویای تنفّر از نماز خواندن درحالت كسالت است، به این معنا می‌باشد ‌كه: وقتی سست، کسل و بی‌حالید و خوشتان نمی‌آید، من را عبادت نکنید و من نمی‌خواهم در چنین حالتی به نماز من نزدیک شوید؛ برای این كه در این حالت، آن را ضایع می‌کنید و می‌روید، و اصلاً نمی‌خواهم در چنین حالتی جلویم بیاید.


    برگرفته از سخنان استاد شیخ حسین انصاریان

    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    امام علی و هفت دلیل بر اهمیت نماز

     

    تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ، وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا، وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا، فَإِنَّها (كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنینَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً)..

     

    امام على علیه السلام در بخشى از خطبه (199) در رابطه با اهمیّت فوق العاده نماز،به آثار مهم معنوى و تربیتى نماز و عاقبت شوم تاركان و سبك شمرندگان آن پرداخته، نمازگزاران واقعى را معرفى مى كند، نخست مى فرماید: «برنامه نماز را به خوبى مراقبت كنید و در محافظت آن بكوشید. بسیار نماز بخوانید و به وسیله آن به خدا تقرّب جویید زیرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است».

    در این عبارت كوتاه چهار دستور درباره نماز داده شده است: تعاهد، محافظت، استكثار، و تقرب جستن به آن.

    سپس امام(علیه السلام) به ذكر دلیل براى این دستورات مهم در مورد نماز پرداخته و به هفت نكته اشاره مى كند و به آیاتى از قرآن مجید و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) استدلال مى فرماید؛ نخست مى گوید: «زیرا نماز به عنوان فریضه واجب (در اوقات مختلف شب و روز) بر مؤمنان مقرّر شده است»; سپس به ذكر دلیل دوم پرداخته، مى فرماید:«آیا پاسخ دوزخیان را در برابر این سؤال كه «چه چیز شما را به دوزخ كشانید؟» نمى شنوید كه مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم»

    امام در بیان سومین و چهارمین دلیل براى اثبات اهمیّت نماز مى فرماید: «نماز گناهان را فرو مى ریزد، همچون فروریختن برگ از درختان (در فصل پاییز) و طناب هاى معاصى را از گردن ها مى گشاید»

    آرى همان گونه كه نماز از گناهان آینده به مضمون آیه شریفه(إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْكَرِ)(1) جلوگیرى مى كند، نسبت به گناهان گذشته نیز از طریق توبه و انابه به درگاه الهى كه نماز بستر آن را فراهم مى سازد اثر مى گذارد و گناهانى را كه همچون طناب بر گردن انسان قرار گرفته و او را از پیشرفت و ترقّى مانع مى شود، از بین برده، انسان را آزاد مى سازد.

    در حدیثى از سلمان فارسى مى خوانیم كه مى گوید: من با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در سایه درختى نشسته بودیم، پیامبر شاخه اى از آن درخت را گرفته، تكان داد در این هنگام برگها فرو ریختند، سپس فرمود: آیا نمى پرسید چرا این كار را كردم؟ عرض كردند: اى رسول خدا خودت به ما خبر ده! فرمود: بنده مسلمان هنگامى كه به نماز بر مى خیزد گناهان او فرو مى ریزد همان گونه كه برگهاى این درخت فرو ریخت.

    سپس امام در پنجمین استدلال خود به كلام معروف رسول خدا درباره اهمیّت نماز استناد مى جوید و مى فرماید: «پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمى تشبیه فرمود كه بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد كه بى شكّ چرك و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند (نمازهاى پنج گانه روزانه نیز چنان روح و قلب انسان را شستشو مى دهد و آثارى از گناه در آن باقى نمى گذارد)»

    با توجه به اینكه در متن خطبه تعبیر به «حمّه» (چشمه آب گرم یا آبهاى گرمى كه به عنوان درمان بیمارى ها مورد استفاده قرار مى گیرد) شده روشن مى شود كه نماز همچون چشمه آب معمولى نیست، بلكه چشمه خاصّى است كه آثار فوق العاده اى در زدودن آلودگى ها دارد; این تأثیر ممكن است از این جهت باشد كه نماز روح تقوا را در انسان زنده مى كند و به مضمون (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْكَرِ) او را از فحشا و منكرات، در آینده باز مى دارد و طبعاً نسبت به گذشته نیز دعوت به توبه مى نماید.

    امام(علیه السلام)در ادامه سخن در ششمین استدلال خود به آیه دیگرى در قرآن مجید كه مقام والاى نمازگزاران را بیان مى كند استناد مى جوید و مى فرماید: «گروهى از مؤمنان كه زینت متاع دنیا و فرزندان اموالى كه مایه چشم روشنى است آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند. خداوند سبحان درباره آنها مى فرماید:

    «آنها مردانى هستند كه تجارت و بیع آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زكات باز نمى دارد»; سرانجام در بیان هفتمین و آخرین دلیل براى اهمیّت نماز اشاره به برنامه پیامبر اكرم كه برگرفته از قرآن مجید است كرده، مى فرماید: «رسول خدا بعد از بشارت به بهشت خویش را براى نماز به تعب و مشقّت مى انداخت، زیرا خداوند به او فرموده بود: «خانواده خویش را به نماز دعوت كن و در برابر آن شكیبا باش» (زیرا نماز كلید ورود به بهشت است) لذا آن حضرت پى در پى اهل بیت خود را به نماز دعوت مى كرد و خود را بر آن وادار مى كرد (و در انجام آن اصرار و شكیبایى داشت)».

    این دلائل هفت گانه كه امیرمؤمنان على(علیه السلام) براى بیان اهمیّت نماز از آیات قرآن و سنّت پیامبر آورده و ده ها دلایل دیگر كه به یقین، امام در مقام بیان همه آنها نبوده است، نشان مى دهد كه نماز چه گوهر گرانبهایى است و چه تأثیرى در تربیت و سعادت انسان دارد و دورماندن از نماز و بركات آن چه خطراتى ایجاد مى كند.


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    چند حدیث از نماز

     

    ماهیت نماز

    پیامبر (ص ) : ... لان الصلاة تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر وتمجید و تقدیس و قول و دعوة

    چون نماز، تسبیح ، تهلیل ، تکبر، تمجید، تقدیس ،قول ، و دعوت به حق است .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص .22 بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

     

    نماز، رأس اسلام

    پیامبر (ص ) : الصلاة رأس الاسلام

    نماز (به منزله ) رأس اسلام است .

    ( بحار الانوار، ج ,17 ص .127 میزان الحکمه ، ج 5، ص 367 )

     

    آخرین سفارش رسول خدا (ص )

    امام صادق (ع ) : علیک بالصلاة ! فان اخر مااوصی به رسول الله و حث علیه الصلاة

    بر تو باد به نماز! زیرا آخرین چیزی که رسول خدا (ص ) به آن سفارش نمود (و انسان ) را بر انجام آن تاکید نمود، نماز بود.

    ( بحار الانور، ج ,84 ص 236 )

     

    فریاد ابلیس از نمازگزار

    امام علی (ع ) : ان العبد اذا سجد نادی ابلیس :یا ویله اطاع و عصیت و سجد و ابیت

    وقتی که بنده ای  سجده کرد، ابلیس فریادمی زند وای بر من ! او اطاعت کرد، ولی  من معصیت کردم ، او سجده کرد و من از این عمل سرباز زدم .

    ( بحار الانور، ج ,82 ص 233 )

     

    نماز، بهترین عبادت

    امام رضا (ع ) : ان الصلواة افضل العبادة لله

    همانا، نماز، بهترین عبادت برای  خداست .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 50 )

     

    نماز، نیکوترین صورت خلق

    امام رضا (ع ) : ان الصلوة احسن صورة خلقها الله

    به درستی نماز نیکوترین صورتی است که خدا آن را خلق کرد.

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 50 )

     

    سفارش اکید برای نماز

    امام علی (ع ) : فیما اوصی به امیرالمؤمنین - علیه السلام - عند وفاته : الصلوة ، الصلوة ، الصلوة

    در آن چیزی که امیرالمومنین (ع ) هنگام وفات وصیت کرد، این بود: نماز، نماز، نماز.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 173 )

     

    ارزش نماز

    امام صادق (ع ) : اذا قام المصلی  الی الصلاة ، نزلت علیه الرحمة من اعنان السماء الی  اعنان الارض و حفت به الملائکة و ناداه ملک لو یعلم هذاالمصلی ما فی الصلاة ما انفتل

    هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا ازآسمان بر او نازل می شود و ملائکه اطرافش را احاطه می کنند و فرشته ای می گوید: اگراین نمازگزار ارزش  نماز را می دانست هیچ گاه از نماز منصرف نمی شد.

    ( اصول کافی ، ج 3، ص 265 )

     

    علامت عامل دین

    امام صادق (ع ) : قال لقمان لابنه : لکل شی ء علامة یعرف بهاو یشهد علیها و ان للدین ثلاث علامات : العلم و الایمان و العمل به ، (الی ان قال ) وللعامل ثلاث علامات الصلوة و الصیام و الزکوة

    حضرت لقمان به فرزندانش فرمود:برای هر چیزی علامتی است که به وسیله آن علامت شناخته می شود و به او شهادت داده می شود، به درستی که برای دین سه علامت است : 1- علم ، 2- ایمان ، 3- عمل به ایمان تا آنجا که فرمود: برای عامل به دین سه علامت است : 1-نماز، 2- روزه ، 3- زکات .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 183 )

     

    باقیات صالحات

    امام صادق (ع ) : سئلت ابا عبدالله - علیه السلام - عن الباقیات الصالحات ، فقال : هی  الصلواة فحافظوا علیها

    (ادریس قمی  می گوید:) ازامام صادق (ع ) در مورد کارهای نیک ماندگار سؤال کردم ، امام فرمود: آن نماز است ،پس محافظت بر نماز کنید.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 172 )

     

    برتری نماز

    امام صادق (ع ) : اما انه لیس شی ء افضل من الحج الا الصلاة

    به درستی که هیچ عملی بالاتر از حج نیست ، مگر نماز.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 26 )

     

    نماز، عطیه الهی

    امام رضا (ع ) : (الصلوة ) صلة الله للعبد بالرحمة

    نمازعطیه و احسانی است از طرف خداوند برای بنده ، که از راه رحمت و عنایت بخشنده است .

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 246 )

     

    نماز، نشانه دین

    امام علی (ع ) : واقام الصلاة فاتها الملة

    بر پا داشتن نماز، نشانه اصلی دین است .

    ( نهج البلاغه ، خطبه 110 )

     

    اولین سؤال از انسان

    پیامبر (ص ) : اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس

    اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .

    ( کنز العال ، ج 7، حدیث 18859 )

     

    نور نماز

    پیامبر (ص ) : الصلاة نور

    نماز، روشنی  است .

    ( میزان الحکمه ، ج ,10 ص 234 )

     

    زیادی خواب ، سبب قلت نماز

    حضرت عیسی (ع ) : یا بنی اسرائیل لا تکثرواالاکل فانه من اکثر الاکل اکثر النوم و من اکثر النوم اقل الصلاة و من اقل الصلاة کتب من الغافلین

    ای بنی اسرائیل در خوردن زیاده روی نکنید، همانا محصول زیادخوردن بسیار خوابیدن است و هر کس بسیار بخوابد، نماز و عبادتش کم خواهد بود وآنگاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد.

    ( تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ص 38 )

     

    تاثیر زیاد سجده کردن

    پیامبر (ص ) : ادع الله ان یدخلنی الجنة ، فقال :اعنی بکثرة السجود

    مردی  به حضور پیامبر اسلام (ص ) آمد و عرض کرد: دعا کن خدامرا به

    بهشت داخل کند، فرمود: مرا با زیادی سجده کردن همراهی  کن .

    ( وسائل الشیعه ، ج ,30 ص 30 )

     

    دور کعت نماز و بخشش گناهان

    امام صادق (ع ) : من صلی رکعتین یعلم مایقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله - عز وجل - ذنب الا غفره له

    هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، در حالی که میان اوو میان خدای عز و جل گناهی نیست ، مگر اینکه خداوند برای او می بخشاید.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص .240 اصول وافی ، ج 2، ص 100 )

     

    وسیله سنجش

    پیامبر (ص ) : الصلواة میزان

    نماز وسیله سنجش است .

    ( پرتوی از اسرار نماز، ص 80 )

     

    نماز در سفر

    امام علی (ع ) :لایخرج فی سفر یخاف فیه علی دینه و صلاته

    درسفری که می ترسید بر دینتان و نمازتان خارج نشوید.

    ( بحار الانوار، ج ,10 ص .108 میزان الحکمه ، ج 4، ص 475 )

     

    چهار نیاز شیعه

    امام کاظم (ع ) : لاتستغنی شیعتتا عن اربع : خمرة یصلی علیها، و خاتم یتختم به و سواک یستاک به و سبحة من طین قبر ابی عبدالله -علیه السلام -

    پیروان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند:1- سجاده ای که بر روی آن نماز خوانده شود.2- انگشتری که در انگشت باشد.3- مسواکی که با آن دندانها را مسواک کنند.4- و تسبیحی از خاک مرقد امام حسین (ع ).

    ( تهذیب الاحکام ، ج 6، ص 75 )

    امتحان شیعه از طریق نماز

    امام صادق (ع ) : امتحنوا شیعتنا عند ثلاث : عندمواقیت الصلاة کیف محافظتهم علیها، و عند سرارهم کیف حفظهم لها عند عدونا والی اموالهم کیف مواساتهم لاخوانهم فیها

    شیعیان ما و پیروان ما را به سه مساله امتحان کنید:1- اهمیت به اوقات نماز، که آیا اول وقت نماز را برپا می دارند یا خیر؟2 - حفظ اسرار، یعنی  در حفظ اسرار و مسائل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟3 - و از حیث  توانمندیهای  مالی ، یعنی آیا در مال خودبرای برادران دینی سهمی قائلند و دست  آنها را می گیرند یا خیر؟

    ( خصال صدوق ، ج 1، ص 103 )

     


    دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط عارف علی اکبری | نظرات ()

    (تعداد کل صفحات:23)      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  




    mortazavi.z@gmail.com

    مسابقه اینترنتی نماز
    انصار الصلاة شما را به یاری فرامی خواند
    ...و اقیموا الصلاه
    نماز احتیاط
    نیاز اساسی بشر امروز
    دستوری برای نماز شب
    چراغ های همیشه روشن
    آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات
    امید بخش ترین آیه
    اولین نماز جمعه در اسلام
    چرا هنگام نماز نشاط ندارم
    توجه در نماز
    نماز احتیاط
    در چه مواردی میتوان نماز واجب را شکست
    چیز هایی که در نماز مکروه است
    ترجمه ی اذان واقامه
    احکام مسجد
    پوشانیدن بدن در نماز
    احکام قبله
    نماز غفیله
    وقت نافله های یومیه
    احکام نماز
    احکام نماز میت
    شرایط وضو
    احکام نجاست
    احکام تقلید
    صحیفه ی سجادیه (متنی)
    نهج البلاغه
    مرثیه هایی درمورد ائمه
    احکام خمس

    به نظر شما مطالب این وبلاگ تا چه حد برای نماز ایجاد انگیزه می کند؟






    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    كل مطالب : عدد

    RSS 2.0

    اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

    خدمات وبلاگ نویسان جوان

    ژ منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه