تبلیغات
انصار الصلاة
انصار الصلاة

انصار الصلاة شما را به یاری فرامی خواند


روش اهل بیت (ع) در نماز

روش اهل بیت علیهم السّلام در نماز

 

نماز پیامبر صلّى الله علیه و آله
1 ـ جابر بن عبدالله : پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله براى خوراك و یا چیز دیگرى ، نماز را به تأخیر نمى انداخت.

2 ـ امام علىّ علیه السّلام :
پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله شام و یا چیز دیگرى را بر نماز مقدم نمى داشت و هنگامى كه وقت نماز در مى رسید ، گویا خانواده و دوست را نمى شناسد[1].

3 ـ عائشه:
پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله با ما و ما با او گفتگو مى كردیم . هنگام نماز كه مى شد گویا نه او ما را مى شناخته و نه ما او را مى شناختیم.

4 ـ ابن طاووس:
نقل شده: هنگامى كه پیامبر صلّى الله علیه و آله به نماز مى ایستاد ، گویا ایشان جامه اى به كنار افكنده بود.

5 ـ ابو [محمّد] عبدالله بن حامد
در حالى كه حدیث را به برخى از نیكان مى رساند: پیامبر صلّى الله علیه و آله هرگاه نماز مى خواند، از سینه اش آوایى از خوف ، چون آواز جوشش دیگ شنیده مى شد[2].

6 ـ جعفر بن علىّ قمى:
پیامبر هرگاه به نماز مى ایستاد، از ترس خداى متعال، رنگ چهره اش تغییر مى كرد و سینه اش آوایى چون آواز جوشش دیگ داشت.

7 ـ امام سجاد علیه السّلام :
پیامبر آنقدر در نماز مى ایستاد ، تا پاهایش ورم مى كرد.

8 ـ امام باقر علیه السّلام :
عایشه در شبى كه نوبت ماندن پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله نزدش بود ، به ایشان عرض كرد: اى پیامبر خدا ، چرا خود را به زحمت مى اندازى با آنكه خداوند گناه گذشته و آینده تو را آمرزیده است. فرمود: اى عایشه، آیا بنده اى سپاسگزار نباشم؟ و پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله بر سر انگشتان پایش مى ایستاد تا اینكه خداوند سبحان و متعال فرو فرستاد: «طه، ما قرآن را بر تو فرو نفرستادیم تا بر خود سخت گیرى» .

9 ـ امام صادق علیه السّلام :
پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله دو برابرِ نماز واجب، نماز مستحب مى خواند.

10 ـ امام باقر علیه السّلام :
پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله از آغاز روز تا زوال خورشید ، هیچ نماز نمى خواند و هنگام زوال، هشت ركعت نماز مى خواند كه همان نماز «توبه كنندگان» است . در این ساعت، درهاى آسمان گشوده مى شود و دعا پذیرفته مى شود، نسیم ها(ى رحمت) مى وزد و خداوند به آفریده هایش مى نگرد . پس هنگامى كه سایه به اندازه یك ذراع باز مى گشت، چهار ركعت نماز ظهر مى گزارد و پس از ظهر دو ركعت و سپس دو ركعت دیگر مى خواند و هنگامى كه سایه به اندازه یك[3] ذراع باز مى گشت، چهار ركعت نماز عصر مى گزارد و پس از مغرب، چهار ركعت مى خواند و سپس نمازى نمى خواند تا شفق فرو رود و هنگامى كه فرو مى رفت، نماز عشاء را مى گزارد. سپس پیامبر به بسترش مى رفت و نماز نمى خواند تا نیمى از شب سپرى شود. هنگامى كه شب از نیمه مى گذشت، هشت ركعت نماز مى گزارد و در پاره چهارم شب، سه ركعت نماز وتر مى گزارد و در آن ها «فاتحة الكتاب» و «قل هو الله احد» مى خواند و سه ركعت را با یك سلام دادن از هم جدا مى كرد و سخن مى گفت و نیازهایش را مى طلبید و از نمازگاهش بیرون نمى آمد ، تا اینكه ركعت سوّم نماز وتر را بخواند و در آن پیش از ركوع، قنوت مى خواند . سپس سلام مى داد و دو ركعت نماز (نافله) فجر را هنگام دمیدن سپیده یا اندكى پس و پیش، مى گزارد. سپس دو ركعت نماز صبح ـ یعنى سپیده دمان ـ را هنگامى مى خواند كه سپیده گسترش مى یافت و به خوبى روشن مى شد. پس این نماز پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله تا هنگام قبض روحش بود.

38 / 2
نماز امام علىّ علیه السّلام
11 ـ دیلمى ـ در توصیف نماز امام علىّ علیه السّلام ـ : ایشان روزى در جنگ صفین سرگرم پیكار و جنگ بود و با این همه میان دو صف، مراقب خورشید بود . پس ابن عباس به ایشان عرض كرد: اى امیر مؤمنان، این چه كارى است؟ فرمود: به زوال خورشید مى نگرم تا نماز بگزاریم. پس ابن عباس عرض كرد: و آیا اكنون، هنگام نماز است؟ جنگ، ما را از نماز به خود مشغول داشته است. پس حضرت فرمود: براى چه با اینان مى جنگیم؟ ما فقط براى نماز با اینان مى جنگیم.

12 ـ ابن ابى جمهور:
در حدیث است كه علىّ علیه السّلام هرگاه وقت نماز مى شد، ناآرام و لرزان مى گشت و رنگش تغییر مى كرد . به ایشان گفته مى شد: شما را چه شده است، اى امیرمؤمنان؟ مى فرمود: وقت نماز در رسیده است، وقت امانتى كه خداوند آن را بر آسمانها و زمین عرضه كرد و آن ها از بر دوش كشیدنش خوددارى ورزیدند و از آن ترسیدند.

13 ـ امام صادق علیه السّلام :
هر گاه علىّ علیه السّلام به نماز مى ایستاد و مى گفت: «رو به سوى كسى آوردم كه آسمانها و زمین را آفریده »، رنگش تغییر مى كرد ، به گونه اى كه در چهره اش هویدا مى شد.

14 ـ
همانا علىّ علیه السّلام ، در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد.

15 ـ ابن عباس:
دو شتر ماده بزرگ و فربه را براى پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله هدیه آوردند. پس به اصحاب فرمود: آیا كسى در میان شما هست كه دو ركعت نماز با قیام و ركوع و سجود و وضو و خشوع آن بگذارد بى آنكه به هیچ كار دنیایى بیندیشد و در دل به فكر دنیا باشد ، تا یكى از این دو شتر را به او بدهم؟ و این را یك بار و دو بار و سه بار گفت ولى هیچیك از اصحاب پاسخ ندادند.
پس امیرمؤمنان برخاست و گفت: اى پیامبر خدا، من دو ركعت نماز مى خوانم و از تكبیر نخستین تا سلام پایان آن، در دل به هیچ كار دنیایى نمى اندیشم. پس حضرت فرمود: اى علىّ بخوان، خدا بر تو درود فرستد. پس امیرمؤمنان تكبیر گفت و به نماز وارد شد و هنگامى كه سلام دو ركعت را داد، جبرییل بر پیامبر فرود آمد و گفت: اى محمّد، خدا به تو سلام مى رساند و مى فرماید: یكى از دو شتر را به او ببخش. پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله گفت: من با او شرط كرده بودم كه اگر در دو ركعت نمازى كه مى خواند، به هیچ كار دنیایى نیندیشد، به او یكى از دو شتر را بدهم، در حالى كه هنگام نشستن در تشهد با خود اندیشید كه كدام را بگیرد. پس جبرییل گفت: خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرماید: او اندیشید كه كدام فربه تر و بزرگترند تا آن را بگیرد و قربانى كند و در راه خدا صدقه دهد ، پس اندیشه اش براى خداى جلّ جلاله بوده است ونه دنیا. پس پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله گریست و هر دو را به او بخشید.

38 / 3
نماز فاطمه علیها السّلام
16 ـ ابن فهد: فاطمه علیها السّلام در نماز از ترس خداوند متعال، نفس نفس مى زد.

17 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله :
امّا دخترم، فاطمه، همانا سرور زنان جهان از آغاز تا پایان است . او پاره اى از تنم ، نور چشمم، میوه دلم، روح و جانم و حوریه اى به صورت انسان است . هرگاه در محرابش در پیشگاه پروردگار بزرگ و شكوهمندش مى ایستد ، نورش براى فرشتگان آسمان جلوه مى نماید ، همانگونه كه نور ستارگان براى ساكنان زمین جلوه مى كند و خداوند جلّ جلاله به فرشتگانش مى گوید: «اى فرشتگان من ، به كنیز من فاطمه ، سرور كنیزانم ، بنگرید كه در پیشگاه من ایستاده و از ترس من گوشت تنش مى لرزد و با دلش به عبادت من روى آورده است. شما را گواه مى گیرم كه پیروانش را از آتش، ایمن ساختم».

38 / 4
نماز امام حسن بن علىّ علیهما السّلام

18 ـ امام سجاد علیه السّلام : همانا حسن بن علىّ علیهما السّلام هرگاه به نماز در پیشگاه پروردگارش ـ جلّ جلاله ـ مى ایستاد، گوشت تنش مى لرزید و هرگاه بهشت و آتش را یاد مى كرد ، چون مارگزیده به خود مى پیچید و بهشت را از خدا مى طلبید و از آتش به خداوند پناه مى برد.

19 ـ
حسن بن علىّ بن ابیطالب علیهما السّلام نماز مى خواند كه مردى از پیش روى حضرت گذشت و یكى از همنشینانش، او را باز داشت . هنگامى كه حضرت نمازش را به پایان برد فرمود: چرا آن مرد را بازداشتى؟ گفت: اى پسر پیامبر خدا، میان شما و محراب جدایى انداخت. پس حضرت فرمود: واى بر تو، همانا خداوند جلّ جلاله به من نزدیكتر از آن است كه كسى میان من و او، فاصله شود.

38 / 5
نماز امام حسین بن علىّ علیهما السّلام

20 ـ حمید بن مسلم ـ در بیان واقعه عاشورا ـ : پیوسته یاران حسین علیه السّلام كشته مى شدند و هنگامى كه از اینان یك یا دو نفر كشته مى شد، آشكار مى گشت ولى آنان (یزیدیان) فراوان بودند و هر چه از آنان كشته مى شد ، معلوم نمى گشت. چون ابو ثمامه عمرو بن عبدالله الصائدى، این را دید به حسین علیه السّلام عرض كرد: اى ابا عبدالله ، جانم فدایت، من مى بینم اینان (یزیدیان) به تو نزدیك مى شوند و سوگند به خدا، كشته نمى شوى تا اینكه من پیش از تو كشته گردم، ان شاء الله. و دوست دارم پروردگارم را دیدار كنم در حالى كه این نماز را كه وقتش نزدیك شده ، بگزارم. پس حسین علیه السّلام سرش را بلند كرد و فرمود: نماز را یاد كردى، خداوند تو را از نماز گزاران یادكننده قرار دهد. آرى، اكنون، اول وقت آن است. سپس فرمود: از آنان بخواهید كه دست از ما بردارند تا نماز بگزاریم. پس حصین بن تمیم[4] به آنان گفت: آن (نماز) پذیرفته نمى شود. پس حبیب بن مظاهر گفت: پذیرفته نمى شود! گمان كردى نماز از خاندان پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله پذیرفته نمى شود و از تو پذیرفته مى گردد؟

21 ـ ابن طاووس:
وقت نماز ظهر كه شد حسین علیه السّلام به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفى فرمان داد كه با نیمى از افراد جلو بایستند . سپس نماز خوف را با بقیه گزارد. پس تیرى به حسین علیه السّلام رسید. سعید بن عبدالله حنفى پیش رفت و با تن خود به نگهبانى از امام حسین علیه السّلام پرداخته و گام از گام بر نداشت تا اینكه به زمین افتاد، در حالى كه مى گفت: خدایا ، آنان را همچون عاد و ثمود لعنت كن . خدایا ، سلامم را به پیامبرت برسان و آنچه درد زخم كشیده ام به او خبر ده، كه من پاداش تو را در یارى فرزندان پیامبرت خواستارم. پس عهدش را به سرآورد و شهید گشت (رضوان الله علیه). پس جز آنچه از ضربت شمشیرها و نیزه ها بر او بود ، سیزده تیر در تنش یافت شد.

38 / 6
نماز امام علىّ بن حسین علیهما السّلام
22 ـ امام باقر علیه السّلام : علىّ بن الحسین علیهما السّلام هرگاه در نماز مى ایستاد، گویى ساقه گیاهى است كه هیچ حركتى ندارد جز حركتى كه باد به آن مى دهد.

23 ـ امام صادق علیه السّلام :
علىّ بن الحسین ـ صلوات الله علیهما ـ هرگاه در نماز مى ایستاد، رنگش تغییر مى كرد و هنگامى كه به سجده مى رفت، سر بر نمى داشت ، تا اینكه عرق مى كرد.

24 ـ عبدالله بن ابى سلیمان:
هرگاه علىّ بن الحسین به نماز مى ایستاد ایشان را لرزه مى گرفت ، پس گفته شد: شما را چه مى شود؟ فرمود: نمى دانید در پیشگاه چه كسى مى ایستم وبا كه مناجات مى كنم؟!

25 ـ عبدالله بن محمّد قرشى:
هرگاه علىّ بن الحسین علیهما السّلام وضو مى گرفت، رنگش زرد مى شد . پس خانواده اش به ایشان عرض مى كردند: این چه چیزى است كه شما را در بر مى گیرد؟ و ایشان مى فرمودند: آیا مى دانید براى ایستادن در پیشگاه چه كسى آماده مى شوم؟

26 ـ امام باقر علیه السّلام :
هرگاه علىّ بن الحسین علیهما السّلام در نمازش مى ایستاد ، رنگش دگرگون مى شد و ایستادنش در نماز ، ایستادن بنده اى خوار در برابر سلطانى بزرگ بود، اندامش از ترس خداى جلّ جلاله مى لرزید و همچون كسى نماز مى گزارد كه آخرین نمازش را مى خواند و چنین مى بیند كه پس از آن، هرگز نماز نمى خواند.

27 ـ علىّ بن الحسین علیهما السّلام
در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد[5].

28 ـ
هنگامى كه به امام باقر علیه السّلام گفته شد: چقدر فرزندان پدرت كم هستند ؟ ـ فرمود : شگفت این است كه من چگونه زاده شدم! پدرم در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد، پس كى به دنیا بپردازد[6].

29 ـ ابو حازم:
هیچیك از هاشمیان را برتر از علىّ بن الحسین علیهما السّلام ندیدم . در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد ، تا اینكه پیشانى و جایهاى سجده اش همچون سینه شتر، برآمده گشت.

30 ـ امام باقر علیه السّلام :
روزى در نماز، بالا پوش علىّ بن الحسین علیهما السّلام از یك دوشش افتاد . آن را درست نكرد تا اینكه نمازش را به پایان برد . پس یكى از یارانش (سبب درست نكردن) آن را از حضرت پرسید. حضرت فرمود: واى بر تو، آیا مى دانى در پیشگاه چه كسى بودم؟ همانا از نماز بنده جز آنچه با دلش به خدا رو آورده باشد، پذیرفته نیست .

31 ـ امام صادق علیه السّلام :
در پوشش و فقه شباهت هیچیك از فرزندان و خانواده امیرالمؤمنین علیه السّلام به ایشان، بیشتر از علىّ بن الحسین علیهما السّلام نبود .
ابوجعفر (فرزند علىّ بن الحسین علیهما السّلام ) بر او وارد شد و با ایشان روبرو گشت كه به مرتبه اى از عبادت رسیده بود كه هیچكس بدان دست نیافته بود. او را دید كه رنگش از شب زنده دارى، زرد گشته، چشمش از گریه، آب مروارید آورده، پیشانى و بینى اش از سجده، زخم و شكاف برداشته و ساقها و كف پاهایش از ایستادن در نماز ورم كرده اند. پس ابوجعفر علیه السّلام گفت: هنگامى كه او را اینگونه دیدم، نتوانستم از گریه خوددارى كنم و دلم به رحم آمد و گریستم و او نیز به فكر فرو رفته بود . پس از اندكى كه از ورودم سپرى شد، متوجه من شد و گفت: اى پسركم، برخى از آن برگه ها را كه عبادت علىّ بن ابیطالب در آن نوشته شده به من ده، پس دادم و اندكى خواند و سپس نومیدانه آن را از دستش رها كرد و گفت: چه كس توان عبادت علىّ علیه السّلام را دارد؟

32 ـ ابن شهر آشوب ـ در توصیف نماز امام زین العابدین علیه السّلام ـ : به نماز ایستاده بود كه پسر خردسالش محمّد به بالاى چاه عمیق خانه اش در مدینه آمد و در آن افتاد . پس مادرش او را دید . فریاد برآورد و به سوى چاه دوید . خود را در كنار چاه مى زد و كمك مى خواست و مى گفت: اى پسر پیامبر خدا، فرزندت محمّد غرق شد . ولى ایشان از نمازش منصرف نمى شد، حال آن كه صداى دست و پا زدن پسرش را در ته چاه مى شنید . پس این كار بر مادر گران آمد و از غم فرزند گفت: اى خاندان پیامبر خدا ، چقدر سنگدل هستید! پس امام به نماز توجه داشت و جز با اتمام و تكمیل آن بیرون نیامد. سپس به مادرِ فرزند رو آورد و بر كناره چاه نشست و دستش را تا ته چاه برد ، حال آنكه جز با ریسمانى دراز به آن نمى رسید . پس پسرش محمّد را بیرون آورد در حالى كه او را در دست گرفته بود و با او خوش مى گفت و مى خندید و نه جامه اش تر شده بود و نه تنش . پس فرمود: بگیر ، اى سست یقین به خدا. پس مادر از سلامتى فرزندش خندان و از گفته امام: اى سست یقین به خدا، گریان شد. امام فرمود: اكنون سرزنشى بر تو نیست، اگر مى دانستى كه من در پیشگاه خداوند جبّارم كه اگر روى بر مى گرداندم او نیز از من روى مى گرداند (چنان نمى گفتى)، آیا پس از او، كسى یافت مى شود كه رحم آورد[7]؟

38 / 7
نماز امام محمّد باقر علیه السّلام

33 ـ امام صادق علیه السّلام : پدرم علیه السّلام در دل شب نماز مى گزارد و چنان سجده اش را طول مى داد ، كه مى گفتیم: خفته است.

34 ـ جابر جعفى:
ابو جعفر (امام باقر علیه السّلام ) روزى نماز مى خواند كه چیزى بر سر حضرت افتاد . آن را از سرش برنداشت ، تا اینكه جعفر برخاست و آن را از سرش برداشت. و این به خاطر بزرگداشت خداوند و توجه به نمازش بود كه همان گفته خداست: «و پاكدلانه روى به دین داشته باش» .

35 ـ ابو ایّوب:
ابو جعفر (امام باقر علیه السّلام ) و ابو عبدالله (امام صادق علیه السّلام ) هنگامى كه به نماز مى ایستادند، رنگشان سرخ و زرد مى شد ، گویا كسى را كه با او مناجات مى كنند، مى بینند.

36 ـ امام صادق علیه السّلام :
پدرم پس از نماز عشاء آخر، دو ركعت نماز در حالت نشسته مى گزارد كه در آن صد آیه مى خواند و مى گفت: هركس این دو ركعت را بگزارد و صد آیه بخواند ، جزو غافلان نوشته نمى شود.

38 / 8
نماز امام جعفر صادق علیه السّلام

37 ـ ابن طاووس: روایت شده مولایمان امام صادق علیه السّلام در نماز ، قرآن مى خواند كه مدهوش شد . هنگامى كه به هوش آمد، پرسیده شد، چه چیز، حال شما را بدینجا كشاند؟
پس سخنانى به این مضمون فرمود : پیوسته، آیه هاى قرآن را تكرار مى كردم ، تا حالم به گونه اى شد كه گویا آن را از دهان همان كس مى شنوم كه بى پرده و عیان فرو فرستاده است. پس توان بشرى در برابر پرده بر گرفتن از شكوه الهى ، تاب نیاورد.

38 ـ سفیان بن خالد
ـ در توصیف نماز امام صادق علیه السّلام ـ : ایشان روزى نماز مى خواند كه مردى از پیش روى حضرت گذشت و پسرش موسى علیه السّلام هم نشسته بود. هنگامى كه نماز را به پایان برد، پسرش (موسى) به ایشان گفت: اى پدر، آیا ندیدى كه آن مرد از پیش رویت گذشت؟ گفت: اى پسركم، آن كس كه برایش نماز مى گزارم ، از آن كه از پیش رویم گذشت، به من نزدیكتر است.

39 ـ حمزه بن حمران و حسن بن زیاد:
بر امام صادق وارد شدیم در حالى كه نزدش گروهى بودند كه با آن ها نماز عصر را (به جماعت) گزارد ولى ما نماز خوانده بودیم. پس در ركوعش سى و چهار یا سى و سه بار «سبحان ربى العظیم» را شمردیم . یكى از این دو راوى در روایتش چنین گفت: «و بحمده» به تعداد یكسان در ركوع و سجود.

40 ـ ابان بن تغلب:
بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم در حالى كه نماز مى خواند . پس در ركوع و سجودش شصت تسبیح شمردم.

38 / 9
نماز امام موسى بن جعفر علیهما السّلام
41 ـ حمد بن عبدالله غروى از پدرش نقل مى كند كه گفت: بر فضل بن ربیع[8] كه بر پشت بام نشسته بود درآمدم . پس به من گفت: نزدیك بیا، نزدیك شدم تا در كنارش قرار گرفتم. سپس به من گفت: از این بالا به (فلان) اتاق خانه بنگر، پس از بالا نگریستم، گفت: در اتاق چه مى بینى؟ گفتم: جامه اى افكنده شده. گفت: نیك بنگر، با تأمل و دقت نگریستم، برایم آشكار شد و گفتم: مردى در سجده است. گفت: او را مى شناسى؟ گفتم: نه، گفت: این مولاى توست. گفتم: چه كس مولاى من است؟ گفت: براى من خود را به نادانى مى زنى؟ گفتم: خود را به نادانى نمى زنم ، بلكه براى خود مولایى نمى شناسم.
پس گفت: این ابوالحسن موسى بن جعفر است. من او را شب و روز نیك مى نگرم . در هیچ وقتى از اوقات او را جز بر همین حالت كه به تو گفتم نمى یابم . او نماز صبح مى گزارد و ساعتى نیز پس از آن ذكر و دعا مى خواند ، تا خورشید طلوع كند، پس سجده مى كند و تا نیمروز در سجده است و كسى را گمارده تا زوال را انتظار كشد. من نمى دانم كى غلام مى گوید: خورشید زوال پیدا كرد ، كه یكباره بر مى خیزد و نماز را آغاز مى كند بى آنكه (وضویش) را نو كند . پس مى فهمم كه در سجده اش نخوابیده و چرت نزده است و پیوسته (اینگونه است) تا نماز عصر را به پایان برد و پس از آن، سجده مى كند و پیوسته در سجده است تا خورشید ناپدید شود . در این هنگام از سجده بر مى خیزد و بى آنكه (وضویش) را نو كند، نماز مغرب را مى خواند. و پیوسته در نماز و ذكر و دعاى پس از آن است تا نماز عشا را بخواند. پس از آن با گوشتى بریان كه برایش مى آورند افطار مى كند و سپس از نو وضو مى گیرد و سجده مى كند و سپس سر بر مى دارد و به خوابى سبك مى رود . سپس بر مى خیزد و از نو وضو مى گیرد و در دل شب به نماز مى ایستد ، تا سپیده بدمد. من نمى دانم كى غلام مى گوید: سپیده دمید كه یكباره براى نماز صبح بر مى خیزد . این روش اوست از آن هنگام كه به من تحویل داده شده است.

42 ـ محمّد بن مسلم:
ابو حنیفه بر امام صادق علیه السّلام وارد شد و به ایشان گفت: پسرت (موسى) را دیدم كه نماز مى خواند و مردم هم از پیش رویش مى گذشتند بى آنكه آنان را باز دارد، با اینكه اشكال دارد.
پس امام صادق علیه السّلام گفت: موسى را نزد من خوانید و وقتى آمد به او گفت: اى پسركم، ابو حنیفه مى گوید كه نماز مى خواندى و مردم هم از پیش رویت مى گذشتند بى آنكه آنان را بازدارى. گفت: بلى پدر، آن كه برایش نماز مى خوانم، از آنان به من نزدیكتر است. خدا مى فرماید: «و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم». پس امام صادق علیه السّلام او را به خود چسباند و فرمود اى پسركم، پدر و مادرم فدایت باد ، اى راز سپرده .

38 / 10
نماز امام علىّ بن موسى الرضا علیهما السّلام

43 ـ ابوالحسن علىّ بن علىّ خزاعى: سرورم ابوالحسن رضا علیه السّلام به برادرم دعبل، پیراهنى سبز رنگ از پشمى لطیف و نازك و انگشترى با نگینى از عقیق خلعت داد و به او درهمهایى رضوى بخشید و گفت: اى دعبل به قم برو كه از آن ها بهره مند مى گردى و سپس گفت: این پیراهن را نگاه دار كه در آن، هزار شب و هر شب هزار ركعت نماز گزارده و هزار بار قرآن را ختم كرده ام .

44 ـ رجاء بن ابى الضحاك
ـ در توصیف نماز امام رضا علیه السّلام ـ : سپیده دم ، نماز صبح را مى خواند و پس از سلام دادن در نمازگاهش به تسبیح و حمد و تكبیر و لا اله الّا الله گفتن، مى نشست و بر پیامبر صلّى الله علیه و آله صلوات مى فرستاد تا اینكه خورشید طلوع كند . سپس به سجده مى رفت و در آن مى ماند تا روز بالا بیاید . سپس به مردم رو مى كرد و تا نزدیك زوال خورشید (ظهر) با آنان گفتگو مى كرد و به ایشان جایزه مى داد[9].
سپس از نو وضو مى گرفت و به نمازگاهش باز مى گشت، هنگام زوال خورشید بر مى خاست و شش ركعت نماز مى گزارد كه در ركعت نخست سوره «حمد» و «قل یا ایها الكافرون» و در ركعت دوّم، سوره «حمد» و «قل هو الله احد» و در هر یك از چهار ركعت دیگر سوره «الحمد لله» و «قل هو الله» را مى خواند و در پایان هر دو ركعت سلام مى داد و در ركعت دوّم آن ها ، پیش از ركوع و پس از قرائت، قنوت مى خواند. سپس اذان مى گفت و دو ركعت نماز مى گزارد و پس از آن اقامه مى گفت و نماز ظهر را مى خواند. پس از سلام نماز هر اندازه كه خدا مى خواست به تسبیح وحمد و تكبیر و لا اله الّا الله گفتن مى پرداخت و سپس سجده شكر مى گزارد و در آن صدبار «شكراً لله» مى گفت و هنگامى كه سر بر مى داشت، بر مى خاست و شش ركعت نماز مى گزارد كه در هر ركعت آن، «حمد» و «قل هو الله احد» مى خواند و در پایان هر دو ركعت، سلام مى داد و در ركعت دوّم هر دو ركعتى پیش از ركوع و پس از قرائت، قنوت مى خواند. سپس اذان مى گفت و پس از آن، دو ركعت نماز مى گزارد و در ركعت دوّم آن قنوت مى خواند. هنگامى كه سلام مى داد برمى خاست و نماز عصر را مى خواند و پس از سلام دادن، در نمازگاهش، آن اندازه كه خدا مى خواست، به تسبیح و حمد و تكبیر و لا اله الّا الله گفتن مى پرداخت . سپس سجده مى كرد و در آن صدبار «حمداً لله» مى گفت.
هنگامى كه خورشید ناپدید مى شد، وضو مى گرفت و سه ركعت نماز مغرب را با اذان و اقامه مى گزارد و در ركعت دوّم آن پیش از ركوع و پس از قرائت، قنوت مى خواند و پس از سلام دادن، در نمازگاهش مى نشست و آن اندازه كه خدا مى خواست به تسبیح و حمد و تكبیر و لا اله الّا الله گفتن مى پرداخت، سپس سجده شكر مى گزارد و پس از آن سر بر مى داشت و با كسى سخن نمى گفت تا بر مى خاست و چهار ركعت نماز با دو سلام مى گزارد و در ركعت دوّم هر یك، پیش از ركوع و پس از قرائت قنوت مى خواند و در ركعت نخست این چهار ركعت ، «حمد» و «قل یا ایها الكافرون» ودر ركعت دوّم، «حمد» و «قل هو الله احد» و در دو ركعت دیگر ، «حمد» و «قل هو الله احد» مى خواند . پس از سلام دادن آن اندازه كه خدا مى خواست به ذكر و دعا مى نشست و سپس افطار مى كرد. سپس اندكى درنگ مى كرد تا نزدیك به یك سوّم شب سپرى شود. پس بر مى خاست و چهار ركعت نماز عشاء آخر را مى گزارد و در ركعت دوّم آن پیش از ركوع و پس از قرائت، قنوت مى خواند. پس از سلام دادن ، آن اندازه كه خدا مى خواست در نمازگاهش به ذكر خداوند جلّ جلاله و تسبیح و حمد و تكبیر وتهلیل او مى پرداخت وپس از ذكر و دعا، سجده شكر مى گزارد.
سپس به بسترش مى رفت و در پاره سوّم شب از بسترش با تسبیح و حمد و تكبیر و لا اله الّا الله و استغفرالله گفتن بر مى خاست، مسواك مى زد، وضو مى گرفت و سپس به نماز شب مى ایستاد و هشت ركعت نماز با سلام دادن در پایان هر دو ركعت، مى گزارد كه در هر ركعت از دو ركعت نخست آن ، یك بار «حمد» و سى بار «قل هو الله» مى خواند . سپس چهار ركعت نماز جعفر بن ابیطالب با سلام در پایان هر دو ركعت مى گزارد و در ركعت دوّم هر یك از آن ها ، پیش از ركوع و پس از تسبیح[10] قنوت مى خواند و آن را جزو نماز شب به حساب مى آورد . سپس برمى خاست و دو ركعت باقیمانده را مى گزارد. در ركعت نخست سوره «حمد» و سوره «مُلك» و در ركعت دوّم ، سوره «الحمد لله» و «هل أتى على الانسان» را مى خواند . سپس بر مى خاست و دو ركعت (نماز) شفع مى گزارد كه هر ركعت آن یك بار «الحمد لله» و سه بار «قل هو الله احد» مى خواند و در ركعت دوّم پیش از ركوع و پس از قرائت، قنوت مى خواند. هنگامى كه سلام مى داد بر مى خاست و یك ركعت نماز وتر با توجّهى تمام مى گزارد و در آن یك بار «حمد» ، سه بار «قل هو الله احد»، یك بار «قل اعوذ برب الفلق» و یك بار «قل اعوذ برب الناس» مى خواند و پیش از ركوع و پس از قرائت، قنوت مى خواند و در آن مى گفت: خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست، خدایا ما را جزو آنان كه ره نمودى، ره بنما و جزو آنان كه سلامت دادى، سلامت ده و جزو آنان كه سرپرستیشان كردى ، سرپرستى كن و در آنچه به ما داده اى بركت ده و ما را از آسیب حُكمت ، نگاه دار كه تو حكم مى رانى و بر تو حكم نمى رود. بى گمان هر كه را تو دوست دارى، خوار نمى شود و هر كه را تو دشمن دارى، سربلند نمى گردد . پروردگار ما، مبارك و والایى. سپس هفتاد بار مى گفت: از خدا آمرزش و بازگشت به او را مى خواهم و هنگامى كه سلام مى داد آن اندازه كه خدا مى خواست به ذكر و دعا مى نشست و هنگامى كه نزدیك سپیده دمان مى شد، بر مى خاست و دو ركعت نماز فجر مى گذاشت و در ركعت نخست آن ، «حمد» و «قل یا ایها الكافرون» و در ركعت دوّم، «حمد» و «قل هو الله احد» مى خواند. هنگامى كه سپیده مى دمید، اذان و اقامه مى گفت و دو ركعت نماز صبح مى گزارد. پس از سلام دادن، تا طلوع خورشید به ذكر و دعا مى نشست و سپس سجده شكر مى گزارد (و در آن مى ماند) تا روز بالا بیاید.


دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()




mortazavi.z@gmail.com

مسابقه اینترنتی نماز
انصار الصلاة شما را به یاری فرامی خواند
...و اقیموا الصلاه
نماز احتیاط
نیاز اساسی بشر امروز
دستوری برای نماز شب
چراغ های همیشه روشن
آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات
امید بخش ترین آیه
اولین نماز جمعه در اسلام
چرا هنگام نماز نشاط ندارم
توجه در نماز
نماز احتیاط
در چه مواردی میتوان نماز واجب را شکست
چیز هایی که در نماز مکروه است
ترجمه ی اذان واقامه
احکام مسجد
پوشانیدن بدن در نماز
احکام قبله
نماز غفیله
وقت نافله های یومیه
احکام نماز
احکام نماز میت
شرایط وضو
احکام نجاست
احکام تقلید
صحیفه ی سجادیه (متنی)
نهج البلاغه
مرثیه هایی درمورد ائمه
احکام خمس

به نظر شما مطالب این وبلاگ تا چه حد برای نماز ایجاد انگیزه می کند؟






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

ژ منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه