تبلیغات
انصار الصلاة
انصار الصلاة

انصار الصلاة شما را به یاری فرامی خواند


عرفان اسلامی لباس در نماز

عرفان اسلامی (61) لباس در نماز  

شرح كتاب مصباح الشریعة ومفتاح الحقیقة

لباس در نماز

مسئله لباس نمازگزار چه مرد چه زن از مسائل بسیار مهم اسلامى است ؛ لباس نمازگزار از هر جهت باید مباح و حلال و پاك و پاكیزه باشد .
لباس‏هایى كه پوشیدن آن در فرهنگ اسلام حرام شده ، یعنى لباس زربفت و حریر و ابریشم خالص براى مردان و آنچه از حیوانات حرام گوشت ساخته مى‏شود و آنچه از راه غیرمشروع به دست مى‏آید ، براى مردان و زنان ، نماز در آن باطل است .
انسان به هنگام نماز باید به این نكته توجه داشته باشد كه به محضر مقدس حضرت رب العزة مى‏رود و مى‏خواهد در پیشگاه با عظمت حضرت ذوالجلال بایستد و قصد دارد در برابر صاحب عالم و آدم قرار بگیرد ، باید از لباسى كه در خور شأن محضر آن جناب نیست پرهیز كرد و از پوشیدن لباسى كه او متنفر است دورى جست ، به خصوص در مسئله لباس در همه جا و در برابر حضرت مولا به طریق اولى باید توجه داشت كه لباس تن از حق مظلومان و خون دل مسكینان بافته نشده باشد و هر تار و پودش متعلق به محرومى نباشد و آن لباس از طریق فروش مواد احتكارى ، مواد حرام و خدعه و حیله با مسلمانان و غصب و زور و ظلم و تجاوز بدست نیامده باشد و داستان لباس ، داستان گوهر تاج شاه نباشد كه هر ذره‏اش از خون دل یتیم و فقیر و محروم و مسكین و بیوه زن ساخته شده باشد .
روزى گذشت پادشهى از گذرگهى
فریاد شوق بر سر هر كوى و بام خاست
پرسید زان میانه یكى كودك یتیم
كاین تابناك چیست كه بر تاج پادشاست
آن یك جواب داد چه دانیم ماكه چیست
پیداست آن قدر كه متاعى گرانبهاست
نزدیك رفت پیره زنى گوژپشت و گفت
این اشك دیده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانى فریفته است
این گرگ سال‏هاست كه با گله آشناست
آن پارسا كه ده خرد و ملك ، رهزن است
آن پادشا كه مال رعیت خورد ، گداست
بر قطره سرشك یتیمان نظاره كن
تا بنگرى كه روشنى گوهر از كجاست
پروین به كج روان سخن از راستى چه سود
كو آن چنان كسى كه نرنجد زحرف راست [39]
آرى ، لباس نمازگزار مسئله بسیار مهمى است ، لباس نمازگزار تار و پودش بافته شده از مایه قناعت ، انصاف ، درستى ، صدق ، رعایت حلال حق است و لباسى است كه از غصب ، ظلم ، دزدى ، تجاوز به حقوق دیگران ، رشوه ، احتكار ، بى‏انصافى ، كلاه بردارى به دور است .
لباس نمازگزار ، لباسى است كه بر اساس خواسته مولا بدست آمده و براى رضاى مولا پوشیده شده و از هر پیرایه‏اى جز عنایت و لطف دوست پاك و پاكیزه است و خلاصه لباس نمازگزار ، لباس عبودیت است و بس !
در « تفسیر ابو الفتوح رازى » آمده :
مردى به بازار برده فروشان رفت براى خرید برده ، برده‏اى را در مغازه‏اى دید و قبل از خرید از او سؤال كرد كه غذا و لباس و اندازه كار تو چیست ؟ او به سؤالات پاسخ گفت : خریدار او را نپسندید ، به مغازه دیگر رفت برده‏اى را دید از او پرسید :
چه نوع غذایى خوراك تو است ؟ گفت : هرچه مولا محبت كند . پرسید : چه اندازه كار مى‏كنى ؟ پاسخ داد : آنچه مولا بخواهد . سؤال كرد : چه لباسى مى‏پوشى ؟
جواب داد : آنچه مولا بپسندد .
اى مسلمانان و اى نمازگزاران ! از پوشیدن لباسى كه مولا نمى‏پسندد بپرهیزید و لباس خود را به خصوص به وقت عبادت از نوعى قرار دهید كه محبوب مولاست ، در پیشگاه مقدس حضرت او در غذا و كار و اخلاق و لباس از یك برده كمتر نباشید !
جامه خود را جامه غرور و تكبر و فخرفروشى قرار ندهید ، از جامه‏اى كه شما را به سوى رذایل اخلاقى مى‏كشد خوددارى كنید ، جامه خود را جامه ادب ، وقار ، محبت ، خدمت ، شرف ، پاكى ، فضیلت و تواضع و انكسار و عرفان قرار دهید ، آرى ، جامه عارفانه بپوشید .
به قول پروین اعتصامى :
به درویشى بزرگى جامه‏اى داد
كه این خلقان بنه كز دوشت افتاد
چرا بر خویش پیچى ژنده و دلق
چو مى‏بخشند كفش و جامه‏ات خلق
چو خود عورى چرا بخشى قبا را
چو رنجورى چرا ریزى دوا را
كسى را قدرت بذل و كرم بود
كه دیناریش در جاى درم بود
بگفت اى دوست از صاحبدلان باش
بجان پرداز و با تن سرگران باش
تن خاكى به پیراهن نیرزد
وگر ارزد به چشم من نیرزد
ره تن را بزن تا جان بماند
ببند این دیو تا ایمان بماند
قبایى را كه سر مغرور دارد
تن آن بهتر كه از خود دور دارد
در هنگام ورود به جهان پرمنفعت نماز باید توجه داشت كه بیداران راه حق و عاشقان واصل و عارفان كامل بر اساس استفاده از مسائل وحى و گفتار نوربخش انبیا و امامان علیهم‏السلام معتقد به پوشش دو نوع لباس به وسیله نمازگزارند : یكى براى پوشش ظاهر به عنوان ستر عورت و دیگر براى پوشش باطن به عنوان آراستگى جان .
در این زمینه در كتاب «معراج السالكین و صلاة العارفین» چنین آمده است :
فصل پنجم در ستر عورت است و آن نزد عامه ستر مقابح بدن است از ناظر محترم و در حال صلاة و در نزد خاصه ستر مقابح اعمال است به لباس تقوا كه خیر البسه است مطلقا و در وقت حضور در محضر بالخصوص و در نزد اخص خواص ستر مقابح نفوس است به لباس عفاف و در نزد اهل ایمان ستر مقابح قلوب است به لباس طمأنینه و در نزد اهل معرفت و كشف ستر مقابح سرّ است به لباس شهود و در نزد اهل ولایت ستر مقابح سرّاست به لباس تمكین و سالك چون بدین مقام رسید ، ستر جمیع عورات خود را نموده و لایق محضر شده و از براى او دوام حضور است .
و حق تعالى جلت رحمته و وسعت ستّاریته ، ستّار جمیع عورات و مقابح خلق است .
این گونه بشر را به البسه گوناگون كه آن‏ها را از مقابح ظاهریه بدنیه ستر نماید مورد محبت قرار داده و مقابح اعمال او را به پرده ملكوت ستر فرموده و اگر این پرده ستّاریت ملكوتیه بر صور اعمال ما بندگان نبود و صور غیبیه آن‏ها ظاهر مى‏شد ، در همین عالم رسوا و خوار مى‏شدیم .
آرى ، اگر رحمت و عنایت و لطف و كرم و آقایى و بزرگوارى او نسبت به ما نبود ، ما در میان خلق جایى و محلى براى زندگى نداشتیم ، اما حق تعالى جلت عظمته خود قبائح اعمال ما را از انظار اهل عالم مستور فرموده و ستر نموده مقابح اخلاقى و ملكوت خبیثه ما را به این صورت معتدله مستقیمه ملكیه و اگر این ستر را هتك فرموده بود و صور ملكات اخلاق ظاهر مى‏شد ، هریك به یك با آن ملكیه باطنیه بودیم ، چنانچه در غیر این عالم كه وقت ظهور سرایر امت و روز بروز ملكات است ، چنین خواهد گردید .
و در حدیث است که :
قَال رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : تُحْشَرُ عَشْرَةُ أَصْنافٍ مِنْ اُمّتى أشْتاتاً قَدْ مَیَّزَهُمُ اللّهُ تعالى مِنَ الْمُسْلِمینَ وَبَدَّلَ صورهم فَبَعْضُهُم عَلى صُوْرَةِ القِرَدَةِ وبعضهم على صُورَةِ الْخَنازیر . .[40] .
پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند : مردم در قیامت به ده صورت محشور مى‏شوند كه خداوند آنها را از مسلمانان جدا كرده و صورتشان را تبدیل مى‏كند ، بعضى از ایشان به صورت میمون محشور مى‏شوند و بعضى به صورت خوكها .
از رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله روایت شده :
متكبر ، محشور شود به صورت مورچه ضعیفى و پایمال خلایق گردد ، تا مردم از حساب فارغ شوند .[41] بالجمله این صورت انسانیه پرده ستّاریت حق است به روى عورات باطنیه ، چنانچه ستر مقابح قلوب و اسرار را فرماید به ستّاریت افعالیه و اسمائیه و ذاتیه ، از همه موجودات ملكیه و ملكوتیه به حسب مراتب آن‏ها .
و بر سالك سبیل آخرت و مجاهد فى سبیل اللّه لازم است كه ستر عورات باطنیه و سریه خود را بنماید تمسك به مقام غفاریت و ستّاریت حق و حقیقت توبه و ورود به منزل انابه خود و عورات خود را مستور نماید .
سالك الى اللّه و مجاهد طریق معرفت در هیچ حالى از وظیفه عبودیت و حفظ محضر ربوبیت جلت عظمته غفلت نكند ، حتى در امور عادیه و آداب معاشرت ، حظّ قلوب و ارواح را عطا كند و حق تعالى و نعم و عطیات او را در هر چیز مشاهده كند .
پس در وقت پوشیدن لباس ظاهر از لباس تقوا و ایمان كه خیر البسه هستند غفلت نكند و چنانچه با لباس ظاهر ستر عورت ظاهرى كند ، با آن البسه ستر عورات باطنیه نماید كه قباحت و زشتى آن‏ها بالاتر است .
و كرامات حق تعالى و الطاف آن ذات مقدس را منظور كند و لباس ظاهر را براى اداى عبودیت و لباس باطن را براى آداب حضور در محضر ربوبیت بپوشد و در البسه ظاهریه و باطنیه ، بهترین آن‏ها او را به یاد حق آورد و از ذكر او غافل نكند .
پس در ماده و هیئت لباس ظاهر ، اختیار چیزى كند كه اسباب سركشى نفس نشود و مورث غفلت از حق نگردد و او را در زمره اصحاب عجب و ریا و مفاخرت و تكبر و تزین منسلك نكند و ملتفت باشد كه ركون به دنیا حتى در این امور ، در قلب تأثیرات غریبى مى‏گذارد كه موجب هلاكت آن است .
و بداند كه این آثارى كه در نفس به واسطه بعض البسه فاخره حاصل مى‏شود از آفات دین و قسوت قلب است كه خود از امهات امراض باطنیه است .
و در البسه باطنیه خیلى اهتمام كند كه شیطان و نفس اماره را در آن‏ها تصرفى نشود و او را مبتلا به عجب و ریا و سركشى و افتخار نكند و بر بندگان خدا به دین خود و یا تقوا و طاعت و كمال و معرفت و علم افتخار ننماید و تكبر نفروشد و از عواقب امر خود و مكر اللّه ایمن نباشد و بندگان خدا را هرچند در لباس اوباش و اهل معصیت هستند ، حقیر نشمارد كه این‏ها از مهلكات نفس است و موجب عجب به ایمان و اخلاق و اعمال است كه سرچشمه همه مفاسد است .
و در وقت پوشیدن لباس ، متذكر حق شود و رحمت‏هاى ظاهره او را كه از جمله آن‏ها شرّ ذنوب و فضایح است به یاد آرد و با حق تعالى به اخلاص و صدق معامله كند و ظاهر را به ستر طاعت و باطن را به ستر خوف و رهبت مزین نماید و متذكر عنایات حق شود كه اسباب ستر عورات ظاهره و باطنه را مرحمت فرموده و راه توبه و انابه را به روى بندگان مفتوح فرموده كه به ستر ستّارى و غفارى حق خود را مستور كرده و عیوب خویش را بپوشانند و چنانچه حق تعالى ستّار عیوب بندگان است ، ستّاران را دوست دارد و از هتك ستور بیزار است .
پس سالك الى اللّه ، ستّار عیوب بندگان خدا است و عمر خود را در كشف سرّ مردم تلف نكند و چشم خود را از عورات و عیوب بندگان خدا بپوشد و هتك ستر نكرده و پرده ناموس احدى را ندرد ، چنانچه خداوند ستّار ، ستر عیوب او را كه از دیگران بزرگ‏تر و فضیح‏تر است فرموده و بترسید از این‏كه اگر پرده عیوب كسى را بدرد ، حق تعالى پرده ستّاریت از بعض اعمال و اخلاق او بردارد و در میان جمع او را رسوا و خوار گرداند .
و مسافر طریق آخرت ، مطالعه در عیوب و عورات ، او را از عیوب دیگران مشغول مى‏كند و تجسس امورى كه به حال او فائده ندارد یا ضرر دارد نمى‏كند و عمل خود را رأس المال تجارت دیگران قرار نمى‏دهد آن هم به واسطه غیبت و هتك ستر و از عیوب و ذنوب خود هیچ گاه نسیان نمى‏كند كه نسیان گناهان از بزرگ‏ترین عقوبات حق است در دنیا كه انسان را از جبران آن‏ها باز مى‏دارد و از بزرگ‏ترین اسباب عقاب در آخرت است و تا بنده خدا به طاعت حق و مداقه در اعمال خود و مطالعه در معایب نفس مشغول است و از آنچه در دین خدا عار است بركنار باشد ، از آفات دور و در دریاى رحمت حق مستغرق و به گوهرهاى حكمت فائز است و اگر نسیان ذنوب خود كرد و از معایب خود غفلت ورزید و خودبین و خودخواه شد و اعتماد به حول و قوه خود كرد ، رستگارى نخواهد دید و به فلاح نایل نخواهد شد .
اى محبوب محبان ! اى خالق مهربان ! اى آمرزنده گناهان ! سراسر وجودم و تمام هستیم و همه موجودیتم از عیب و علت و از عوامل عار و ننگ موج مى‏زند ، اگر پرده پوشى تو نبود ، اگر لباس ستّارى و غفارى بر من نمى‏پوشاندى ، كدام یك از بندگانت حاضر بودند جواب سلام مرا بدهند و كدام یك آماده بودند با من معاشرت كنند و چه انسانى حاضر بود به من خدمت نماید ؟
پرده پوشى تو باعث شده كه من در بین خلق تو صاحب وجاهت و آبرو باشم و بندگانت خیال كنند كه من هم بنده‏اى از بندگان خوب توام ، واى بر من ! آه بر من !
حسرت و اندوه و غم از من كه دچار چه بلاى بزرگى هستم ، بلاى دو صورت بودن ، سیرتم غرق در خبث و پلیدى و آلودگى ، صورتم غرق در ادب و وقار و بندگى ، در حالى كه تو از من خواسته‏اى باطنم از ظاهرم بهتر باشد ، واى بر من از روزى كه پرده‏ها برداشته شود و تمام عیوب و نواقص باطن آشكار گردد ! آه بر من از روزى كه در دادگاه تو حاضر شوم و قاضى من تو و انبیا و ائمه معصومین علیهم‏السلام باشند ! اى معشوق ! همان‏طور كه در دنیا آبرویم را حفظ كردى و لباس ستّارى بر باطن من پوشاندى، در آخرت هم آبروى این عبد ذلیل را حفظ كن و مگذار در میان بندگانت ، به خصوص در محضر انبیا و اولیا رسوا گردد .

عدم اسراف در لباس

این وصیت عالى اسلام را هم از یاد نبرید كه از شما مى‏خواهد از اسراف و تبذیر در كل برنامه‏ها ـ كه یكى از آن‏ها لباس است ـ بپرهیزید كه خدا مردم مسرف را دوست ندارد[42] و مبذرین ، برادران شیطانند[43] .
خرج‏هاى گزاف براى خرید و دوخت و پوشش لباس از نظر اسلام اسراف و كار نابه جایى است ، وجدان مسلمان و انصاف یك انسان قبول نمى‏كند كه بدن خودش ، پوشیده به انواع البسه پرقیمت باشد ، ولى در جامعه عده‏اى زندگى كنند كه از فراهم آوردن حداقل لباس براى خود و فرزندانشان عاجز باشند !!
اندازه‏گیرى در مسائل مالى و اندازه نگاه داشتن در برخورد به مال براى هر مؤمنى لازم است ، مراعات عدالت و میانه‏روى ، حقیقتى است كه اسلام بر آن تأكید فراوان دارد :
عَنْ عَلِىٍّ علیه‏السلام قَالَ : لا یَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقیقَةِ الاْءیمانِ حَتّى یَكُونُ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ :
اَلْفِقْهُ فِى الدّینِ ، وَالصَّبْرُ عَلَى الْمَصائِبِ وَحُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعَاشِ[44] .
على علیه‏السلام فرمود ، مرد ، حقیقت ایمان را نمى‏چشد ، مگر در او سه خصلت باشد : فهم در دین ، ایستادگى در برابر مصائب ، نیكو اندازه نگاه داشتن در معاش .
عَنْ أَبى عبداللّه علیه‏السلام قَالَ : إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ یُحِبُّهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَإِنَّ السَّرْفَ أمرٌ یُبْغِضُهُ حَتّى طَرْحِكَ النَّواةَ فَإِنَّها تَصْلِحُ لِشَْئٍ وَحَتّى صَبِّكَ فَضْلَ شَرابِكَ[45] .
امام صادق علیه‏السلام فرمود : میانه‏روى حقیقتى است كه محبوب خدا است و زیاده روى برنامه‏اى است كه مبغوض حق است تا جایى كه هسته‏اى را به دور بیندازى ، هسته‏اى كه به درد كارى مى‏خورد و تا جایى كه زیادى آب آشامیدنى خود را بر زمین بریزى .

چهارشنبه 12 اسفند 1388 توسط حامد مصطفایی | نظرات ()




mortazavi.z@gmail.com

مسابقه اینترنتی نماز
انصار الصلاة شما را به یاری فرامی خواند
...و اقیموا الصلاه
نماز احتیاط
نیاز اساسی بشر امروز
دستوری برای نماز شب
چراغ های همیشه روشن
آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات
امید بخش ترین آیه
اولین نماز جمعه در اسلام
چرا هنگام نماز نشاط ندارم
توجه در نماز
نماز احتیاط
در چه مواردی میتوان نماز واجب را شکست
چیز هایی که در نماز مکروه است
ترجمه ی اذان واقامه
احکام مسجد
پوشانیدن بدن در نماز
احکام قبله
نماز غفیله
وقت نافله های یومیه
احکام نماز
احکام نماز میت
شرایط وضو
احکام نجاست
احکام تقلید
صحیفه ی سجادیه (متنی)
نهج البلاغه
مرثیه هایی درمورد ائمه
احکام خمس

به نظر شما مطالب این وبلاگ تا چه حد برای نماز ایجاد انگیزه می کند؟






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

ژ منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar-20.com رفتن به بالای صفحه